| پس بر علیه ایشان شتاب مکن، زیرا ما برای ایشان حسابهائی داریم که میشماریم (معلوم میشود پیغمبر اسلام به پروردگار عالم میگفت، چرا باید این بت پرستان این معجزات را ببینند و چرا نباید بواسطه مخالفتشان با حقیقت زودتر دچار بدبختیهای دنیائی نشوند) (84) |
| فَلَا تَعْجَلْ عَلَيْهِمْ ۖ إِنَّمَا نَعُدُّ لَهُمْ عَدًّا پس دربارهٔ آنان شتاب مکن؛ ما فقط روزها و مهلتشان را به دقت میشماریم. فَلَا تَعْجَلْ عَلَيْهِمْپس بر آنان شتاب مکن. فَ: حرف عطف یا استئناف، مبنی و بیمحل از اعراب؛ به معنای «پس» و بیانگر نتیجه یا پیوند با سخن پیشین است. لَا: حرف نهی و جزم، مبنی و بیمحل از اعراب؛ برای بازداشتن و نهی کردن، به معنای «مکن». تَعْجَلْ: فعل مضارع مجزوم به «لا»ی نهی، علامت جزم آن سکون ظاهر بر آخر فعل؛ از ریشهٔ «ع ج ل» و باب ثلاثی مجرد «عَجِلَ يَعْجَلُ»، به معنای شتاب کردن، عجله ورزیدن و خواستنِ زودهنگامِ وقوع چیزی. عَلَيْهِمْ: «عَلَى» حرف جر، مبنی و بیمحل از اعراب؛ به معنای «بر». «هُمْ» ضمیر متصل مبنی در محل جر با «على»، اشاره به آنان؛ جار و مجرور متعلق به «تعجل» و در اینجا به معنای شتابزدگی دربارهٔ آنان و در کیفرشان است. إِنَّمَا نَعُدُّ لَهُمْ عَدًّاما فقط برای آنان شمارشی دقیق میشماریم. إِنَّمَا: ادات حصر، مرکب از «إِنَّ» و «ما»ی کافّه، مبنی و بیمحل از اعراب؛ معنای حصر میدهد: «جز این نیست که»، «فقط». نَعُدُّ: فعل مضارع مرفوع، علامت رفع آن ضمهٔ ظاهر بر آخر فعل؛ از ریشهٔ «ع د د» و باب ثلاثی مجرد «عَدَّ يَعُدُّ»، به معنای شمردن، به حساب آوردن و دقیق برشمردن. فاعل آن ضمیر مستتر «نحن» است که به الله بازمیگردد. لَهُمْ: «لِ» حرف جر، مبنی و بیمحل از اعراب؛ به معنای «برای». «هُمْ» ضمیر متصل مبنی در محل جر با لام، اشاره به آنان؛ جار و مجرور متعلق به «نعدّ» است. عَدًّا: مفعول مطلق منصوب، علامت نصب آن فتحهٔ ظاهر؛ از ریشهٔ «ع د د» و مصدر فعل «عَدَّ»، به معنای «شمردنی دقیق و پیدرپی». این واژه بر دقت و محدود بودن مهلت آنان دلالت دارد. |
019-084-047-مريم
« Back to Glossary Index
