100-007-015-عاديات

« Back to Glossary Index
و خودش نیز بر اینگونه کارها گواه است (آیا انسانی در دنیا بوده و هست که بدیهای همجنس خود را که همه از مال دوستی و هوس خواهیِ آنان سر چشمه می گیرد، ندیده باشد؟ آیا این مشاهدات، بزرگترین دلیل بر بد بودنِ اکثریتِ نزدیک به تمامِ بشر نیست؟ آیا تمامِ فریب خوردن های انسان ها، از این نبوده که گولِ ظاهرِ آراسته ی همجنسِ خود را خورده و به انسانیتِ مدعیانِ انسانیت اطمینان کرده اند؟) (7)

وَإِنَّهُ عَلىٰ ذٰلِكَ لَشَهيدٌ

و بی‌گمان او بر این امر گواه است.

وَ
حرف عطف یا استیناف است؛ برای پیوستن این جمله به جملهٔ پیشین می‌آید و معنای «و» دارد.

إِنَّ
حرف تأکید و نصب است؛ بر سر جملهٔ اسمیه می‌آید، اسم خود را منصوب و خبر خود را مرفوع می‌کند؛ معنای آن «همانا، بی‌گمان» است.

هُ
ضمیر پیوستهٔ غایب مفرد مذکر است؛ اسم «إِنَّ» و در محل نصب است؛ به انسان بازمی‌گردد و معنای آن «او» است.

عَلىٰ
حرف جر است؛ معنای اصلی آن «بر» است و در اینجا معنای «بر این موضوع، نسبت به این امر» می‌دهد.

ذٰلِكَ
اسم اشاره برای مفرد مذکر دور است؛ پس از حرف جر «عَلىٰ» آمده و مجرور است؛ معنای آن «آن، این امر» است.

لَ
لامِ تأکید، معروف به «لام مزحلقة» است؛ بر سر خبر «إِنَّ» می‌آید و بر تأکید جمله می‌افزاید؛ در ترجمه با «بی‌گمان، قطعاً» بازتاب می‌یابد.

شَهيدٌ
از ریشهٔ «ش هـ د» به معنای حاضر بودن، دیدن، آگاه بودن و گواهی دادن است؛ اسم و صیغهٔ مبالغه بر وزن «فَعیل» است؛ خبر «إِنَّ» و مرفوع است؛ معنای آن «گواه، شاهدِ آگاه و حاضر» است.

 

Nach oben scrollen