036-026-043-يس

« Back to Glossary Index
به او گفته شد که داخل بهشت شو و او گفت ای کاش قوم من میدانستند (26)
قِيلَ ادْخُلِ الْجَنَّةَ ۖ قَالَ يَا لَيْتَ قَوْمِي يَعْلَمُونَ

گفته شد: «به بهشت وارد شو.» گفت: «ای کاش قوم من می‌دانستند.»

قِيلَ ادْخُلِ الْجَنَّةَ

گفته شد: «به بهشت وارد شو.»

قِيلَ
ریشه: ق‌و‌ل؛ فعل ماضی مجهول، سوم‌شخص مفرد مذکر؛ معنا: گفته شد.

ادْخُلِ
ریشه: د‌خ‌ل؛ فعل امر، دوم‌شخص مفرد مذکر؛ حرکت کسره در پایان برای جلوگیری از برخورد دو سکون آمده است؛ معنا: وارد شو، داخل شو.

الْجَنَّةَ
ریشه: ج‌ن‌ن؛ اسم معرفه با «ال»، منصوب و مفعولٌ‌به؛ معنا: بهشت، باغ پوشیده و سرسبز.


قَالَ يَا لَيْتَ قَوْمِي يَعْلَمُونَ

گفت: «ای کاش قوم من می‌دانستند.»

قَالَ
ریشه: ق‌و‌ل؛ فعل ماضی، سوم‌شخص مفرد مذکر؛ معنا: گفت.

يَا
حرف ندا؛ برای خطاب و صدا زدن به کار می‌رود؛ در اینجا در ترکیب «یا لیت» برای بیان حسرت آمده است.

لَيْتَ
حرف مشبّه بالفعل؛ برای آرزو یا حسرت به کار می‌رود؛ معنا: ای کاش.

قَوْمِي
ریشه: ق‌و‌م؛ «قوم» اسم و مضاف، و «ی» ضمیر متصلِ متکلم مفرد در جایگاه مضافٌ‌إلیه؛ معنا: قوم من، مردم من.

يَعْلَمُونَ
ریشه: ع‌ل‌م؛ فعل مضارع، سوم‌شخص جمع مذکر؛ مرفوع با ثبوت نون؛ «واو» فاعل است؛ معنا: می‌دانند، آگاه هستند.

Nach oben scrollen