025-057-044-فرقان

« Back to Glossary Index
بگو من بر تبلیغ قرآن، مزدی از شما نمیخواهم و فقط کسی را میخواهم که بسوی صاحب اختیار حقیقی خودش راهی را که خواسته بگیرد (پیغمبران و اکثر مبلغینِ حقیقیِ پیغامهای آنان، کسانی هستند که تبلیغ را برای گرفتن مزد نمیکنند) (۵۷)
قُل ما أَسأَلُكُم عَلَيهِ مِن أَجرٍ إِلّا مَن شاءَ أَن يَتَّخِذَ إِلىٰ رَبِّهِ سَبيلًا

بگو: در برابر آن، هیچ پاداشی از شما نمی‌خواهم؛ مگر کسی که بخواهد راهی به سوی پروردگارش در پیش گیرد.

قُل ما أَسأَلُكُم عَلَيهِ مِن أَجرٍ

در برابر آن، هیچ پاداشی از شما نمی‌خواهم.

قُل
ریشه: ق‌و‌ل؛ فعل امر، دوم‌شخص مفرد مذکر، از «قالَ ـ يَقولُ»؛ یعنی بگو.

ما
حرف نفی؛ برای نفی کردن جملهٔ فعلیه آمده است؛ یعنی نه، نمی‌.

أَسأَلُكُم
ریشه: س‌أ‌ل؛ فعل مضارع، اول‌شخص مفرد؛ «کُم» ضمیر پیوستهٔ مخاطب، دوم‌شخص جمع؛ یعنی از شما می‌خواهم یا درخواست می‌کنم.

عَلَيهِ
«عَلى» حرف جر است؛ «هِ» ضمیر پیوستهٔ سوم‌شخص مفرد مذکر؛ یعنی در برابر آن، دربارهٔ آن یا برای آن.

مِن
حرف جر؛ در اینجا برای تأکید نفی و بیان جنس آمده است؛ یعنی هیچ، از جنسِ.

أَجرٍ
ریشه: أ‌ج‌ر؛ اسم، مفرد، نکره و مجرور به «مِن»؛ یعنی پاداش، مزد یا عوض.


إِلّا مَن شاءَ

مگر کسی که بخواهد.

إِلّا
حرف استثنا؛ یعنی مگر، جز.

مَن
اسم موصول؛ برای انسان به کار می‌رود؛ یعنی کسی که.

شاءَ
ریشه: ش‌ی‌ء؛ فعل ماضی، سوم‌شخص مفرد مذکر، از «شاءَ ـ يَشاءُ»؛ یعنی خواست یا اراده کرد.


أَن يَتَّخِذَ إِلىٰ رَبِّهِ سَبيلًا

که راهی به سوی پروردگارش در پیش گیرد.

أَن
حرف مصدری و ناصب؛ فعل مضارع پس از خود را منصوب می‌کند؛ یعنی اینکه.

يَتَّخِذَ
ریشه: أ‌خ‌ذ؛ فعل مضارع منصوب به «أَن»، سوم‌شخص مفرد مذکر، از باب «افتعال»؛ یعنی اختیار کند، برگزیند یا در پیش گیرد.

إِلىٰ
حرف جر؛ یعنی به سوی، به طرف.

رَبِّهِ
ریشه: ر‌ب‌ب؛ اسم، مفرد و مجرور به «إِلىٰ»؛ «هِ» ضمیر پیوستهٔ سوم‌شخص مفرد مذکر؛ یعنی پروردگارش.

سَبيلًا
ریشه: س‌ب‌ل؛ اسم، مفرد، نکره و منصوب؛ مفعولٌ‌به برای «يَتَّخِذَ»؛ یعنی راهی، مسیر یا شیوه‌ای.

Nach oben scrollen