034-013-045-سبأ

« Back to Glossary Index
آنان برای سلیمان، محل هائی از مسجد را که لازم بود زیبا و پر کار ساخته شود، میساختند و همچنین مجسمه ها و یا کاسه های بزرگ، چون حوض ها و دیگ هائی غیر قابل انتقال ساختند، ای طرفداران داوود، شکر گزار من باشید و بدانید که از بندگان من اندکی هستند که شکر گزارند (۱۳)
يَعمَلونَ لَهُ ما يَشاءُ مِن مَحاريبَ وَتَماثيلَ وَجِفانٍ كَالجَوابِ وَقُدورٍ راسِياتٍ ۚ اعمَلوا آلَ داوودَ شُكرًا ۚ وَقَليلٌ مِن عِبادِيَ الشَّكورُ

برای او هرچه می‌خواست، از محراب‌ها و بناهای بلند، و تندیس‌ها، و کاسه‌هایی مانند حوض‌ها، و دیگ‌های بزرگ و ثابت می‌ساختند. ای خاندان داوود، برای سپاسگزاری عمل کنید؛ و اندکی از بندگان من سپاسگزارند.

يَعمَلونَ لَهُ ما يَشاءُ مِن مَحاريبَ وَتَماثيلَ وَجِفانٍ كَالجَوابِ وَقُدورٍ راسِياتٍ

برای او هرچه می‌خواست، از محراب‌ها و بناهای بلند، و تندیس‌ها، و کاسه‌هایی مانند حوض‌ها، و دیگ‌های بزرگ و ثابت می‌ساختند.

يَعمَلونَ: از ریشهٔ «ع‌م‌ل»؛ فعل مضارع، سوم‌شخص جمع مذکر؛ «کار می‌کردند، می‌ساختند».

لَهُ: «لِـ» حرف جر و «هُ» ضمیر پیوستهٔ سوم‌شخص مفرد مذکر؛ «برای او».

ما: اسم موصول؛ «آنچه، هرچه».

يَشاءُ: از ریشهٔ «ش‌ي‌ء»؛ فعل مضارع، سوم‌شخص مفرد مذکر؛ «می‌خواهد».

مِن: حرف جر؛ «از».

مَحاريبَ: جمع «مِحراب»؛ اسم، مجرور با «مِن» و دارای فتحهٔ نیابتی به‌سبب ممنوع‌من‌الصرف بودن؛ «محراب‌ها، عبادتگاه‌ها و بناهای بلند».

وَ: حرف عطف؛ «و».

تَماثيلَ: جمع «تِمثال»؛ اسم، معطوف و مجرور؛ «تندیس‌ها، پیکره‌ها».

وَجِفانٍ: «و» حرف عطف؛ «جِفان» جمع «جَفنة»؛ اسم، مجرور؛ «کاسه‌های بزرگ».

كَالجَوابِ: «کَـ» حرف تشبیه و جر؛ «الجواب» اسم مجرور؛ جمع «جَوبة»؛ «مانند حوض‌ها یا ظرف‌های بسیار بزرگ».

وَقُدورٍ: «و» حرف عطف؛ «قُدور» جمع «قِدر»؛ اسم، مجرور؛ «و دیگ‌ها».

راسِياتٍ: از ریشهٔ «ر‌س‌و»؛ صفت جمع مؤنث سالم، مجرور؛ «ثابت، استوار و پابرجا».


اعمَلوا آلَ داوودَ شُكرًا

ای خاندان داوود، برای سپاسگزاری عمل کنید.

اعمَلوا: از ریشهٔ «ع‌م‌ل»؛ فعل امر، دوم‌شخص جمع مذکر؛ «عمل کنید، انجام دهید».

آلَ: اسم، منصوب به‌عنوان منادا یا مفعولِ فعلِ مقدر؛ «خاندان، خاندانِ».

داوودَ: اسم عَلَم و بدل یا عطف بیان برای «آل»؛ «داوود».

شُكرًا: از ریشهٔ «ش‌ک‌ر»؛ مصدر منصوب، مفعولٌ‌له؛ «برای سپاسگزاری، از روی شکر».


وَقَليلٌ مِن عِبادِيَ الشَّكورُ

و اندکی از بندگان من سپاسگزارند.

وَ: حرف استیناف یا عطف؛ «و».

قَليلٌ: صفت یا اسم به‌معنای «اندک»؛ مبتدا و مرفوع؛ «اندک است، اندکی».

مِن: حرف جر؛ «از».

عِبادِيَ: «عِباد» جمع «عبد»؛ «ی» ضمیر متکلم و «الف» برای تناسب آوایی؛ «بندگان من».

الشَّكورُ: از ریشهٔ «ش‌ک‌ر»؛ صیغهٔ مبالغه بر وزن «فَعول»، خبر مرفوع؛ «بسیار سپاسگزار، شکرگزار».

Nach oben scrollen