036-027-043-يس

« Back to Glossary Index
چگونه پروردگار من گناهان گذشته ام را بخشید و مرا از دسته ای قرار داد که به ایشان، اکرام بسیار کرده بود (این مطلب میرساند که اولا این حبیب نجار پس از ایمان آوردن، با شهامت هر چه بیشتر به تبلیغ همشهریان خود پرداخت و کوششهای تبلیغی او به جائی رسید که عده ای معدود به او ایمان آوردند و همین باعث خشم بی ایمانان شد و او را عاقبت کشتند، ثانیا این آیه میرساند که هر مجاهدِ دین حقی که در این راه کشته شود، روح او به بهشت برده میشود و همانطور که در آیات دیگر قرآن، مخصوصا آیه 14 از سوره فاطر، یاد آوری شده، این مقدسین پس از مرگ، دیگر صدای کسی را نمی شنوند و حتی به اندازه پوسته روی هسته خرما اختیاری ندارند که بتوانند شفاعت کسی را بکنند یا حاجتی بر آورند و یا معجزه ای بکنند و روز قیامت، منکر عقاید شرک آمیز کسانی میشوند که از آنها شفاعت یا حاجت میخواستند) (۲۷)
بِما غَفَرَ لي رَبّي وَجَعَلَني مِنَ المُكرَمينَ

به سبب آنکه پروردگارم مرا آمرزید و مرا از گرامی‌داشتگان قرار داد.

بِما غَفَرَ لي رَبّي

به سبب آنکه پروردگارم مرا آمرزید.

بِما
ریشه: «بِـ» حرف جر + «ما» اسم موصول؛ از نظر گرامری، «بِـ» سبب و علت را می‌رساند و «ما» به معنای «آنچه/آنکه» است؛ معنی: به سبب آنکه، به‌خاطر اینکه.

غَفَرَ
ریشه: غ‌ف‌ر؛ فعل ماضی، سوم‌شخص مفرد مذکر؛ معنی: آمرزید، بخشید، پوشاند و گناه را نادیده گرفت.

لي
ریشه: «لِـ» حرف جر + «ي» ضمیر متکلم؛ از نظر گرامری، جار و مجرور و مفعول غیرمستقیم؛ معنی: برای من، مرا.

رَبّي
ریشه: ر‌ب‌ب؛ اسم، همراه با ضمیر متکلم «ي»؛ از نظر گرامری، فاعلِ «غَفَرَ» و مضاف به ضمیر متکلم؛ معنی: پروردگارم.


وَجَعَلَني مِنَ المُكرَمينَ

و مرا از گرامی‌داشتگان قرار داد.

وَ
ریشه: ندارد؛ حرف عطف؛ معنی: و.

جَعَلَ
ریشه: ج‌ع‌ل؛ فعل ماضی، سوم‌شخص مفرد مذکر؛ معنی: قرار داد، گردانید.

ني
ریشه: «نِـ» ضمیر متکلم در جایگاه مفعول + صورت پیوستهٔ ضمیر؛ از نظر گرامری، مفعول اولِ «جَعَلَ»؛ معنی: مرا.

مِنَ
ریشه: ندارد؛ حرف جر؛ معنی: از، در شمارِ.

المُكرَمينَ
ریشه: ک‌ر‌م؛ اسم مفعول از باب إفعال، از «أَكرَمَ»؛ از نظر گرامری، مجرور به «مِنَ» و جمع مذکر سالم؛ معنی: گرامی‌داشتگان، کرامت‌یافتگان، کسانی که مورد تکریم قرار گرفته‌اند.

Nach oben scrollen