034-034-045-سبأ

« Back to Glossary Index
و ما در هیچ شهری، هیچ اعلام خطر کننده ای نفرستادیم، مگر آنکه هوسرانان آن گفتند، ما منکر چیزهائی هستیم که شما برای آن فرستاده شده اید (34)
وَما أَرسَلنا في قَريَةٍ مِن نَذيرٍ إِلّا قالَ مُترَفوها إِنّا بِما أُرسِلتُم بِهِ كافِرونَ

و ما در هیچ شهری هشداردهنده‌ای نفرستادیم، مگر آنکه ثروتمندان و نازپروردگان آن گفتند: «ما به آنچه برای آن فرستاده شده‌اید، کافریم.»

وَما أَرسَلنا في قَريَةٍ مِن نَذيرٍ إِلّا قالَ مُترَفوها

و ما در هیچ شهری هشداردهنده‌ای نفرستادیم، مگر آنکه نازپروردگان آن گفتند:

وَ
ریشه: ندارد؛ حرف عطف.
گرامر: حرف پیونددهنده، به معنای «و».

ما
ریشه: ندارد؛ حرف نفی.
گرامر: حرف نفی، در اینجا برای نفیِ فعل گذشته آمده است.
معنا: نه، نکردیم.

أَرسَلنا
ریشه: ر ـ س ـ ل.
گرامر: فعل ماضی، باب إفعال، صیغهٔ اول‌شخص جمع؛ «ما» فاعل آن است.
معنا: فرستادیم.

في
ریشه: ندارد؛ حرف جر.
گرامر: حرف اضافه.
معنا: در.

قَريَةٍ
ریشه: ق ـ ر ـ ی.
گرامر: اسم مجرور به «في» و دارای تنوین کسره.
معنا: شهر، آبادی، روستا.

مِن
ریشه: ندارد؛ حرف جر زاید برای تأکید نفی.
گرامر: در ساختار «ما … مِن» برای تأکید فراگیری نفی آمده است.
معنا: هیچ، حتی یک.

نَذيرٍ
ریشه: ن ـ ذ ـ ر.
گرامر: اسم مجرور لفظاً به «مِن»؛ در معنا مفعول جملهٔ «أرسلنا» است.
معنا: هشداردهنده، بیم‌دهنده، پیامبر هشداردهنده.

إِلّا
ریشه: ندارد؛ ابزار استثنا.
گرامر: حرف استثنا.
معنا: مگر، جز اینکه.

قالَ
ریشه: ق ـ و ـ ل.
گرامر: فعل ماضی، سوم‌شخص مفرد مذکر.
معنا: گفت.

مُترَفوها
ریشه: ت ـ ر ـ ف.
گرامر: اسم مفعول از باب إفعال، جمع «مُترَف»؛ «ها» ضمیر پیوسته و مضاف‌إلیه است.
معنا: ثروتمندان و نازپروردگان آن، برخوردارانِ غافل و سرکشِ آن.


إِنّا بِما أُرسِلتُم بِهِ كافِرونَ

ما به آنچه برای آن فرستاده شده‌اید، کافریم.

إِنّا
ریشه: ندارد؛ «إِنَّ» و ضمیر «نا».
گرامر: «إِنَّ» حرف تأکید و نصب است و «نا» اسم آن.
معنا: همانا ما، به‌راستی ما.

بِما
ریشه: ندارد؛ «بِـ» حرف جر و «ما» اسم موصول.
گرامر: «ما» در محل جر به‌سبب «بِـ» است.
معنا: به آنچه، نسبت به آنچه.

أُرسِلتُم
ریشه: ر ـ س ـ ل.
گرامر: فعل ماضی مجهول، باب إفعال، صیغهٔ دوم‌شخص جمع مذکر؛ «واو» نشانهٔ جمع و «تُم» نشانهٔ مخاطب جمع است.
معنا: فرستاده شده‌اید.

بِهِ
ریشه: ندارد؛ «بِـ» حرف جر و «هِ» ضمیر پیوسته.
گرامر: جار و مجرور؛ ضمیر به «ما» بازمی‌گردد.
معنا: برای آن، به سبب آن، با آن.

كافِرونَ
ریشه: ک ـ ف ـ ر.
گرامر: اسم فاعل از ریشهٔ «کفر» و جمع مذکر سالم؛ خبر «إِنَّ» و مرفوع با واو.
معنا: کافران، منکران، کسانی که نمی‌پذیرند.

Nach oben scrollen