054-006-039-قمر

« Back to Glossary Index
پس تو نیز از ایشان رو برتاب، تا زمانی به ایشان رسد، که آن خواننده، به چیزی ناراحت کننده، بخواند (6)
فَتَوَلَّ عَنهُمۘ يَومَ يَدعُ الدّاعِ إِلىٰ شَيءٍ نُكُرٍ

پس از آنان روی بگردان، روزی که دعوت‌کننده به سوی چیزی هولناک و ناشناخته فرامی‌خواند.

فَتَوَلَّ عَنهُمۘ

پس از آنان روی بگردان.

فَ
حرف عطف یا استئناف؛ به معنای «پس، بنابراین» و برای پیوند دادن این فرمان با مطلب پیشین آمده است.

تَوَلَّ
فعل امر، مفرد مذکر، از ریشهٔ «و ل ی» در باب تفعّل؛ اصل آن «تَتَوَلَّ» بوده و یکی از «تاء»ها حذف شده است. معنای آن: روی گرداندن، اعراض کردن، پشت کردن.

عَن
حرف جر؛ به معنای «از، از سویِ».

هُم
ضمیر پیوستهٔ مبنی در محل جر با حرف جر «عَن»؛ به معنای «آنان».


يَومَ يَدعُ الدّاعِ إِلىٰ شَيءٍ نُكُرٍ

روزی که دعوت‌کننده به سوی چیزی هولناک و ناشناخته فرامی‌خواند.

يَومَ
اسم زمان منصوب؛ به معنای «روز، هنگامی که». در این‌جا ظرف زمان برای رخدادِ پس از آن است و به روز قیامت اشاره دارد.

يَدعُ
فعل مضارع مرفوع، از ریشهٔ «د ع و»؛ اصل آن «يَدعُو» است که «واو» پایانی در حالت رفع، به سبب ساخت فعل ناقص، حذف شده است. معنای آن: فرامی‌خواند، دعوت می‌کند.

الدّاعِ
فاعلِ مرفوعِ «يَدعُ»، از ریشهٔ «د ع و»؛ اسم فاعلِ «دعا» به معنای «دعوت‌کننده، ندا‌دهنده». در این‌جا به فرشته‌ای که مردم را برای قیامت فرامی‌خواند اشاره دارد.

إِلىٰ
حرف جر؛ به معنای «به سویِ».

شَيءٍ
اسم مجرور با «إِلىٰ»، از ریشهٔ «ش ي ء»؛ به معنای «چیز، امر، واقعه».

نُكُرٍ
صفتِ مجرور برای «شَيءٍ»، از ریشهٔ «ن ك ر»؛ به معنای «ناشناخته، بسیار هولناک، سخت و ناپسند».

این آیات ۶ تا ۸ سورهٔ قمر تصویری بسیار فشرده،

تکان‌دهنده و زنده از صحنهٔ رستاخیز ترسیم می‌کنند:

«پس از آنان روی بگردان؛ روزی که دعوت‌کننده به چیزی هولناک فرامی‌خواند؛
در حالی که چشم‌هایشان فرو افتاده است، از قبرها بیرون می‌آیند، گویی ملخ‌هایی پراکنده‌اند؛
شتابان به سوی دعوت‌کننده می‌روند. کافران می‌گویند: این روزی سخت است.»

نکات اصلی در آیات

  • «فَتَوَلَّ عَنْهُمْ»
    در ظاهر خطاب به پیامبر است: از لجاجت و انکار آنان فعلاً روی بگردان. این روی‌گردانی به معنای بی‌اهمیت بودن حقیقت نیست؛ بلکه یعنی پس از اتمام حجت، اجبار و اصرارِ بی‌پایان سودی ندارد و زمان آشکار شدن واقعیت خواهد رسید.
  • «يَوْمَ يَدْعُ الدَّاعِ»
    «دعوت‌کننده» معمولاً فرشته‌ای دانسته شده که مردم را برای حساب و داوری فرامی‌خواند. این دعوت، برخلاف دعوت‌های دنیوی، قابل نادیده‌گرفتن یا به تأخیر انداختن نیست.
  • «إِلَى شَيْءٍ نُّكُرٍ»
    یعنی امری بسیار هولناک، ناشناخته و سنگین؛ تجربه‌ای که انسان در زندگی دنیا نمونه‌اش را ندیده است. واژهٔ «نُکُر» حسّ بیگانگی و هراس را هم منتقل می‌کند.
  • «خُشَّعًا أَبْصَارُهُمْ»
    چشم‌ها فرو افتاده‌اند: تصویری از خواری، وحشت، شرمندگی و از بین رفتن تکبّر. کسانی که شاید در دنیا با غرور حقیقت را رد می‌کردند، آنجا دیگر توان نگاهِ سرکشانه ندارند.
  • «كَأَنَّهُمْ جَرَادٌ مُّنتَشِرٌ»
    تشبیه به ملخ‌های پراکنده، جمعیت عظیم انسان‌ها را نشان می‌دهد که با شتاب و بی‌نظمی از قبرها برخاسته‌اند. در عین کثرت، هر فرد در اضطراب و سرنوشت شخصی خود گرفتار است. این تصویر، هم عظمت صحنه را می‌رساند و هم درماندگی انسان را.
  • «مُّهْطِعِينَ إِلَى الدَّاعِ»
    یعنی گردن‌کشیده یا شتابان و ناگزیر به سمت نداکننده حرکت می‌کنند. انسان در آن موقعیت دیگر اختیارِ فرار، انکار یا تعلل ندارد.
  • «هَٰذَا يَوْمٌ عَسِرٌ»
    اعتراف کافران در آن روز است. نکتهٔ دردناک آیه این است که این اعتراف دیرهنگام است: وقتی واقعیت آشکار شده، دیگر صرفِ پذیرفتن حقیقت راه جبران گذشته نیست.

برداشت کلی

پیام محوری آیات، هشدار دربارهٔ پیامد جدی انتخاب‌های انسان است. قرآن صحنه را صرفاً برای ترساندن توصیف نمی‌کند؛ تقابل میان غرور و غفلتِ امروز با خواری و بیداریِ ناگزیرِ آن روز را نشان می‌دهد.

از نظر انسانی و اخلاقی، آیات دعوت می‌کنند که پیش از رسیدن روزی که هیچ گریزی از حقیقت نیست، انسان با صداقت به اعمال، مسئولیت‌ها، حق‌الناس، و رابطه‌اش با خدا نگاه کند. تصویر «ملخ‌های پراکنده» نیز یادآور این است که جمعیت، قدرت، جایگاه اجتماعی یا همراهی دیگران در نهایت جای پاسخ‌گویی شخصی را نمی‌گیرد.

Nach oben scrollen