| ای مردم نعمت های الله را که اطراف شما قرار داده بیاد آورید، آیا غیر از الله خالقی دیگر هست که از آسمان و زمین شما را روزی دهد؟ (وای بر آنها که میگویند عیسی و موسی و دیگر بزرگان دین روزی دهنده مردم اند) جز خالق عالم خدائی نیست( صاحب اختیاری در دین و طبیعت نیست) پس شما بشرها را بسوی چه موهوماتی میکشانند (یا بسوی موهومات سوء استفاده چیان مذهبی و یا موهومات غرض رانان مادّی) (۳) |
| يَا أَيُّهَا النَّاسُ اذْكُرُوا نِعْمَتَ اللَّهِ عَلَيْكُمْ ۚ هَلْ مِنْ خَالِقٍ غَيْرُ اللَّهِ يَرْزُقُكُمْ مِنَ السَّمَاءِ وَالْأَرْضِ ۚ لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ ۖ فَأَنَّىٰ تُؤْفَكُونَ ای مردم، نعمت الله را بر خود به یاد آورید. آیا آفرینندهای جز الله هست که از آسمان و زمین به شما روزی دهد؟ معبودی جز او نیست؛ پس چگونه از حق بازگردانده میشوید؟ يَا أَيُّهَا النَّاسُ اذْكُرُوا نِعْمَتَ اللَّهِ عَلَيْكُمْای مردم، نعمت الله را بر خود به یاد آورید. يَا: ریشه ندارد؛ حرف ندا؛ برای فراخواندن و خطاب کردن. أَيُّهَا: «أَيُّ» از ریشهٔ «أ ي ي»؛ اسم مبهمِ منادا و در جایگاه منصوب؛ «هَا» حرف تنبیه است و برای توجه دادن میآید. النَّاسُ: از ریشهٔ «ن و س»؛ اسم، جمع یا اسمِ جمع؛ در جایگاه بدل یا عطف بیان برای «أَيُّ» و مرفوع؛ مردم. اذْكُرُوا: از ریشهٔ «ذ ك ر»؛ فعل امر، دومشخص جمع مذکر؛ «به یاد آورید، یاد کنید». نِعْمَتَ: از ریشهٔ «ن ع م»؛ اسم مفرد مؤنث؛ مفعولبه و منصوب؛ نعمت، بخشش و برخورداری. اللَّهِ: اسم جلاله؛ مضافإلیه و مجرور؛ الله. عَلَيْكُمْ: «عَلَى» حرف جر؛ «كُمْ» ضمیر پیوسته، دومشخص جمع؛ جار و مجرور؛ بر شما، دربارهٔ شما یا نسبت به شما. هَلْ مِنْ خَالِقٍ غَيْرُ اللَّهِ يَرْزُقُكُمْ مِنَ السَّمَاءِ وَالْأَرْضِآیا آفرینندهای جز الله هست که از آسمان و زمین به شما روزی دهد؟ هَلْ: حرف استفهام؛ برای پرسش، که در اینجا معنای انکاری دارد. مِنْ: حرف جر؛ در ترکیب «مِنْ خَالِقٍ» برای تأکید عموم نفی یا استفهام؛ هیچ، هیچگونه. خَالِقٍ: از ریشهٔ «خ ل ق»؛ اسم فاعل از «خَلَقَ»؛ مجرور به «مِنْ» و تنویندار؛ آفریننده. غَيْرُ: از ریشهٔ «غ ي ر»؛ اسم به معنای غیر؛ در جایگاه بدل یا صفت برای «خَالِقٍ» و از نظر اعراب مرفوع؛ غیر، جز. اللَّهِ: اسم جلاله؛ مضافإلیه و مجرور؛ الله. يَرْزُقُكُمْ: از ریشهٔ «ر ز ق»؛ فعل مضارع، سومشخص مفرد مذکر؛ «كُمْ» مفعولبه؛ به شما روزی میدهد. مِنَ: «مِنْ» حرف جر است و پیش از «الـ» برای سهولت تلفظ به صورت «مِنَ» خوانده میشود؛ از. السَّمَاءِ: از ریشهٔ «س م و»؛ اسم مفرد؛ مجرور به «مِنْ»؛ آسمان. وَ: حرف عطف؛ و. الْأَرْضِ: از ریشهٔ «أ ر ض»؛ اسم مفرد مؤنث؛ معطوف و مجرور؛ زمین. لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَمعبودی جز او نیست. لَا: «لا»ی نفی جنس؛ جنسِ معبود را بهطور کامل نفی میکند. إِلَهَ: از ریشهٔ «أ ل ه»؛ اسم «لا»ی نفی جنس و منصوب؛ معبود، پرستیدنی. إِلَّا: ابزار استثنا؛ به معنای مگر، جز. هُوَ: ضمیر منفصل، سومشخص مفرد مذکر؛ در جایگاه بدل یا مستثنا؛ او، یعنی الله. فَأَنَّىٰ تُؤْفَكُونَپس چگونه از حق بازگردانده میشوید؟ فَ: حرف عطف یا نتیجه؛ پس، بنابراین. أَنَّىٰ: اسم استفهام؛ برای پرسش از چگونگی یا جهت؛ چگونه، از کجا. تُؤْفَكُونَ: از ریشهٔ «أ ف ك»؛ فعل مضارع مجهول، دومشخص جمع مذکر؛ «بازگردانده میشوید، منحرف میشوید». |
035-003-046-فاطر
« Back to Glossary Index
