| و از برخوردِ سُمِّ شان با سنگ، جرقّه ها ایجاد مینمایند (۲) |
فَالمُورِيَاتِ قَدْحًاپس سوگند به آنان که با برخوردِ سُمها جرقه میافروزند. فَ: حرف عطف و تفریع؛ به معنای «پس، و»؛ در اینجا برای پیوند با سوگندهای پیشین است. المُورِيَاتِ: اسم فاعلِ جمع مؤنث سالم، مجرور به سبب حرف قسمِ مقدّر؛ از ریشهٔ «و ر ي»؛ «مُورِيَة» یعنی افروزندهٔ آتش و پدیدآورندهٔ جرقه؛ مقصود اسبان تیزرو هستند که سُمشان به سنگ میخورد و جرقه میزند. قَدْحًا: مصدر منصوب؛ از ریشهٔ «ق د ح»؛ به معنای «جرقهزدن، آتش افروختن با برخورد و ساییدن»؛ مفعول مطلق برای تأکید معنای «المُورِيَات» است. |
