072-007-042-جن

« Back to Glossary Index
و دانستیم که به مانند شما جِن ها، آدمیان هم تصور کرده اند هر گز الله کسی را پس از مرگ در آخرت دوباره زنده نمی کند (بیشتر فسادکاران و فریبندگان اجتماع از آنرو به فساد های خود به نفع خویش ادامه میدهند که در دل معتقد می باشند که هر کس تا زنده است می تواند بهره ای از زندگی بگیرد و چون مُرد، خاک و نابود میشود و دیگر زنده نخواهد شد که مجازاتِ اعمالِ بدِ خود را ببیند) (۷)
وَأَنَّهُم ظَنّوا كَما ظَنَنتُم أَن لَن يَبعَثَ اللَّهُ أَحَدًا

و آنان گمان کردند، همان‌گونه که شما گمان کردید، که الله هرگز کسی را برنخواهد انگیخت.

وَأَنَّهُم ظَنّوا

و آنان گمان کردند.

وَ: حرف عطف؛ به معنای «و».

أَنَّهُم: «أَنَّ» حرف مشبّه بالفعل، به معنای «این‌که»؛ «هُم» ضمیر پیوسته، مبنی، در محل نصب اسم «أَنَّ»، به معنای «آنان».

ظَنّوا: فعل ماضی؛ ریشهٔ «ظ‌ن‌ن»؛ «واو» ضمیر پیوسته، در محل رفع فاعل؛ به معنای «گمان کردند».


كَما ظَنَنتُم

همان‌گونه که شما گمان کردید.

كَما: «کَـ» حرف تشبیه و جر، به معنای «همان‌گونه که»؛ «ما» اسم موصول یا مصدری، در ساختار تشبیهی.

ظَنَنتُم: فعل ماضی؛ ریشهٔ «ظ‌ن‌ن»؛ «تُم» ضمیر پیوسته، در محل رفع فاعل؛ به معنای «گمان کردید».


أَن لَن يَبعَثَ اللَّهُ أَحَدًا

که الله هرگز کسی را برنخواهد انگیخت.

أَن: حرف مصدری و نصب؛ فعل مضارع پس از خود را منصوب می‌کند؛ به معنای «این‌که».

لَن: حرف نفی و نصب و استقبال؛ به معنای «هرگز» یا «نخواهد».

يَبعَثَ: فعل مضارع منصوب به «لَن»؛ ریشهٔ «ب‌ع‌ث»؛ فاعل آن «اللَّهُ» است؛ به معنای «برانگیزد» یا «برخواهد انگیخت».

اللَّهُ: اسم جلاله؛ فاعلِ مرفوع برای «يَبعَثَ»؛ نشانهٔ رفع آن ضمّهٔ آشکار است؛ به معنای «الله».

أَحَدًا: مفعول‌بهِ منصوب؛ ریشهٔ «أ‌ح‌د»؛ به معنای «کسی» یا «هیچ‌کس» در ساختار نفی.

Nach oben scrollen