ب-و-ء

« Back to Glossary Index
ریشهٔ سه‌حرفی  ب و أ در قرآن ۱۷ بار آمده است و در چهار ساختار مشتق به کار رفته است:

شش بار به صورت فعل باب اوّل: بَآءَ — «بازگشت»، «برگشت با چیزی»، «دچار شد»

شش بار به صورت فعل باب دوم: بَوَّأَ — «جای داد»، «سکونت داد»، «مکان آماده کرد»

چهار بار به صورت فعل باب پنجم: يَتَبَوَّأُ — «جای می‌گیرد»، «سکونت می‌گزیند»، «برای خود جایگاه می‌گیرد»

یک بار به صورت اسم مفعول باب دوم: مُبَوَّأ — «جایگاه داده‌شده»، «محل آماده‌شده»، «منزلگاه»

فعل، باب اوّل — باءَ / يَبُوءُ

معنا: دچار شدن، به دوش گرفتن، بازگشتن با چیزی، گرفتار پیامد شدن

(2:61:41) وَبَاءُوا — و گرفتار شدند / و به خود کشیدند

وَضُرِبَتْ عَلَيْهِمُ الذِّلَّةُ وَالْمَسْكَنَةُ وَبَاءُوا بِغَضَبٍ مِنَ اللَّهِ
خواری و بینوایی بر آنان زده شد، و گرفتار خشمی از سوی خدا شدند.

(2:90:21) فَبَاءُوا — پس گرفتار شدند / پس به خود کشیدند

فَبَاءُوا بِغَضَبٍ عَلَىٰ غَضَبٍ وَلِلْكَافِرِينَ عَذَابٌ مُهِينٌ
پس خشمی بر خشمی دیگر را به خود کشیدند، و برای کافران عذابی خوارکننده است.

(3:112:14) وَبَاءُوا — و گرفتار شدند

وَبَاءُوا بِغَضَبٍ مِنَ اللَّهِ وَضُرِبَتْ عَلَيْهِمُ الْمَسْكَنَةُ
و گرفتار خشمی از سوی خدا شدند، و بینوایی بر آنان زده شد.

(3:162:6) بَاءَ — گرفتار شد / دچار شد

أَفَمَنِ اتَّبَعَ رِضْوَانَ اللَّهِ كَمَنْ بَاءَ بِسَخَطٍ مِنَ اللَّهِ
آیا کسی که خشنودی خدا را پیروی کرده، مانند کسی است که گرفتار خشم خدا شده است؟

(5:29:4) تَبُوءَ — به دوش بکشی / گرفتار شوی

إِنِّي أُرِيدُ أَنْ تَبُوءَ بِإِثْمِي وَإِثْمِكَ فَتَكُونَ مِنْ أَصْحَابِ النَّارِ
من می‌خواهم تو گناه من و گناه خودت را به دوش بکشی، پس از اهل آتش شوی.

(8:16:13) بَاءَ — گرفتار شد / به خود کشید

إِلَّا مُتَحَرِّفًا لِقِتَالٍ أَوْ مُتَحَيِّزًا إِلَىٰ فِئَةٍ فَقَدْ بَاءَ بِغَضَبٍ مِنَ اللَّهِ
مگر آن‌که برای شیوه‌ای جنگی تغییر موضع دهد، یا به گروهی بپیوندد؛ پس بی‌گمان گرفتار خشمی از سوی خدا شده است.


فعل، باب دوم — بَوَّأَ / يُبَوِّئُ

معنا: جا دادن، مستقر کردن، جایگاه دادن، تعیین کردن

(3:121:5) تُبَوِّئُ — جای می‌دادی / مستقر می‌کردی

وَإِذْ غَدَوْتَ مِنْ أَهْلِكَ تُبَوِّئُ الْمُؤْمِنِينَ مَقَاعِدَ لِلْقِتَالِ
و آن‌گاه که بامدادان از نزد خانواده‌ات بیرون رفتی و مؤمنان را در جایگاه‌هایی برای نبرد مستقر می‌کردی.

