| همچنین بندگانِ حقیقى الله کسانی هستند که شهادت دروغ نمی دهند و چون گذار ایشان، به چیزی لغو و بیهوده افتاد (هم مقصود کارهای بیهوده است و هم سخنان بیهوده و بیهوده ترین سخن، سخنان موهوم دینی است که پیشوایان سوء استفاده چی برای مردم میگویند و این سخنان علاوه بر اینکه لغو است، دارای ضررهای فردی و اجتماعی بسیاری هم میباشد) از آن به شایستگی میگذرند (۷۲) |
| وَالَّذِينَ لَا يَشْهَدُونَ الزُّورَ وَإِذَا مَرُّوا بِاللَّغْوِ مَرُّوا كِرَامًا و کسانی که دروغ و باطل را گواهی نمیدهند، و هنگامی که بر سخن یا کار بیهوده میگذرند، بزرگوارانه از آن میگذرند. وَالَّذِينَ لَا يَشْهَدُونَ الزُّورَکسانی که دروغ و باطل را گواهی نمیدهند. وَ: حرف عطف؛ به معنای «و». الَّذِينَ: اسم موصول جمع مذکر؛ از نظر ریشه ثلاثیِ قابل اشتقاق نیست؛ به معنای «کسانی که». لَا: حرف نفی؛ برای نفی فعل مضارع؛ به معنای «نـ» یا «نمی». يَشْهَدُونَ: فعل مضارع، سومشخص جمع مذکر؛ از ریشهٔ «شهد»؛ در اینجا به معنای «گواهی میدهند» یا «حاضر میشوند»؛ «واو» نشانهٔ فاعل جمع و «نون» نشانهٔ رفع است. الزُّورَ: اسم معرفه و منصوب، مفعولبه؛ از ریشهٔ «زور»؛ به معنای «دروغ، باطل، سخن نادرست یا گواهی دروغ». وَإِذَا مَرُّوا بِاللَّغْوِ مَرُّوا كِرَامًاو هنگامی که بر سخن یا کار بیهوده میگذرند، بزرگوارانه از آن میگذرند. وَ: حرف عطف؛ به معنای «و». إِذَا: ظرف زمان و ابزار شرط؛ به معنای «هنگامی که» یا «هرگاه». مَرُّوا: فعل ماضی، سومشخص جمع مذکر؛ از ریشهٔ «مرر»؛ به معنای «گذشتند»؛ در این ساخت، به معنای «میگذرند» است؛ «واو» نشانهٔ فاعل جمع است. بِـ: حرف جر؛ به معنای «به، از کنارِ یا بر». الـ: حرف تعریف؛ اسم پس از خود را معرفه میکند. لَغْوِ: اسم مجرور بهوسیلهٔ «بِـ»؛ از ریشهٔ «لغو»؛ به معنای «سخن بیهوده، کار بیفایده یا گفتار نادرست». مَرُّوا: فعل ماضی، سومشخص جمع مذکر؛ از ریشهٔ «مرر»؛ به معنای «گذشتند»؛ تکرار آن بر استمرار و شیوهٔ گذشتن دلالت دارد. كِرَامًا: حال منصوب؛ جمع «کریم»؛ از ریشهٔ «کرم»؛ به معنای «بزرگوارانه، کریمانه و باوقار». |
025-072-044-فرقان
« Back to Glossary Index
