080-024-025-عبس

« Back to Glossary Index
انسان برای اینکه یقین کند که این تحولات حتمی است باید به خوراک خود دقت نماید (24)

فَلْيَنْظُرِ الْإِنسَانُ إِلَىٰ طَعَامِهِ

پس انسان باید به غذای خود بنگرد.

فَ
ریشه: حرف است و ریشهٔ اشتقاقی ندارد.
گرامری: حرف عطف یا تفریع.
معانی: پس، بنابراین، آنگاه.

لْ
ریشه: حرف است و ریشهٔ اشتقاقی ندارد.
گرامری: لامِ امر، حرف جزم که فعل مضارع پس از خود را مجزوم می‌کند.
معانی: باید، بگذار، لازم است که.

يَنْظُرْ
ریشه: ن-ظ-ر.
گرامری: فعل مضارع مجزوم به لام امر، مفرد مذکر غایب؛ اصل آن «يَنْظُرُ» است و به سبب جزم، آخر آن ساکن شده است.
معانی: بنگرد، نگاه کند، توجه کند، تأمل کند.

الْإِنسَانُ
ریشه: أ-ن-س؛ دربارهٔ ریشهٔ دقیق واژه دیدگاه‌های دیگری نیز نقل شده است.
گرامری: اسم معرفه با «ال»، فاعلِ مرفوعِ «يَنْظُرْ» و نشانهٔ رفع آن ضمه است.
معانی: انسان، آدمی، بشر.

إِلَىٰ
ریشه: حرف است و ریشهٔ اشتقاقی ندارد.
گرامری: حرف جر.
معانی: به، سویِ، به سمتِ.

طَعَامِ
ریشه: ط-ع-م.
گرامری: اسم مجرور به «إِلَىٰ»، مضاف، و نشانهٔ جر آن کسره است.
معانی: غذا، خوراک، آنچه خورده می‌شود.

هِ
ریشه: ضمیر است و ریشهٔ اشتقاقی ندارد.
گرامری: ضمیر متصل مبنی در محل جر، مضاف‌الیه؛ به «الْإِنسَانُ» بازمی‌گردد.
معانی: او، ـِ او، غذای او.

Nach oben scrollen