093-008-011-ضحى

« Back to Glossary Index
و محتاجت یافت و توانگرت نمود (این آیه علاوه بر اینکه زمان قبل از زناشوئی او را با خدیجه بیاد می آورد به محمد می گوید که خواست ما بود که خدیجه به پیغمبری تو ایمان آورد و تو را رها نکند که محتاج شوی) (۸)

وَوَجَدَكَ عَائِلًا فَأَغْنَىٰ

و تو را نیازمند یافت، پس بی‌نیازت کرد.

وَ
ریشه: ندارد؛ حرف عطف.
گرامر: حرف پیونددهنده؛ جملهٔ حاضر را به جملهٔ پیشین مرتبط می‌کند.
معنی: و.

وَجَدَ
ریشه: و ـ ج ـ د.
گرامر: فعل ماضی، سوم‌شخص مفرد مذکر.
معنی: یافت، دید، دریافت.

كَ
ریشه: ندارد.
گرامر: ضمیر متصل، دوم‌شخص مفرد مذکر؛ در جایگاه مفعول‌به.
معنی: تو را.

عَائِلًا
ریشه: ع ـ ی ـ ل.
گرامر: اسم فاعل از «عالَ»؛ منصوب و نکره، در جایگاه حال.
معنی: نیازمند، تنگدست، دارای عیال و مسئول تأمین معاش خانواده.

فَ
ریشه: ندارد؛ حرف عطف و نتیجه.
گرامر: حرفی که نتیجه یا پیامد جملهٔ پیشین را بیان می‌کند.
معنی: پس، بنابراین.

أَغْنَىٰ
ریشه: غ ـ ن ـ ی.
گرامر: فعل ماضی، سوم‌شخص مفرد مذکر، از باب إفعال؛ به معنای بی‌نیاز کردن.
معنی: بی‌نیاز کرد، توانگر ساخت، کفایت نمود.

Nach oben scrollen