054-038-039-قمر

« Back to Glossary Index
و از پسِ عذابِ کوری چشم، که موقتی بود، عذابی فرا گیرنده، صبحِ زود ایشان را بگرفت (۳۸)

وَلَقَدْ صَبَّحَهُمْ بُكْرَةً عَذَابٌ مُسْتَقِرٌّ

و قطعاً در بامداد، عذابی پایدار به آنان رسید.

وَ
حرف عطف؛ برای پیوند دادن این جمله با جملهٔ پیشین؛ به معنی «و».

لَ
لامِ تأکید؛ حرفی برای تأکید بر مضمون جمله؛ در ترکیب «لَقَدْ» آمده است.

قَدْ
حرف تحقیق؛ هنگامی که بر فعل ماضی وارد شود، وقوع قطعی آن را تأکید می‌کند؛ در اینجا: «به‌راستی، قطعاً».

صَبَّحَ
فعل ماضی، باب تفعیل، سوم شخص مفرد مذکر؛ ریشه: «ص ب ح»؛ به معنی «صبحگاهان کسی را فراگرفتن یا به او رسیدن».

هُمْ
ضمیر پیوسته، مبنی، در محل نصب مفعول‌به؛ به معنی «آنان را».

بُكْرَةً
اسم، منصوب و دارای تنوین فتح؛ ریشه: «ب ك ر»؛ قید زمان؛ به معنی «بامداد، صبح زود».

عَذَابٌ
اسم، مرفوع و دارای تنوین ضم؛ ریشه: «ع ذ ب»؛ فاعلِ فعل «صَبَّحَ»؛ به معنی «کیفر، شکنجه، عذاب».

مُسْتَقِرٌّ
اسم فاعل یا صفت، مرفوع؛ ریشه: «ق ر ر»؛ صفتِ «عَذَابٌ»؛ به معنی «پایدار، برقرار، ثابت و ماندگار».

Nach oben scrollen