| این شهر که همچون توئی در آن (1) |
لَا أُقْسِمُ بِهَٰذَا الْبَلَدِسوگند یاد میکنم به این شهر. شرح واژهها:
|
این آیات 1 تا 4 سورهٔ «بلد» هستند و با لحنی بسیار فشرده و کوبنده، به واقعیت زندگی انسان و مسئولیت او اشاره میکنند.۱. لَا أُقْسِمُ بِهَٰذَا الْبَلَدِ ۲. وَأَنتَ حِلٌّ بِهَٰذَا الْبَلَدِ ۳. وَوَالِدٍ وَمَا وَلَدَ ۴. لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنسَانَ فِي كَبَدٍ برداشت کلی محور این آیات، این است که زندگی انسانی ذاتاً با تلاش، تنش، مسئولیت و رنج همراه است. «کَبَد» فقط رنج جسمی نیست؛ میتواند شامل کوشش برای زیستن، رشد کردن، انتخاب اخلاقی، تحمل فقدان، مبارزه با بیعدالتی و ساختن خویش هم باشد. دربارهٔ «این شهر» بیشتر مفسران «هذا البلد» را مکه میدانند؛ شهری که حرمت ویژه دارد. اما آیهٔ دوم تضادی دردناک را نشان میدهد: با اینکه مکه حرم امن معرفی میشود، پیامبر در همان شهر با آزار، تحقیر و دشمنی روبهرو بوده است. عبارت «وَأَنتَ حِلٌّ بِهَٰذَا الْبَلَدِ» دو برداشت مشهور دارد:
برداشت دوم، پیام اجتماعی تندی دارد: ممکن است جامعهای مدام از تقدس مکانها و شعارها بگوید، اما همزمان حرمت انسانِ حقگو و بیپناه را بشکند. «وَوالِدٍ وَما وَلَدَ» این آیه پیوند گستردهٔ نسلها را یادآوری میکند: پدر و فرزند، یا به تعبیری همهٔ زایندگان و زادهشدگان. انسان تنها یک فرد جداافتاده نیست؛ در زنجیرهای از گذشته، خانواده، تاریخ و نسلهای آینده قرار دارد. رنج و کوشش او نیز فقط شخصی نیست؛ به دیگران منتقل میشود و بر دیگران اثر میگذارد. پیام آیهٔ چهارم «انسان را در کبد آفریدیم» لزوماً بدبینی دربارهٔ زندگی نیست. میتواند واقعبینی باشد: ارزش انسان اغلب در همین رویارویی با دشواری شکل میگیرد. قرآن در ادامهٔ سوره، این تلاش را به مسئولیت اخلاقی پیوند میدهد؛ مانند آزاد کردن انسانِ در بند، غذا دادن در روز گرسنگی، و دستگیری از یتیم و نیازمند. پس رنج، بهخودیخود مقدس یا مطلوب نیست؛ اما زندگی دشوار است و پرسش اصلی این میشود که انسان در دل این دشواری چه انتخابی میکند: بیتفاوتی، خودخواهی و ستم، یا همدلی، ایستادگی و کمک به دیگران. |
