035-014-046-فاطر

« Back to Glossary Index
اگر ایشان را شما بخوانید خواندن شما را نمی شوند و اگر هم میشنیدند به نفع شما پاسخی نمیدادند و آنان در روزگار قیامت به این روش شرک آمیز شما اظهار مخالفت خواهند کرد و به مانند یک کاملاً با خبر، هیچکس نیست که بتواند اینگونه خبرها را بتو بدهد و فقط الله است که چون در همه جاست و به هر چیز آگاه است، این خبرها را به تو میدهد (و با این حال وای بر آنانکه خود را پیشوای مسلمانان میدانند و میخواهند اینگونه آیات روشن قرآن را بوسیله روایات موهومی به خلاف آنچه در قرآن است تفسیر نمایند و مردم را بجای بردن بسوی کتاب الله به شفاعت ها و بت پرستی بکشانند) (14)
إِن تَدعوهُم لا يَسمَعوا دُعاءَكُم وَلَو سَمِعوا مَا استَجابوا لَكُم ۖ وَيَومَ القِيامَةِ يَكفُرونَ بِشِركِكُم ۚ وَلا يُنَبِّئُكَ مِثلَ خَبيرٍ

اگر آنان را بخوانید، دعای شما را نمی‌شنوند؛ و اگر هم بشنوند، پاسخ شما را نمی‌دهند. و روز قیامت، شرک شما را انکار می‌کنند؛ و هیچ‌کس مانند [الله] آگاه، تو را باخبر نمی‌کند.

إِن تَدعوهُم لا يَسمَعوا دُعاءَكُم

اگر آنان را بخوانید، دعای شما را نمی‌شنوند.

إِن: ریشه: ندارد؛ حرف شرط جازم؛ به معنای «اگر».

تَدعوهُم: ریشه: «د ع و»؛ فعل مضارع، دوم‌شخص جمع، از باب دعا، همراه با واو جماعت و «هم» به‌عنوان مفعول؛ به معنای «آنان را بخوانید» یا «آنان را دعا کنید».

لا: ریشه: ندارد؛ حرف نفی؛ به معنای «نمی».

يَسمَعوا: ریشه: «س م ع»؛ فعل مضارع مجزوم به سبب «لا» در جواب شرط، سوم‌شخص جمع؛ به معنای «می‌شنوند».

دُعاءَكُم: ریشه: «د ع و»؛ «دعاء» اسم، به معنای «دعا، درخواست و خواندن»؛ «کم» ضمیر متصل و مضاف‌إلیه؛ عبارت به معنای «دعای شما».


وَلَو سَمِعوا مَا استَجابوا لَكُم

و اگر هم بشنوند، پاسخ شما را نمی‌دهند.

وَ: ریشه: ندارد؛ حرف عطف؛ به معنای «و».

لَو: ریشه: ندارد؛ حرف شرط؛ به معنای «اگر، حتی اگر».

سَمِعوا: ریشه: «س م ع»؛ فعل ماضی، سوم‌شخص جمع؛ به معنای «شنیدند» یا در این ساختار «بشنوند».

مَا: ریشه: ندارد؛ در اینجا اسم موصول؛ به معنای «آنچه» یا «چیزی را که».

استَجابوا: ریشه: «ج و ب»؛ فعل ماضی، سوم‌شخص جمع، از باب استفعال؛ به معنای «پاسخ دادند» یا «اجابت کردند».

لَكُم: ریشه: ندارد؛ «لِ» حرف جر و «کم» ضمیر متصل؛ به معنای «برای شما» یا «به شما».


وَيَومَ القِيامَةِ يَكفُرونَ بِشِركِكُم

و روز قیامت، شرک شما را انکار می‌کنند.

وَ: ریشه: ندارد؛ حرف عطف؛ به معنای «و».

يَومَ: ریشه: «ي و م»؛ اسم زمان و ظرف؛ به معنای «روز».

القِيامَةِ: ریشه: «ق و م»؛ اسم، مؤنث، از قیام؛ به معنای «رستاخیز» و «روز برخاستن مردگان».

يَكفُرونَ: ریشه: «ک ف ر»؛ فعل مضارع، سوم‌شخص جمع؛ به معنای «انکار می‌کنند» یا «کفر می‌ورزند».

بِشِركِكُم: ریشه: «ش ر ک»؛ «بِ» حرف جر، «شرک» اسم به معنای «شریک قرار دادن»، و «کم» ضمیر متصل؛ به معنای «از شرک شما» یا «شرکی که ورزیده‌اید».


وَلا يُنَبِّئُكَ مِثلَ خَبيرٍ

و هیچ‌کس مانند [الله] آگاه، تو را باخبر نمی‌کند.

وَ: ریشه: ندارد؛ حرف عطف؛ به معنای «و».

لا: ریشه: ندارد؛ حرف نفی؛ به معنای «نمی» یا «هیچ‌کس نمی».

يُنَبِّئُكَ: ریشه: «ن ب أ»؛ فعل مضارع، سوم‌شخص مفرد، از باب تفعیل؛ «ک» ضمیر مفعولی؛ به معنای «تو را خبر می‌دهد» یا «تو را آگاه می‌کند».

مِثلَ: ریشه: «م ث ل»؛ اسم به معنای «مانند»؛ در اینجا برای بیان برتری و یگانگی به کار رفته است.

خَبيرٍ: ریشه: «خ ب ر»؛ صفت مشبهه یا اسم فاعل؛ به معنای «آگاه، باخبر و دانا»؛ منظور الله است.

Nach oben scrollen