053-028-024-نجم

« Back to Glossary Index
برای چنین مردمی چیزی از دانش حقیقی نیست (دانشی که مستدل و مطابق با حقیقت باشد) و اینان جز از گمان و خیال پیروی نمی کنند و گمان و تصور، چیزی از حقیقت را به کسی نمی رساند (۲۸)
وَما لَهُم بِهِ مِن عِلمٍ ۖ إِن يَتَّبِعونَ إِلَّا الظَّنَّ ۖ وَإِنَّ الظَّنَّ لا يُغني مِنَ الحَقِّ شَيئًا

و آنان به آن هیچ دانشی ندارند؛ آنان جز گمان پیروی نمی‌کنند، و یقیناً گمان هیچ چیزی از حق را بی‌نیاز نمی‌سازد.

وَما لَهُم بِهِ مِن عِلمٍ

و آنان به آن هیچ دانشی ندارند.

وَ
ریشه: ندارد؛ حرف عطف است.
گرامر: حرف عطف.
معانی: و، نیز، و حال آن‌که.

ما
ریشه: ندارد؛ حرف نفی است.
گرامر: حرف نفیِ غیرعامل.
معانی: نیست، ندارند.

لَهُم
ریشه: لام، واو، یاء.
گرامر: «لِـ» حرف جر و «هُم» ضمیر متصل در محل جر؛ جار و مجرور خبر مقدّم است.
معانی: برای آنان، نزد آنان، آنان دارند.

بِهِ
ریشه: باء، هاء.
گرامر: «بِـ» حرف جر و «هِ» ضمیر متصل در محل جر؛ متعلق به «عِلم».
معانی: به آن، دربارهٔ آن، نسبت به آن.

مِن
ریشه: ندارد؛ حرف جرِ زائد برای تأکید نفی است.
گرامر: حرف جر زائد.
معانی: هیچ، اندکی از.

عِلمٍ
ریشه: عین، لام، میم.
گرامر: اسم مجرور لفظاً با «مِن» و مبتدا مؤخّر محلّاً؛ نکره.
معانی: دانش، آگاهی، شناخت، دانستن.


إِن يَتَّبِعونَ إِلَّا الظَّنَّ

آنان جز از گمان پیروی نمی‌کنند.

إِن
ریشه: ندارد؛ حرف نفی است.
گرامر: حرف نفی، به معنای «ما».
معانی: نیست که، نمی‌کنند مگر.

يَتَّبِعونَ
ریشه: تاء، باء، عین.
گرامر: فعل مضارع مرفوع، از باب افتعال؛ واو، ضمیر متصل و فاعل است.
معانی: پیروی می‌کنند، دنبال می‌روند، تبعیت می‌کنند.

إِلَّا
ریشه: ندارد؛ ادات استثنا و حصر است.
گرامر: حرف استثنا.
معانی: مگر، جز، فقط.

الظَّنَّ
ریشه: ظاء، نون، نون.
گرامر: اسم منصوب؛ مستثنا، و در ساختار نفیِ همراه با «إلّا» می‌تواند مفعول‌بهِ فعل «يَتَّبِعونَ» باشد.
معانی: گمان، پندار، حدس، باورِ غیرقطعی.


وَإِنَّ الظَّنَّ لا يُغني مِنَ الحَقِّ شَيئًا

و یقیناً گمان هیچ چیزی از حق را بی‌نیاز نمی‌سازد.

وَ
ریشه: ندارد؛ حرف عطف است.
گرامر: حرف عطف.
معانی: و، نیز.

إِنَّ
ریشه: ندارد؛ حرف تأکید و نصب است.
گرامر: از حروف مشبّه بالفعل؛ اسم را منصوب و خبر را مرفوع می‌کند.
معانی: همانا، یقیناً، به‌راستی.

الظَّنَّ
ریشه: ظاء، نون، نون.
گرامر: اسم «إِنَّ» و منصوب است.
معانی: گمان، پندار، حدس، باورِ غیرقطعی.

لا
ریشه: ندارد؛ حرف نفی است.
گرامر: حرف نفیِ غیرعامل، داخل بر فعل مضارع.
معانی: نمی‌، هرگز نمی‌.

يُغني
ریشه: غین، نون، یاء.
گرامر: فعل مضارع مرفوع؛ فاعل آن ضمیر مستتر است که به «الظنّ» بازمی‌گردد.
معانی: بی‌نیاز می‌سازد، کفایت می‌کند، سود می‌بخشد، جایگزین می‌شود.

مِنَ
ریشه: ندارد؛ حرف جر است.
گرامر: حرف جر؛ در اینجا برای بیان جانشینی و کفایت‌کردن به جای چیزی آمده است.
معانی: از، به جای، در برابر.

الحَقِّ
ریشه: حاء، قاف، قاف.
گرامر: اسم مجرور با «مِن».
معانی: حق، حقیقت، واقعیتِ ثابت، امر درست.

شَيئًا
ریشه: شین، یاء، همزه.
گرامر: اسم منصوب؛ مفعول‌به یا مفعول مطلقِ نائب از آن برای «يُغني».
معانی: چیزی، هیچ چیز، اندکی.

Nach oben scrollen