025-074-044-فرقان

« Back to Glossary Index
آنانند که میگویند، پروردگارا برای ما زن و فرزندی نصیب گردان که باعثِ روشنی چشم شود و بالاخره آنانند که با زبان و کوشش، از پروردگار خود میخواهند که آنان را امام پرهیزکاران گرداند (پرهیزکار اسلامی به کسی گفته میشود که طبق آیه ۷۰ و ۷۱ از سوره احزاب از الله بترسد و جز، قولِ سدید، نگوید و اطاعت از قرآن و سنت پیغمبر بکند و از بدها دوری کند و عالیترین فرد بشر، کسی است که امام و پیشوای چنین پرهیزکاران باشد و این آیه میگوید، هر کس میتواند با کوشش خودش، امام بر پرهیزکاران شود، یعنی پرهیزکارانی متحد، تربیت نماید و باید دانست که در قرآن مجید هفت نوع امام ذکر شده: اول امام یا اول رهبر، علم الله است و دوم پیغامهای الله است که جزئی از علم الله است، سوم پیغمبرانند، چهارم امام پرهیزکاران میباشد و پنجم امام و پیشوای کافران و ششم دسته متحد پرهیزکاران که امام دسته های دیگر، برای اصلاح جوامع بشری میباشند و هفتم دسته متحد فسادکاران که امامت و رهبری آنان جامعه بشری را بسوی فساد میکشاند، پس امام خوب و امام بد یا بعبارت دیگر پیشوای خوب و پیشوای بد، هر دو در قرآن، به لفظ امام ذکر شده است) (74)
وَالَّذِينَ يَقُولُونَ رَبَّنَا هَبْ لَنَا مِنْ أَزْوَاجِنَا وَذُرِّيَّاتِنَا قُرَّةَ أَعْيُنٍ وَاجْعَلْنَا لِلْمُتَّقِينَ إِمَامًا

و کسانی که می‌گویند: پروردگارا، از همسران و فرزندانمان مایهٔ روشنی چشم به ما عطا کن و ما را برای پرهیزگاران پیشوا قرار ده.

وَالَّذِينَ يَقُولُونَ رَبَّنَا هَبْ لَنَا مِنْ أَزْوَاجِنَا وَذُرِّيَّاتِنَا قُرَّةَ أَعْيُنٍ

و کسانی که می‌گویند: پروردگارا، از همسران و فرزندانمان مایهٔ روشنی چشم به ما عطا کن.

وَ
ریشه: ندارد؛ حرف عطف.
معنا: و.

الَّذِينَ
ریشه: ندارد؛ اسم موصول جمع مذکر.
معنا: کسانی که.

يَقُولُونَ
ریشه: ق‌و‌ل؛ فعل مضارع، سوم‌شخص جمع مذکر، مرفوع با ثبوت نون.
معنا: می‌گویند.

رَبَّنَا
ریشه: ر‌ب‌ب؛ «رَبَّ» اسم، منادا و مضاف، و «نَا» ضمیر متصل در جایگاه مضاف‌إلیه.
معنا: پروردگار ما.

هَبْ
ریشه: و‌ه‌ب؛ فعل امر، دوم‌شخص مفرد مذکر.
معنا: ببخش، عطا کن.

لَنَا
ریشه: ندارد؛ «لِـ» حرف جر و «نَا» ضمیر متصل.
معنا: به ما، برای ما.

مِنْ
ریشه: ندارد؛ حرف جر.
معنا: از، از میان.

أَزْوَاجِنَا
ریشه: ز‌و‌ج؛ «أَزْوَاج» جمع «زَوْج» و اسم مجرور با «مِنْ»، و «نَا» ضمیر متصل در جایگاه مضاف‌إلیه.
معنا: همسران ما.

وَذُرِّيَّاتِنَا
ریشه: ذ‌ر‌ر؛ «ذُرِّيَّات» جمع «ذُرِّيَّة» و معطوف و مجرور، و «نَا» ضمیر متصل در جایگاه مضاف‌إلیه.
معنا: و فرزندان ما، و نسل ما.

قُرَّةَ
ریشه: ق‌ر‌ر؛ اسم منصوب، مضاف.
معنا: روشنی، آرامش و شادی.

أَعْيُنٍ
ریشه: ع‌ی‌ن؛ جمع «عَيْن»، مضاف‌إلیه مجرور.
معنا: چشم‌ها؛ «قُرَّةَ أَعْيُنٍ» یعنی مایهٔ روشنی چشم.


وَاجْعَلْنَا لِلْمُتَّقِينَ إِمَامًا

و ما را برای پرهیزگاران پیشوا قرار ده.

وَ
ریشه: ندارد؛ حرف عطف.
معنا: و.

اجْعَلْنَا
ریشه: ج‌ع‌ل؛ فعل امر، دوم‌شخص مفرد مذکر، همراه با «نَا» به‌عنوان مفعول.
معنا: ما را قرار ده، ما را بگردان.

لِلْمُتَّقِينَ
ریشه: و‌ق‌ی؛ «لِـ» حرف جر و «الْمُتَّقِينَ» اسم مجرور، جمع مذکر سالم.
معنا: برای پرهیزگاران، برای تقواپیشگان.

إِمَامًا
ریشه: أ‌م‌م؛ اسم منصوب و مفعول دوم «اجعل».
معنا: پیشوا، الگو و رهبر.

Nach oben scrollen