034-037-045-سبأ

« Back to Glossary Index
و حقیقت اینستکه، مالها و اولادهای شما چیزی نیستند که به خودی خود، بتوانند شما را به ما نزدیک کنند، فقط ایمان صحیح به متن پیغام الله و نیکوکاری است که میتواند چنین کند، برای این دسته اخیر است که به پاداش اعمالی که کرده اند، چند برابر پاداش می بینند و در آخرت در آن کاخهای عالی، آسوده خاطر زندگی خواهند کرد (۳۷)
وَما أَموالُكُم وَلا أَولادُكُم بِالَّتي تُقَرِّبُكُم عِندَنا زُلفىٰ إِلّا مَن آمَنَ وَعَمِلَ صالِحًا فَأُولٰئِكَ لَهُم جَزاءُ الضِّعفِ بِما عَمِلوا وَهُم فِي الغُرُفاتِ آمِنونَ

و اموال و فرزندانتان چیزی نیستند که شما را نزد ما به مقام قرب نزدیک کنند؛ مگر کسانی که ایمان آورده و کار شایسته انجام داده‌اند. پس برای آنان به سبب اعمالی که انجام داده‌اند، پاداشی دوچندان است و آنان در غرفه‌ها و جایگاه‌های بلند، ایمن‌اند.

وَما أَموالُكُم وَلا أَولادُكُم بِالَّتي تُقَرِّبُكُم عِندَنا زُلفىٰ

و اموال و فرزندانتان چیزی نیستند که شما را نزد ما به مقام قرب نزدیک کنند.

وَ — ریشه ندارد؛ حرف عطف؛ و.

ما — ریشه ندارد؛ حرف نفی؛ نیست، نمی‌باشد.

أَموالُكُم — ریشهٔ «م‌و‌ل»؛ «أموال» جمع «مال» و مبتدا، مرفوع؛ اموال شما.

وَلا — «وَ» حرف عطف و «لا» حرف نفی؛ و نه، و نیز نیست.

أَولادُكُم — ریشهٔ «و‌ل‌د»؛ جمع «وَلَد» و مبتدا، مرفوع؛ فرزندان شما.

بِالَّتي — «بِـ» حرف جر و «الَّتي» اسم موصول مؤنث مفرد؛ با آن چیزی که، آنچه که؛ «باء» در اینجا برای نفیِ وابستگی و تأثیرگذاری آمده است.

تُقَرِّبُكُم — ریشهٔ «ق‌ر‌ب»؛ فعل مضارع، باب تفعیل، سوم‌شخص مؤنث مفرد؛ شما را نزدیک می‌کند.

عِندَنا — «عِندَ» ظرف مکان و «نا» ضمیر متصل؛ نزد ما، در پیشگاه ما.

زُلفىٰ — ریشهٔ «ز‌ل‌ف»؛ مصدر یا اسم به معنای نزدیکی و قرب؛ به‌صورت نزدیک‌شدن، مقام قرب.


إِلّا مَن آمَنَ وَعَمِلَ صالِحًا

مگر کسانی که ایمان آورده و کار شایسته انجام داده‌اند.

إِلّا — ابزار استثنا؛ مگر، جز.

مَن — اسم موصول یا اسم عام برای عاقل؛ کسی که، کسانی که.

آمَنَ — ریشهٔ «أ‌م‌ن»؛ فعل ماضی، باب إفعال، سوم‌شخص مفرد مذکر؛ ایمان آورد.

وَ — ریشه ندارد؛ حرف عطف؛ و.

عَمِلَ — ریشهٔ «ع‌م‌ل»؛ فعل ماضی، سوم‌شخص مفرد مذکر؛ انجام داد، عمل کرد.

صالِحًا — ریشهٔ «ص‌ل‌ح»؛ صفت، منصوب و مفعول مطلق یا صفت برای عملِ محذوف؛ شایسته، نیکو؛ «کار شایسته‌ای».


فَأُولٰئِكَ لَهُم جَزاءُ الضِّعفِ بِما عَمِلوا

پس برای آنان، به سبب اعمالی که انجام داده‌اند، پاداشی دوچندان است.

فَ — ریشه ندارد؛ حرف نتیجه و پیوند؛ پس، بنابراین.

أُولٰئِكَ — اسم اشاره برای جمع دور؛ آنان، ایشان.

لَهُم — «لِـ» حرف جر و «هُم» ضمیر متصل؛ برای آنان، از آنِ آنان.

جَزاءُ — ریشهٔ «ج‌ز‌ی»؛ اسم، مبتدا یا خبر مقدم‌نشده و مرفوع؛ پاداش، جزا.

الضِّعفِ — ریشهٔ «ض‌ع‌ف»؛ اسم، مضاف‌إلیه و مجرور؛ دو برابر، چند برابر؛ در این آیه به معنای دوچندان.

بِما — «بِـ» حرف جر و «ما» اسم موصول یا مصدری؛ به سبب آنچه، به‌خاطر اعمالی که.

عَمِلوا — ریشهٔ «ع‌م‌ل»؛ فعل ماضی، سوم‌شخص جمع مذکر؛ آنان انجام دادند، عمل کردند.


وَهُم فِي الغُرُفاتِ آمِنونَ

و آنان در غرفه‌ها و جایگاه‌های بلند، ایمن‌اند.

وَ — ریشه ندارد؛ حرف عطف؛ و.

هُم — ضمیر منفصل، سوم‌شخص جمع مذکر؛ آنان، ایشان.

فِي — ریشه ندارد؛ حرف جر؛ در، داخلِ.

الغُرُفاتِ — ریشهٔ «غ‌ر‌ف»؛ جمع «غُرفة»، اسم مجرور به‌سبب «في»؛ اتاق‌ها، غرفه‌ها، جایگاه‌های بلند.

آمِنونَ — ریشهٔ «أ‌م‌ن»؛ اسم فاعل از «آمَنَ»، جمع مذکر سالم، خبر و مرفوع؛ ایمن، در امنیت.

Nach oben scrollen