005-001-114-مائدة

« Back to Glossary Index
ای کسانی که ایمان آورده اید، آن پیمانها را بطور کامل انجام دهید (مؤمن حقیقی کسی است که دستورات مختلف الله را که در قرآن است بصورت پیمانهائی به گردن گرفته باشد و بدانها عمل کند) برای شما حیوانات خوراکی چارپا حلال شده است، مگر آنچه بر شما خوانده میشود (مقصود چیزهائی از حیوانات خوراکی است که بعد از دو آیه دیگر حرمت آن خوانده خواهد شد) به شرطی که در هنگام احرام حج، حيوانات قابل شکار کردن را حلال ندانید، به يقين الله هرچه را صلاح بداند دستور میدهد ( آیات بالا میرسانند که هر چهارپا، چه اهلی باشد و چه وحشی که جامعه بشری خوبی آنرا امتحان کرده و میخورد، در دین اسلام نیز برای مسلمانان حلال است، مگر آنچه که در قرآن استثنا شده) (۱)
يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنوا أَوفوا بِالعُقودِ ۚ أُحِلَّت لَكُم بَهيمَةُ الأَنعامِ إِلّا ما يُتلىٰ عَلَيكُم غَيرَ مُحِلِّي الصَّيدِ وَأَنتُم حُرُمٌ ۗ إِنَّ اللهَ يَحكُمُ ما يُريدُ

ای کسانی که ایمان آورده‌اید، به پیمان‌ها وفا کنید. دام‌های چهارپایان برای شما حلال شده است، مگر آنچه بر شما خوانده می‌شود، در حالی که شکار را در حال احرام حلال نمی‌شمارید. بی‌گمان الله هر چه بخواهد حکم می‌کند.

يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنوا أَوفوا بِالعُقودِ

ای کسانی که ایمان آورده‌اید، به پیمان‌ها وفا کنید.

  • يا: حرف ندا؛ برای خطاب.
  • أَيُّها: «أَيُّ» اسم ندا و مبهم، «ها» حرف تنبیه؛ برای جلب توجه.
  • الَّذينَ: اسم موصول جمع مذکر؛ به معنی «کسانی که».
  • آمَنوا: فعل ماضی، ریشه أ م ن، صیغه جمع مذکر غایب؛ به معنی «ایمان آوردند / ایمان آورده‌اند».
  • أَوفوا: فعل امر، ریشه و ف ي، صیغه جمع مذکر مخاطب؛ به معنی «وفا کنید، کامل ادا کنید».
  • بِ: حرف جر؛ به معنی «به».
  • العُقودِ: اسم جمع، از ریشه ع ق د؛ به معنی «عقدها، پیمان‌ها، قراردادها».

أُحِلَّت لَكُم بَهيمَةُ الأَنعامِ إِلّا ما يُتلىٰ عَلَيكُم غَيرَ مُحِلِّي الصَّيدِ وَأَنتُم حُرُمٌ

دام‌های چهارپایان برای شما حلال شده است، مگر آنچه بر شما خوانده می‌شود، در حالی که شکار را در حال احرام حلال نمی‌شمارید.

  • أُحِلَّت: فعل ماضی مجهول، ریشه ح ل ل، مؤنث مفرد؛ به معنی «حلال گردانده شد / حلال شد».
  • لَكُم: جار و مجرور؛ «لِ» حرف جر + «كُم» ضمیر متصل جمع؛ به معنی «برای شما».
  • بَهيمَةُ: اسم مفرد مؤنث، ریشه ب هـ م؛ به معنی «چهارپا، دام».
  • الأَنعامِ: اسم جمع، از ریشه ن ع م؛ به معنی «دام‌ها، چارپایان».
  • إِلّا: حرف استثنا؛ به معنی «مگر».
  • ما: اسم موصول/موصوله؛ به معنی «آنچه».
  • يُتلىٰ: فعل مضارع مجهول، ریشه ت ل و؛ به معنی «خوانده می‌شود».
  • عَلَيكُم: جار و مجرور؛ «عَلَى» حرف جر + «كُم» ضمیر متصل؛ به معنی «بر شما».
  • غَيرَ: اسم به معنی «غیرِ، جزِ»؛ در اینجا حالت استثنا/حال دارد.
  • مُحِلِّي: اسم فاعل جمع، از ریشه ح ل ل؛ به معنی «حلال‌شمارندگان، کسانی که حلال می‌دانند».
  • الصَّيدِ: اسم، ریشه ص ي د؛ به معنی «شکار».
  • وَ: حرف عطف؛ به معنی «و».
  • أَنتُم: ضمیر منفصل جمع؛ به معنی «شما».
  • حُرُمٌ: جمع «حَرَام» یا «مُحْرِم» در این سیاق؛ به معنی «در حال احرام / محرم».

إِنَّ اللهَ يَحكُمُ ما يُريدُ

بی‌گمان الله هر چه بخواهد حکم می‌کند.

  • إِنَّ: حرف تأکید و نصب؛ به معنی «همانا، بی‌گمان».
  • اللهَ: اسم جلاله، منصوب به «إِنَّ»؛ به همان صورت الله نوشته می‌شود.
  • يَحكُمُ: فعل مضارع، ریشه ح ك م، صیغه مفرد مذکر غایب؛ به معنی «حکم می‌کند، داوری می‌کند».
  • ما: اسم موصول/مصدرية؛ به معنی «آنچه / هر چه».
  • يُريدُ: فعل مضارع، ریشه ر و د، صیغه مفرد مذکر غایب؛ به معنی «می‌خواهد، اراده می‌کند».
Nach oben scrollen