034-033-045-سبأ

« Back to Glossary Index
پس از آن، آنانکه خود را ناتوان میشمردند، به بزرگانِ خود اقرار خواهند کرد که شما راست میگوئید و حیله های شب و روز بود که باعث شد، وقتی شما به ما أمر میکردید، به الله كفران کنیم و برایش شريکهائی قرار دهیم، پذیرفتیم (این آیات میرسانند که مریدانِ عوام فریبان، خوب میفهمند که راه راستِ مورد رضای الله، کلاه شرعی ها و موهوماتی نیست که بزرگانِ دینی ایشان، برای ایشان میگویند، لیکن چون می بینند، بوسیله این کلاه شرعی ها و موهوماتی که همه از شفیع قرار دادن و شریک پنداشتنِ مقدسین در صاحب اختیاری، سرچشمه میگیرد، میتوانند هم گناه کنند و هم خود را دیندار جلوه دهند، راه عوام فریبان را بر متن پیغامهای الله که مخالف پارتی بازی و دخالت بزرگان در دین و عقیده مردم است، ترجیح میدهند) در آن زمان وقتی آن عذاب را ببینند، در درون خود از گذشته خود پشیمان خواهند شد و ما در آن زمان، در گردن های کسانیکه کفران کردند، آن غل و زنجیرهای مخصوص را خواهیم افکند، آیا غیر از آنچه کرده اند، مجازات می بینند؟ (در آنجا خواهند دید که روی حسابی دقیق برای هر فکر و عمل بدی مجازاتِ معلومی است) (۳۳)
وَقالَ الَّذينَ استُضعِفوا لِلَّذينَ استَكبَروا بَل مَكرُ اللَّيلِ وَالنَّهارِ إِذ تَأمُرونَنا أَن نَكفُرَ بِاللَّهِ وَنَجعَلَ لَهُ أَندادًا ۚ وَأَسَرُّوا النَّدامَةَ لَمّا رَأَوُا العَذابَ وَجَعَلنَا الأَغلالَ في أَعناقِ الَّذينَ كَفَروا ۚ هَل يُجزَونَ إِلّا ما كانوا يَعمَلونَ

و کسانی که به ناتوانی کشانده شده بودند، به کسانی که تکبّر ورزیده بودند گفتند: «بلکه نیرنگ شب و روز بود، آن‌گاه که ما را فرمان می‌دادید به الله کافر شویم و برای او همتایانی قرار دهیم.» و هنگامی که عذاب را دیدند، پشیمانی خود را پنهان کردند؛ و در گردن‌های کسانی که کافر شدند غل‌ها نهادیم. آیا جز آنچه انجام می‌دادند، پاداش داده می‌شوند؟

وَقالَ الَّذينَ استُضعِفوا لِلَّذينَ استَكبَروا

و کسانی که به ناتوانی کشانده شده بودند، به کسانی که تکبّر ورزیده بودند گفتند:

وَقالَ: از ریشهٔ «ق‌و‌ل»؛ فعل ماضی، سوم‌شخص مفرد مذکر؛ «گفت».
الَّذينَ: اسم موصول جمع مذکر؛ «کسانی که».
استُضعِفوا: از ریشهٔ «ض‌ع‌ف»، باب استفعال، فعل ماضی مجهول، سوم‌شخص جمع مذکر؛ «به ناتوانی کشانده شدند»، «ضعیف شمرده شدند».
لِلَّذينَ: «لِـ» حرف جر به‌معنای «به» یا «در برابرِ»؛ «الَّذينَ» اسم موصول جمع مذکر؛ «کسانی که».
استَكبَروا: از ریشهٔ «ک‌ب‌ر»، باب استفعال، فعل ماضی، سوم‌شخص جمع مذکر؛ «تکبّر ورزیدند»، «خود را بزرگ پنداشتند».


بَل مَكرُ اللَّيلِ وَالنَّهارِ

بلکه نیرنگ شب و روز بود.

بَل: حرف اضراب؛ برای بازگشت از سخن پیشین و بیان مطلب درست‌تر؛ «بلکه».
مَكرُ: از ریشهٔ «م‌ک‌ر»؛ اسم، مرفوع و مضاف؛ «نیرنگ»، «فریب»، «تدبیر پنهانی».
اللَّيلِ: اسم معرفه، مجرور و مضافٌ‌إلیه؛ از ریشهٔ «ل‌ی‌ل»؛ «شب».
وَالنَّهارِ: «وَ» حرف عطف؛ «النَّهارِ» اسم معرفه، مجرور و معطوف؛ از ریشهٔ «ن‌ه‌ر»؛ «روز».


إِذ تَأمُرونَنا أَن نَكفُرَ بِاللَّهِ وَنَجعَلَ لَهُ أَندادًا

آن‌گاه که ما را فرمان می‌دادید به الله کافر شویم و برای او همتایانی قرار دهیم.

