| و صورتهائی هم در آن روزگار گرفته و غبار آلودند (40) |
وُجوهٌ يَومَئِذٍ عَلَيها غَبَرَةٌچهرههایی در آن روز، غباری بر آنها نشسته است. وَ ریشه: حرف عطف و ریشهٔ اشتقاقی ندارد؛ گرامر: حرف عطف؛ معنا: و. وُجوهٌ ریشه: «و ج ه»؛ گرامر: اسم، جمع مکسرِ «وَجه»، مرفوع با تنوین ضم؛ معنا: چهرهها، صورتها. يَومَئِذٍ ریشه: «ي و م» در «يَوم»؛ گرامر: «يَومَ» ظرف زمان منصوب و مضاف، «إذٍ» اسم مبنی در محل جرّ مضافالیه؛ معنا: آن روز، در آن روز. عَلَيها ریشه: «ع ل و» در «عَلى»؛ گرامر: «عَلى» حرف جر و «ها» ضمیر متصل در محل جرّ؛ معنا: بر آنها، بر چهرهها. غَبَرَةٌ ریشه: «غ ب ر»؛ گرامر: اسم مفرد مؤنث، مرفوع با تنوین ضم، مبتدا یا خبر مؤخر؛ معنا: غبار، گرد، تیرگی و گرفتگیِ ناشی از غم و خواری. |
080-040-025-عبس
« Back to Glossary Index
