| و حقیقت اینستکه، مالها و اولادهای شما چیزی نیستند که به خودی خود، بتوانند شما را به ما نزدیک کنند، فقط ایمان صحیح به متن پیغام الله و نیکوکاری است که میتواند چنین کند، برای این دسته اخیر است که به پاداش اعمالی که کرده اند، چند برابر پاداش می بینند و در آخرت در آن کاخهای عالی، آسوده خاطر زندگی خواهند کرد (۳۷) |
| وَما أَموالُكُم وَلا أَولادُكُم بِالَّتي تُقَرِّبُكُم عِندَنا زُلفىٰ إِلّا مَن آمَنَ وَعَمِلَ صالِحًا فَأُولٰئِكَ لَهُم جَزاءُ الضِّعفِ بِما عَمِلوا وَهُم فِي الغُرُفاتِ آمِنونَ و اموال و فرزندانتان چیزی نیستند که شما را نزد ما به مقام قرب نزدیک کنند؛ مگر کسانی که ایمان آورده و کار شایسته انجام دادهاند. پس برای آنان به سبب اعمالی که انجام دادهاند، پاداشی دوچندان است و آنان در غرفهها و جایگاههای بلند، ایمناند. وَما أَموالُكُم وَلا أَولادُكُم بِالَّتي تُقَرِّبُكُم عِندَنا زُلفىٰو اموال و فرزندانتان چیزی نیستند که شما را نزد ما به مقام قرب نزدیک کنند. وَ — ریشه ندارد؛ حرف عطف؛ و. ما — ریشه ندارد؛ حرف نفی؛ نیست، نمیباشد. أَموالُكُم — ریشهٔ «مول»؛ «أموال» جمع «مال» و مبتدا، مرفوع؛ اموال شما. وَلا — «وَ» حرف عطف و «لا» حرف نفی؛ و نه، و نیز نیست. أَولادُكُم — ریشهٔ «ولد»؛ جمع «وَلَد» و مبتدا، مرفوع؛ فرزندان شما. بِالَّتي — «بِـ» حرف جر و «الَّتي» اسم موصول مؤنث مفرد؛ با آن چیزی که، آنچه که؛ «باء» در اینجا برای نفیِ وابستگی و تأثیرگذاری آمده است. تُقَرِّبُكُم — ریشهٔ «قرب»؛ فعل مضارع، باب تفعیل، سومشخص مؤنث مفرد؛ شما را نزدیک میکند. عِندَنا — «عِندَ» ظرف مکان و «نا» ضمیر متصل؛ نزد ما، در پیشگاه ما. زُلفىٰ — ریشهٔ «زلف»؛ مصدر یا اسم به معنای نزدیکی و قرب؛ بهصورت نزدیکشدن، مقام قرب. إِلّا مَن آمَنَ وَعَمِلَ صالِحًامگر کسانی که ایمان آورده و کار شایسته انجام دادهاند. إِلّا — ابزار استثنا؛ مگر، جز. مَن — اسم موصول یا اسم عام برای عاقل؛ کسی که، کسانی که. آمَنَ — ریشهٔ «أمن»؛ فعل ماضی، باب إفعال، سومشخص مفرد مذکر؛ ایمان آورد. وَ — ریشه ندارد؛ حرف عطف؛ و. عَمِلَ — ریشهٔ «عمل»؛ فعل ماضی، سومشخص مفرد مذکر؛ انجام داد، عمل کرد. صالِحًا — ریشهٔ «صلح»؛ صفت، منصوب و مفعول مطلق یا صفت برای عملِ محذوف؛ شایسته، نیکو؛ «کار شایستهای». فَأُولٰئِكَ لَهُم جَزاءُ الضِّعفِ بِما عَمِلواپس برای آنان، به سبب اعمالی که انجام دادهاند، پاداشی دوچندان است. فَ — ریشه ندارد؛ حرف نتیجه و پیوند؛ پس، بنابراین. أُولٰئِكَ — اسم اشاره برای جمع دور؛ آنان، ایشان. لَهُم — «لِـ» حرف جر و «هُم» ضمیر متصل؛ برای آنان، از آنِ آنان. جَزاءُ — ریشهٔ «جزی»؛ اسم، مبتدا یا خبر مقدمنشده و مرفوع؛ پاداش، جزا. الضِّعفِ — ریشهٔ «ضعف»؛ اسم، مضافإلیه و مجرور؛ دو برابر، چند برابر؛ در این آیه به معنای دوچندان. بِما — «بِـ» حرف جر و «ما» اسم موصول یا مصدری؛ به سبب آنچه، بهخاطر اعمالی که. عَمِلوا — ریشهٔ «عمل»؛ فعل ماضی، سومشخص جمع مذکر؛ آنان انجام دادند، عمل کردند. وَهُم فِي الغُرُفاتِ آمِنونَو آنان در غرفهها و جایگاههای بلند، ایمناند. وَ — ریشه ندارد؛ حرف عطف؛ و. هُم — ضمیر منفصل، سومشخص جمع مذکر؛ آنان، ایشان. فِي — ریشه ندارد؛ حرف جر؛ در، داخلِ. الغُرُفاتِ — ریشهٔ «غرف»؛ جمع «غُرفة»، اسم مجرور بهسبب «في»؛ اتاقها، غرفهها، جایگاههای بلند. آمِنونَ — ریشهٔ «أمن»؛ اسم فاعل از «آمَنَ»، جمع مذکر سالم، خبر و مرفوع؛ ایمن، در امنیت. |
034-037-045-سبأ
« Back to Glossary Index