(7:74:8) وَبَوَّأَكُمْ — و شما را جای داد / مستقر کرد

وَبَوَّأَكُمْ فِي الْأَرْضِ تَتَّخِذُونَ مِنْ سُهُولِهَا قُصُورًا
و شما را در زمین جای داد؛ از دشت‌های آن کاخ‌ها می‌ساختید.

(10:93:2) بَوَّأْنَا — جای دادیم / مستقر کردیم

وَلَقَدْ بَوَّأْنَا بَنِي إِسْرَائِيلَ مُبَوَّأَ صِدْقٍ
و به‌راستی فرزندان اسرائیل را در جایگاهی نیکو و شایسته جای دادیم.

(16:41:9) لَنُبَوِّئَنَّهُمْ — قطعاً آنان را جای خواهیم داد

وَالَّذِينَ هَاجَرُوا فِي اللَّهِ مِنْ بَعْدِ مَا ظُلِمُوا لَنُبَوِّئَنَّهُمْ فِي الدُّنْيَا حَسَنَةً
و کسانی که پس از ستم دیدن، در راه خدا هجرت کردند، قطعاً در دنیا جایگاهی نیکو به آنان خواهیم داد.

(22:26:2) بَوَّأْنَا — تعیین کردیم / جای دادیم

وَإِذْ بَوَّأْنَا لِإِبْرَاهِيمَ مَكَانَ الْبَيْتِ أَنْ لَا تُشْرِكْ بِي شَيْئًا
و آن‌گاه که جایگاه خانه را برای ابراهیم تعیین کردیم که چیزی را با من شریک مگیر.

(29:58:5) لَنُبَوِّئَنَّهُمْ — قطعاً آنان را جای خواهیم داد

وَالَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ لَنُبَوِّئَنَّهُمْ مِنَ الْجَنَّةِ غُرَفًا
و کسانی که ایمان آوردند و کارهای شایسته کردند، قطعاً آنان را در غرفه‌هایی از بهشت جای خواهیم داد.


فعل، باب پنجم — تَبَوَّأَ / يَتَبَوَّأُ

معنا: جا گرفتن، مستقر شدن، برای خود جای گرفتن

(10:87:6) تَبَوَّآ — جای گیرید / خانه برگزینید

وَأَوْحَيْنَا إِلَىٰ مُوسَىٰ وَأَخِيهِ أَنْ تَبَوَّآ لِقَوْمِكُمَا بِمِصْرَ بُيُوتًا
و به موسی و برادرش وحی کردیم که برای قوم خود در مصر خانه‌هایی برگزینید.

(12:56:6) يَتَبَوَّأُ — جای می‌گرفت / مستقر می‌شد

وَكَذَٰلِكَ مَكَّنَّا لِيُوسُفَ فِي الْأَرْضِ يَتَبَوَّأُ مِنْهَا حَيْثُ يَشَاءُ
و این‌گونه یوسف را در آن سرزمین قدرت دادیم؛ هر جا که می‌خواست در آن جای می‌گرفت.

(39:74:9) نَتَبَوَّأُ — جای می‌گیریم / مستقر می‌شویم

وَأَوْرَثَنَا الْأَرْضَ نَتَبَوَّأُ مِنَ الْجَنَّةِ حَيْثُ نَشَاءُ
و زمین را به ما به ارث داد؛ هر جا از بهشت که بخواهیم در آن جای می‌گیریم.

(59:9:2) تَبَوَّءُوا — جای گرفتند / مستقر شدند

وَالَّذِينَ تَبَوَّءُوا الدَّارَ وَالْإِيمَانَ مِنْ قَبْلِهِمْ يُحِبُّونَ مَنْ هَاجَرَ إِلَيْهِمْ
و کسانی که پیش از آنان در آن خانه و در ایمان جای گرفتند، کسانی را که به سویشان هجرت کرده‌اند دوست دارند.


اسم مفعول، باب دوم — مُبَوَّأ

معنا: جایگاه، محل استقرار، جای داده‌شده

(10:93:5) مُبَوَّأَ — جایگاه / محل استقرار

وَلَقَدْ بَوَّأْنَا بَنِي إِسْرَائِيلَ مُبَوَّأَ صِدْقٍ
و به‌راستی فرزندان اسرائیل را در جایگاهی نیکو و راستین جای دادیم.

Nach oben scrollen