068-028-003-قلم

« Back to Glossary Index
بهترینِ ایشان گفت، آیا به شما نگفتم که چرا الله را به پاکی یاد نمی کنید (۲۸)

قَالَ أَوْسَطُهُمْ أَلَمْ أَقُلْ لَكُمْ لَوْلَا تُسَبِّحُونَ

میانه‌روترینِ آنان گفت: «آیا به شما نگفتم که چرا الله را تسبیح نمی‌گویید؟»

قَالَ
ریشه: «ق و ل». فعل ماضی، مفرد مذکر غایب؛ یعنی «گفت».

أَوْسَطُهُمْ
ریشه: «و س ط». «أوسط» اسم تفضیل و مضاف است و «هُمْ» ضمیر پیوسته در محل جرّ مضاف‌الیه؛ یعنی «میانه‌روترینِ آنان» یا «عادل‌ترین و خردمندترینِ ایشان».

أَلَمْ
«أَ» همزهٔ استفهام برای پرسش و سرزنش است و «لَمْ» حرف نفی و جزم و قلب؛ فعل مضارع را مجزوم می‌کند و معنای آن را به گذشته برمی‌گرداند؛ یعنی «آیا نکردم / آیا نگفتم؟».

أَقُلْ
ریشه: «ق و ل». فعل مضارع، متکلم وحده، مجزوم به «لَمْ»؛ اصل آن «أقولُ» است و به سبب جزم، واوِ آن حذف شده است؛ یعنی «بگویم» و در اینجا: «نگفتم».

لَكُمْ
«لِـ» حرف جر و «كُمْ» ضمیر پیوسته در محل جرّ؛ یعنی «برای شما» یا «به شما».

لَوْلَا
حرفی برای تحریک، تشویق و سرزنش در انجام دادن کار؛ در اینجا معنای «چرا» و «کاش» می‌دهد؛ یعنی «چرا تسبیح نمی‌گویید؟».

تُسَبِّحُونَ
ریشه: «س ب ح». فعل مضارع، جمع مذکر مخاطب، از باب تفعیل «سَبَّحَ يُسَبِّحُ»؛ یعنی «شما تسبیح می‌گویید»، «الله را از هر نقصی پاک می‌دانید» و در این سیاق، «الله را یاد و ستایش می‌کنید».

Nach oben scrollen