| و اگر اینان تو را دروغ میدانند، مردم پیش از ایشان نیز پیغمبران خود را وقتی با آن دلایل اعجاز آمیز روشن و با آن استدلال از روی کتابهای آسمانی و با آن مطالب صد در صد درست و ثابت و درخشان (كتاب منير) آمدند، دروغ دانستند (۲۵) |
| وَإِن يُكَذِّبُوكَ فَقَدْ كَذَّبَ الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ جَاءَتْهُمْ رُسُلُهُمْ بِالْبَيِّنَاتِ وَبِالزُّبُرِ وَبِالْكِتَابِ الْمُنِيرِ و اگر تو را تکذیب کنند، کسانی که پیش از آنان بودند نیز تکذیب کردند؛ پیامبرانشان با دلایل روشن، نوشتههای آسمانی و کتاب روشنگر نزد آنان آمدند. وَإِنْ يُكَذِّبُوكَو اگر تو را تکذیب کنند. وَ: حرف عطف یا استیناف؛ برای پیوند دادن این جمله با جملهٔ پیشین، به معنای «و». إِنْ: حرف شرط جازم؛ به معنای «اگر». يُكَذِّبُوكَ: فعل مضارع، ثلاثی مزید از باب تفعیل، ریشهٔ «کذب»؛ «یُکَذِّبُونَ» به معنای «تکذیب میکنند»، با حذف نون به سبب قرار گرفتن پس از «إِنْ»؛ «واو» فاعل و «کاف» ضمیر مفعولی، به معنای «تو را تکذیب کنند». فَقَدْ كَذَّبَ الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْپس کسانی که پیش از آنان بودند نیز تکذیب کردند. فَ: حرف جواب شرط یا تفریع؛ به معنای «پس» یا «بنابراین». قَدْ: حرف تحقیق؛ در کنار فعل ماضی بر تحقق و قطعی بودن عمل دلالت میکند، به معنای «بهراستی» یا «قطعاً». كَذَّبَ: فعل ماضی، ثلاثی مزید از باب تفعیل، ریشهٔ «کذب»؛ به معنای «تکذیب کرد» یا «دروغگو شمرد». الَّذِينَ: اسم موصول جمع مذکر؛ به معنای «کسانی که». مِنْ: حرف جر؛ به معنای «از» یا «در میانِ». قَبْلِهِمْ: «قَبْل» اسم ظرف به معنای «پیش» یا «قبل» و «هِمْ» ضمیر جمع مذکر غایب، در جایگاه مضافالیه؛ مجموعاً به معنای «پیش از آنان». جَاءَتْهُمْ رُسُلُهُمْ بِالْبَيِّنَاتِپیامبرانشان با دلایل روشن نزد آنان آمدند. جَاءَتْهُمْ: «جَاءَتْ» فعل ماضی مؤنث، از ریشهٔ «جیء»، به معنای «آمد»؛ تاء، تاء تأنیث ساکن است و «هُمْ» ضمیر مفعولی، به معنای «نزد آنان آمد». رُسُلُهُمْ: «رُسُل» جمع «رَسُول»، از ریشهٔ «رسل»، به معنای «فرستادگان» یا «پیامبران»؛ «هُمْ» ضمیر ملکی، به معنای «پیامبرانشان»؛ این واژه فاعل جمله است. بِالْبَيِّنَاتِ: «بِ» حرف جر به معنای «با»؛ «الْبَيِّنَات» جمع «بَيِّنَة»، از ریشهٔ «بین»، به معنای «دلایل روشن»، «نشانههای آشکار» یا «حجتهای واضح». وَبِالزُّبُرِو با نوشتههای آسمانی. وَ: حرف عطف؛ به معنای «و». بِالزُّبُرِ: «بِ» حرف جر به معنای «با»؛ «الزُّبُر» جمع «زَبُور» یا «زُبُر»، از ریشهٔ «زبر»، به معنای «کتابها»، «نوشتههای آسمانی» یا «صحیفههای وحیانی». وَبِالْكِتَابِ الْمُنِيرِو با کتاب روشنگر. وَ: حرف عطف؛ به معنای «و». بِالْكِتَابِ: «بِ» حرف جر به معنای «با»؛ «الْكِتَاب» اسم، از ریشهٔ «کتب»، به معنای «کتاب» یا «نوشته». الْمُنِيرِ: صفت برای «الْكِتَاب»، اسم فاعل از ریشهٔ «نور» و باب إفعال، از «أَنَارَ»؛ به معنای «روشنکننده»، «روشنگر» یا «نوربخش». |
035-025-046-فاطر
« Back to Glossary Index
