025-023-044-فرقان

« Back to Glossary Index
و بر روی آنچه عمل کرده اند (یعنی اعمال نیکی که در دنیا این گناهکاران بی عقیده به آخرت کرده اند) عملی را گذارده ایم که عمل ایشان را به مانند غبار پراکنده ای، کرده ایم (بی ایمانان به آخرت چون اعمال خوبشان یا برای ریا و یا دنیا خواهی و نفع دنیایی، از آن اعمال است و یا احساس و عادت به ترحم و خوبی، اعمال ایشان، در عین حال که امواجش، مانند غبار پراکنده ای در جهان می ماند و در آخرت دیده میشود، ارزشی برای او نخواهد داشت، بلکه آن ریا و دنیا خواهی و احساس و عادت، بیشتر از خودِ اعمال جلوه دارد و آنچه بیش از همه باعث بد بختی آنان در آخرت میگردد، نتیجه بی ایمانی آنان است که کمک به فسادِ جامعه، بدست فساد کاران میکنند) (۲۳)
وَقَدِمنا إِلىٰ ما عَمِلوا مِن عَمَلٍ فَجَعَلناهُ هَباءً مَنثورًا

ما به سراغ اعمالی که انجام داده‌اند می‌رویم و آن‌ها را همچون غباری پراکنده می‌گردانیم.

وَقَدِمنا إِلىٰ ما عَمِلوا مِن عَمَلٍ

و به سراغ اعمالی که انجام داده‌اند می‌رویم.

وَ: حرف عطف؛ برای پیوند دادن این جمله با جملهٔ پیشین، به معنای «و».

قَدِمنا: فعل ماضی، صیغهٔ اول شخص جمع، از ریشهٔ «ق د م»؛ به معنای «آمدیم» یا «رو آوردیم». «نا» ضمیر پیوسته و فاعل، به معنای «ما» است.

إِلىٰ: حرف جر؛ به معنای «به سوی» یا «به».

ما: اسم موصول؛ به معنای «آنچه» یا «چیزی که».

عَمِلوا: فعل ماضی، صیغهٔ سوم شخص جمع، از ریشهٔ «ع م ل»؛ به معنای «انجام دادند» یا «عمل کردند». «واو» ضمیر پیوسته و فاعل، به معنای «آنان» است.

مِن: حرف جر؛ در اینجا برای بیان جنس و توضیح، به معنای «از» یا «هرگونه».

عَمَلٍ: اسم مجرور به «مِن»، از ریشهٔ «ع م ل»؛ به معنای «کار»، «کردار» یا «عمل». نکره بودن آن بر عمومیت دلالت دارد.


فَجَعَلناهُ هَباءً مَنثورًا

پس آن را غباری پراکنده می‌گردانیم.

فَ: حرف عطف و نتیجه؛ به معنای «پس» یا «آنگاه».

جَعَلنا: فعل ماضی، صیغهٔ اول شخص جمع، از ریشهٔ «ج ع ل»؛ به معنای «قرار دادیم»، «گردانیدیم» یا «تبدیل کردیم». «نا» ضمیر پیوسته و فاعل، به معنای «ما» است.

هُ: ضمیر پیوسته، در جایگاه مفعول؛ به معنای «آن را» و اشاره‌کننده به «عمل» است.

هَباءً: اسم منصوب، از ریشهٔ «ه ب و»؛ به معنای «غبار ریز»، «ذرات پراکنده» یا «غبار معلق در هوا». در اینجا مفعول دوم «جعل» است.

مَنثورًا: اسم مفعول، منصوب، از ریشهٔ «ن ث ر»؛ به معنای «پراکنده‌شده» یا «پاشیده‌شده». این واژه صفت یا توضیحی برای «هباءً» است.

Nach oben scrollen