| و به این مردمی که تو ایشان را راهنمائی می کنی، هیچ کتابی ندادیم که در آن، اینگونه دلایل روشن دینی باشد که از روی آنها، اینان درس گرفته باشند و قبل از تو، هیچ اعلام خطر کننده ای به سوی ایشان نفرستاده ایم؟ (44) |
| وَما آتَيناهُم مِن كُتُبٍ يَدرُسونَها ۖ وَما أَرسَلنا إِلَيهِم قَبلَكَ مِن نَذيرٍ به آنان کتابهایی نداده بودیم که آنها را مطالعه کنند، و پیش از تو هیچ هشداردهندهای به سویشان نفرستاده بودیم. وَما آتَيناهُم مِن كُتُبٍ يَدرُسونَهابه آنان کتابهایی نداده بودیم که آنها را مطالعه کنند. وَ: حرف عطف؛ برای پیوند دادن این جمله با جملهٔ پیشین؛ و. ما: حرف نفی؛ برای نفی وقوع فعل در گذشته؛ نـ. آتَيناهُم: فعل ماضی، از ریشهٔ «أ ت ي»؛ «آتى» به معنای دادن و عطا کردن؛ «نا» ضمیر فاعلی، به معنای ما؛ «هم» ضمیر مفعولی پیوسته، به معنای آنان؛ به آنان دادیم. مِن: حرف جر؛ در اینجا برای نفی فراگیر و بیان جنس؛ هیچگونه، از. كُتُبٍ: اسم جمع، جمع «کتاب»، از ریشهٔ «ک ت ب»؛ مجرور به «مِن» و دارای تنوین کسر؛ کتابها. يَدرُسونَها: فعل مضارع، از ریشهٔ «د ر س»؛ به معنای مطالعه کردن و آموختن؛ «واو» نشانهٔ فاعل جمع مذکر، به معنای آنان؛ «ها» ضمیر مفعولی پیوسته، به معنای آنها؛ آنها را مطالعه میکنند. وَما أَرسَلنا إِلَيهِم قَبلَكَ مِن نَذيرٍو پیش از تو هیچ هشداردهندهای به سویشان نفرستاده بودیم. وَ: حرف عطف؛ و. ما: حرف نفی؛ برای نفی وقوع فعل در گذشته؛ نـ. أَرسَلنا: فعل ماضی، از ریشهٔ «ر س ل»؛ به معنای فرستادن؛ «نا» ضمیر فاعلی؛ فرستادیم. إِلَيهِم: «إلى» حرف جر، به معنای به سوی؛ «هم» ضمیر پیوسته، به معنای آنان؛ به سوی آنان، به سویشان. قَبلَكَ: «قبل» ظرف زمان، به معنای پیش از؛ «ک» ضمیر پیوسته، به معنای تو؛ پیش از تو. مِن: حرف جر؛ در اینجا برای نفی فراگیر و تأکید بر نبودن هیچ فردی؛ هیچ، هیچگونه. نَذيرٍ: اسم مفرد، از ریشهٔ «ن ذ ر»؛ بر وزن «فعیل» و به معنای هشداردهنده؛ مجرور به «مِن» و دارای تنوین کسر؛ هشداردهندهای. |
034-044-045-سبأ
« Back to Glossary Index
