093-009-011-ضحى

« Back to Glossary Index
پس تو نیز نباید به یتیمان، درشتی کنی (۹)

فَأَمَّا اليَتِيمَ فَلَا تَقْهَرْ

پس یتیم را میازار.

فَأَمَّا: «فَـ» حرف عطف یا نتیجه است و برای پیوند با سخن پیشین می‌آید؛ «أَمَّا» حرف شرط و تفصیل است و معنای «اما دربارهٔ» یا «پس دربارهٔ» می‌دهد.
اليَتِيمَ: ریشهٔ «ي ـ ت ـ م»؛ اسم، مفرد، مذکر و معرفه با «ال»؛ مفعولٌ‌بهِ مقدّم و منصوب با فتحه؛ به معنای «یتیم»، کودکِ بی‌پدر یا بی‌سرپرست.
فَلَا: «فَـ» حرف نتیجه است؛ «لَا» ناهیّه و جازمه است و برای نهی به کار می‌رود؛ معنای «پس … مکن» دارد.
تَقْهَرْ: ریشهٔ «ق ـ ه ـ ر»؛ فعل مضارع، دوم‌شخص مفرد مذکر، همراه با «لَا»ی ناهیّه؛ مجزوم و نشانهٔ جزم آن سکون پایانی است؛ به معنای «مقهور و خوار مکن»، «با زور میازار» یا «ستم مکن».

Nach oben scrollen