إِذ: ظرف زمان، مبنی؛ «آن‌گاه که»، «هنگامی که».
تَأمُرونَنا: از ریشهٔ «أ‌م‌ر»؛ فعل مضارع، دوم‌شخص جمع مذکر؛ «تأمرون» یعنی «فرمان می‌دهید»؛ «نا» ضمیر متصل، مفعولٌ‌به؛ «ما را».
أَن: حرف مصدری و ناصب؛ فعل پس از خود را منصوب می‌کند؛ «که».
نَكفُرَ: از ریشهٔ «ک‌ف‌ر»؛ فعل مضارع منصوب به‌وسیلهٔ «أَن»، اول‌شخص جمع؛ «کافر شویم»، «انکار کنیم».
بِاللَّهِ: «بِـ» حرف جر؛ «الله» اسم جلاله، مجرور؛ «به الله».
وَنَجعَلَ: «وَ» حرف عطف؛ از ریشهٔ «ج‌ع‌ل»؛ فعل مضارع منصوب به‌وسیلهٔ «أَن»؛ اول‌شخص جمع؛ «قرار دهیم»، «بگردانیم».
لَهُ: «لِـ» حرف جر؛ «هُ» ضمیر متصل؛ «برای او»، «از آنِ او».
أَندادًا: جمع «نِدّ»، از ریشهٔ «ن‌د‌د»؛ اسم جمع، منصوب و مفعولٌ‌به؛ «همتایان»، «شریکان»، «رقیبان».


وَأَسَرُّوا النَّدامَةَ لَمّا رَأَوُا العَذابَ

و هنگامی که عذاب را دیدند، پشیمانی خود را پنهان کردند.

وَأَسَرُّوا: «وَ» حرف عطف؛ از ریشهٔ «س‌ر‌ر»؛ فعل ماضی، سوم‌شخص جمع مذکر؛ «پنهان کردند»، «در دل نگه داشتند».
النَّدامَةَ: از ریشهٔ «ن‌د‌م»؛ اسم معرفه، منصوب و مفعولٌ‌به؛ «پشیمانی».
لَمّا: ظرف زمان همراه با معنای شرط؛ «هنگامی که»، «وقتی که».
رَأَوُا: از ریشهٔ «ر‌أ‌ی»؛ فعل ماضی، سوم‌شخص جمع مذکر؛ «دیدند».
العَذابَ: از ریشهٔ «ع‌ذ‌ب»؛ اسم معرفه، منصوب و مفعولٌ‌به؛ «عذاب»، «کیفر».


وَجَعَلنَا الأَغلالَ في أَعناقِ الَّذينَ كَفَروا

و در گردن‌های کسانی که کافر شدند غل‌ها نهادیم.

وَجَعَلنَا: «وَ» حرف عطف؛ از ریشهٔ «ج‌ع‌ل»؛ فعل ماضی، اول‌شخص جمع؛ «قرار دادیم»، «نهادیم».
الأَغلالَ: جمع «غُلّ»، از ریشهٔ «غ‌ل‌ل»؛ اسم معرفه، منصوب و مفعولٌ‌به؛ «غل‌ها»، «زنجیرهای سنگین».
في: حرف جر؛ «در»، «بر».
أَعناقِ: جمع «عُنُق»، از ریشهٔ «ع‌ن‌ق»؛ اسم مجرور و مضاف؛ «گردن‌ها».
الَّذينَ: اسم موصول جمع مذکر؛ مضافٌ‌إلیه؛ «کسانی که».
كَفَروا: از ریشهٔ «ک‌ف‌ر»؛ فعل ماضی، سوم‌شخص جمع مذکر؛ «کافر شدند»، «حق را انکار کردند».


هَل يُجزَونَ إِلّا ما كانوا يَعمَلونَ

آیا جز آنچه انجام می‌دادند، پاداش داده می‌شوند؟

هَل: حرف استفهام؛ برای پرسش؛ «آیا».
يُجزَونَ: از ریشهٔ «ج‌ز‌ی»؛ فعل مضارع مجهول، سوم‌شخص جمع مذکر؛ «پاداش داده می‌شوند»، «کیفر می‌بینند».
إِلّا: حرف استثنا؛ «مگر»، «جز».
ما: اسم موصول؛ «آنچه».
كانوا: از ریشهٔ «ک‌و‌ن»؛ فعل ماضی ناقص، سوم‌شخص جمع مذکر؛ «بودند».
يَعمَلونَ: از ریشهٔ «ع‌م‌ل»؛ فعل مضارع، سوم‌شخص جمع مذکر؛ «انجام می‌دادند»، «عمل می‌کردند».

Nach oben scrollen