| اگر ایشان را شما بخوانید خواندن شما را نمی شوند و اگر هم میشنیدند به نفع شما پاسخی نمیدادند و آنان در روزگار قیامت به این روش شرک آمیز شما اظهار مخالفت خواهند کرد و به مانند یک کاملاً با خبر، هیچکس نیست که بتواند اینگونه خبرها را بتو بدهد و فقط الله است که چون در همه جاست و به هر چیز آگاه است، این خبرها را به تو میدهد (و با این حال وای بر آنانکه خود را پیشوای مسلمانان میدانند و میخواهند اینگونه آیات روشن قرآن را بوسیله روایات موهومی به خلاف آنچه در قرآن است تفسیر نمایند و مردم را بجای بردن بسوی کتاب الله به شفاعت ها و بت پرستی بکشانند) (14) |
| إِن تَدعوهُم لا يَسمَعوا دُعاءَكُم وَلَو سَمِعوا مَا استَجابوا لَكُم ۖ وَيَومَ القِيامَةِ يَكفُرونَ بِشِركِكُم ۚ وَلا يُنَبِّئُكَ مِثلَ خَبيرٍ اگر آنان را بخوانید، دعای شما را نمیشنوند؛ و اگر هم بشنوند، پاسخ شما را نمیدهند. و روز قیامت، شرک شما را انکار میکنند؛ و هیچکس مانند [الله] آگاه، تو را باخبر نمیکند. إِن تَدعوهُم لا يَسمَعوا دُعاءَكُماگر آنان را بخوانید، دعای شما را نمیشنوند. إِن: ریشه: ندارد؛ حرف شرط جازم؛ به معنای «اگر». تَدعوهُم: ریشه: «د ع و»؛ فعل مضارع، دومشخص جمع، از باب دعا، همراه با واو جماعت و «هم» بهعنوان مفعول؛ به معنای «آنان را بخوانید» یا «آنان را دعا کنید». لا: ریشه: ندارد؛ حرف نفی؛ به معنای «نمی». يَسمَعوا: ریشه: «س م ع»؛ فعل مضارع مجزوم به سبب «لا» در جواب شرط، سومشخص جمع؛ به معنای «میشنوند». دُعاءَكُم: ریشه: «د ع و»؛ «دعاء» اسم، به معنای «دعا، درخواست و خواندن»؛ «کم» ضمیر متصل و مضافإلیه؛ عبارت به معنای «دعای شما». وَلَو سَمِعوا مَا استَجابوا لَكُمو اگر هم بشنوند، پاسخ شما را نمیدهند. وَ: ریشه: ندارد؛ حرف عطف؛ به معنای «و». لَو: ریشه: ندارد؛ حرف شرط؛ به معنای «اگر، حتی اگر». سَمِعوا: ریشه: «س م ع»؛ فعل ماضی، سومشخص جمع؛ به معنای «شنیدند» یا در این ساختار «بشنوند». مَا: ریشه: ندارد؛ در اینجا اسم موصول؛ به معنای «آنچه» یا «چیزی را که». استَجابوا: ریشه: «ج و ب»؛ فعل ماضی، سومشخص جمع، از باب استفعال؛ به معنای «پاسخ دادند» یا «اجابت کردند». لَكُم: ریشه: ندارد؛ «لِ» حرف جر و «کم» ضمیر متصل؛ به معنای «برای شما» یا «به شما». وَيَومَ القِيامَةِ يَكفُرونَ بِشِركِكُمو روز قیامت، شرک شما را انکار میکنند. وَ: ریشه: ندارد؛ حرف عطف؛ به معنای «و». يَومَ: ریشه: «ي و م»؛ اسم زمان و ظرف؛ به معنای «روز». القِيامَةِ: ریشه: «ق و م»؛ اسم، مؤنث، از قیام؛ به معنای «رستاخیز» و «روز برخاستن مردگان». يَكفُرونَ: ریشه: «ک ف ر»؛ فعل مضارع، سومشخص جمع؛ به معنای «انکار میکنند» یا «کفر میورزند». بِشِركِكُم: ریشه: «ش ر ک»؛ «بِ» حرف جر، «شرک» اسم به معنای «شریک قرار دادن»، و «کم» ضمیر متصل؛ به معنای «از شرک شما» یا «شرکی که ورزیدهاید». وَلا يُنَبِّئُكَ مِثلَ خَبيرٍو هیچکس مانند [الله] آگاه، تو را باخبر نمیکند. وَ: ریشه: ندارد؛ حرف عطف؛ به معنای «و». لا: ریشه: ندارد؛ حرف نفی؛ به معنای «نمی» یا «هیچکس نمی». يُنَبِّئُكَ: ریشه: «ن ب أ»؛ فعل مضارع، سومشخص مفرد، از باب تفعیل؛ «ک» ضمیر مفعولی؛ به معنای «تو را خبر میدهد» یا «تو را آگاه میکند». مِثلَ: ریشه: «م ث ل»؛ اسم به معنای «مانند»؛ در اینجا برای بیان برتری و یگانگی به کار رفته است. خَبيرٍ: ریشه: «خ ب ر»؛ صفت مشبهه یا اسم فاعل؛ به معنای «آگاه، باخبر و دانا»؛ منظور الله است. |
035-014-046-فاطر
« Back to Glossary Index
