080-003-025-عبس

« Back to Glossary Index
تو چه میدانی؟ شاید این کور بخواهد روح خود را پاک سازد (3)
وَمَا يُدْرِيكَ لَعَلَّهُ يَزَّكَّىٰ

و چه چیز تو را آگاه می‌کند؟ شاید او پاکی و رشد یابد.

وَمَا يُدْرِيكَ

و چه چیز تو را آگاه می‌کند؟

وَ
ریشه: ندارد؛ حرف عطف است.
گرامر: حرف عطف.
معانی: و، همچنین.

مَا
ریشه: ندارد؛ اسم مبهم است.
گرامر: اسم استفهام، در محل رفع مبتدا.
معانی: چه چیز؟ چه؟

يُدْرِيكَ
ریشه: د ر ي.
گرامر: فعل مضارع مرفوع، از باب إفعال؛ فاعل آن ضمیر مستتر «هو» است و «کَ» ضمیر متصل در محل نصب مفعول‌به اول است؛ «ما» مفعول‌به دوم به‌شمار می‌آید.
معانی: تو را آگاه می‌کند، تو را می‌داند، تو را خبردار می‌سازد.


لَعَلَّهُ يَزَّكَّىٰ

شاید او پاکی و رشد یابد.

لَعَلَّ
ریشه: ندارد؛ حرف مشبه بالفعل است.
گرامر: حرف نصب و تأکیدِ بیانگر امید یا احتمال؛ «هُ» اسم آن است.
معانی: شاید، امید است، چه‌بسا.

هُ
ریشه: ندارد؛ ضمیر است.
گرامر: ضمیر متصل، در محل نصب اسم «لعلّ».
معانی: او؛ اشاره به آن نابینا، عبدالله بن‌ام‌مکتوم.

يَزَّكَّىٰ
ریشه: ز ك و.
گرامر: فعل مضارع منصوب، به سبب قرارگرفتن در خبر «لعلّ»؛ اصل آن «يَتَزَكّى» از باب تفعّل است که «تاء» در «زاء» ادغام شده است؛ فاعل آن ضمیر مستتر «هو» است.
معانی: پاک شود، پاکی جوید، رشد معنوی یابد، خود را تزکیه کند.

Nach oben scrollen