019-090-047-مريم

« Back to Glossary Index
و این گفتاریست که از آن نزدیک است، آسمانها از هم بپاشند و زمین شکاف شکاف گردد و کوهها سخت فرو ریزند (۹۰)
تَكادُ السَّماواتُ يَتَفَطَّرنَ مِنهُ وَتَنشَقُّ الأَرضُ وَتَخِرُّ الجِبالُ هَدًّا

نزدیک است آسمان‌ها از آن بشکافند، و زمین از هم باز شود، و کوه‌ها سخت فرو ریزند.

تَكادُ السَّماواتُ يَتَفَطَّرنَ مِنهُ

نزدیک است آسمان‌ها از آن بشکافند.

تَكادُ: ریشه «ك و د»، فعل مضارع ناقص از «كادَ»، مفرد مؤنث غایب؛ معنای «نزدیک است»، «در آستانه است».

السَّماواتُ: ریشه «س م و»، اسم جمع مؤنث معرفه با «ال»، مرفوع و اسم «تَكادُ»؛ معنای «آسمان‌ها».

يَتَفَطَّرنَ: ریشه «ف ط ر»، فعل مضارع از باب تفعّل، مبنی بر سکون به سبب اتصال نون نسوه، و نون نسوه فاعل؛ معنای «می‌شکافند»، «از هم می‌درند».

مِنهُ: «مِن» حرف جر، و «هُ» ضمیر متصل در محل جر؛ معنای «از آن»، «به سبب آن».


وَتَنشَقُّ الأَرضُ

و زمین از هم باز شود.

وَ: حرف عطف؛ معنای «و».

تَنشَقُّ: ریشه «ش ق ق»، فعل مضارع از باب انفعال، مفرد مؤنث غایب؛ معنای «شکافته می‌شود»، «از هم باز می‌شود».

الأَرضُ: ریشه «أ ر ض»، اسم مفرد مؤنث معرفه با «ال»، مرفوع و فاعل؛ معنای «زمین».


وَتَخِرُّ الجِبالُ هَدًّا

و کوه‌ها سخت فرو ریزند.

وَ: حرف عطف؛ معنای «و».

تَخِرُّ: ریشه «خ ر ر»، فعل مضارع، مفرد مؤنث غایب؛ معنای «فرو می‌ریزد»، «سقوط می‌کند».

الجِبالُ: ریشه «ج ب ل»، اسم جمع مکسر معرفه با «ال»، مرفوع و فاعل؛ معنای «کوه‌ها».

هَدًّا: ریشه «ه د د»، مصدر منصوب و مفعول مطلق برای تأکید؛ معنای «فرو ریختنی سخت»، «درهم‌شکستن شدید».

Nach oben scrollen