025-073-044-فرقان

« Back to Glossary Index
و نیز کسانی هستند که وقتی، مطالب مستدل پروردگارشان، به یاد ایشان آورده شود، کر و کور بر آن سر فرو نمی آورند (این آیه اعلام میکند که خالق عالم بندگانِ نادان را حتی اگر کور کورانه و بی دلیل تسليم مطالب پیغام الله شوند بنده حقیقی خود نمی داند) (۷۳)

وَالَّذِينَ إِذَا ذُكِّرُوا بِآيَاتِ رَبِّهِمْ لَمْ يَخِرُّوا عَلَيْهَا صُمًّا وَعُمْيَانًا

و کسانی که چون به آیات پروردگارشان تذکر داده شوند، کر و کور بر آن‌ها فرو نمی‌افتند.

وَالَّذِينَ

  • ریشه: «الَّذِي»؛ اسم موصول، از ریشهٔ مستقل صرفی مشتق نشده است.
  • گرامر: «وَ» حرف عطف؛ «الَّذِينَ» اسم موصول جمع مذکر، در این آیه مبتدا است.
  • معنا: و کسانی که.

إِذَا

  • ریشه: ندارد؛ حرف است.
  • گرامر: ظرف زمان و شرط، برای بیان وقوع چیزی در آینده یا هرگاه.
  • معنا: هنگامی که، هرگاه.

ذُكِّرُوا

  • ریشه: «ذ ک ر».
  • گرامر: فعل ماضی مجهول، باب تفعیل؛ «واو» ضمیر متصل، نائب فاعل و نشانهٔ جمع مذکر؛ فعل در جملهٔ شرطیِ پس از «إِذَا» آمده است.
  • معنا: به آنان تذکر داده شد، یادآوری شدند، پند داده شدند.

بِآيَاتِ

  • ریشه: «أ ی ی»؛ «آيات» جمع «آيَة».
  • گرامر: «بِ» حرف جر؛ «آيات» اسم مجرور با «باء» و مضاف.
  • معنا: به آیات، به نشانه‌ها.

رَبِّهِمْ

  • ریشه: «ر ب ب».
  • گرامر: «رَبّ» اسم، مضاف؛ «هِمْ» ضمیر متصل، مضاف‌إلیه و برای جمع مذکر غایب.
  • معنا: پروردگارشان.

لَمْ

  • ریشه: ندارد؛ حرف است.
  • گرامر: حرف نفی، جزم و قلب؛ فعل مضارع پس از خود را مجزوم و معنای آن را به گذشتهٔ منفی تبدیل می‌کند.
  • معنا: نکردند، نـ.

يَخِرُّوا

  • ریشه: «خ ر ر».
  • گرامر: فعل مضارع، مرفوع؛ چون پس از «لَمْ» آمده، مجزوم است و نشانهٔ جزم آن حذف نون است؛ «واو» ضمیر متصل، فاعل.
  • معنا: فرو نمی‌افتند، به زمین نمی‌افتند.

عَلَيْهَا

  • ریشه: «عَلَى» حرف جر است و ریشهٔ صرفی ندارد؛ «هَا» ضمیر متصل است.
  • گرامر: «عَلَى» حرف جر؛ «هَا» ضمیر مجرور و متعلق به «يَخِرُّوا»؛ ضمیر به آیات بازمی‌گردد.
  • معنا: بر آن‌ها، در برابر آن‌ها.

صُمًّا

  • ریشه: «ص م م».
  • گرامر: حال منصوب از فاعل «يَخِرُّوا»؛ جمع «أَصَمّ».
  • معنا: در حالی که کر باشند؛ ناشنواوار و بی‌اعتنا.

وَعُمْيَانًا

  • ریشه: «ع م ي».
  • گرامر: «وَ» حرف عطف؛ «عُمْيَانًا» حال منصوب و معطوف به «صُمًّا»؛ جمع «أَعْمَى».
  • معنا: و در حالی که کور باشند؛ نابیناوار و بدون بصیرت.
Nach oben scrollen