وَالسَّماءَ رَفَعَها وَوَضَعَ الميزانَخداوند آسمان را برافراشت و ترازو را برقرار کرد. وَ
ریشه: ندارد؛ حرف عطف.
گرامر: حرف عطف، برای پیوند دادن این جمله با جملهٔ پیشین.
معنا: و. السَّماءَ
ریشه: سمو؛ اسم.
گرامر: اسم معرفه با «ال»، مفعولٌبهِ مقدّم و منصوب؛ نشانهٔ نصب آن فتحهٔ آشکار است.
معنا: آسمان. رَفَعَ
ریشه: رفع؛ فعل ثلاثی مجرّد.
گرامر: فعل ماضی، سومشخص مفرد مذکر؛ فاعل آن ضمیر پنهان «هُوَ» است.
معنا: برافراشت، بلند کرد. ها
ریشه: ندارد؛ ضمیر.
گرامر: ضمیر متصل، سومشخص مفرد مؤنث؛ در محل نصب مفعولٌبه، و به «السَّماء» بازمیگردد.
معنا: آن را. وَ
ریشه: ندارد؛ حرف عطف.
گرامر: حرف عطف برای پیوند دادن دو فعل و دو عبارت.
معنا: و. وَضَعَ
ریشه: وضع؛ فعل ثلاثی مجرّد.
گرامر: فعل ماضی، سومشخص مفرد مذکر؛ فاعل آن ضمیر پنهان «هُوَ» است.
معنا: نهاد، برقرار کرد، قرار داد. الميزانَ
ریشه: وزن؛ اسم.
گرامر: اسم معرفه با «ال»، مفعولٌبه و منصوب؛ نشانهٔ نصب آن فتحهٔ آشکار است.
معنا: میزان، ترازو، معیار عدالت و سنجش. |