068-024-003-قلم

« Back to Glossary Index
تا بینوایی بر شما داخل نشود (24)

أَنْ لَا يَدْخُلَنَّهَا الْيَوْمَ عَلَيْكُمْ مِسْكِينٌ

که امروز هیچ مستمندی نباید بر شما وارد آن [باغ] شود.

أَنْ
ریشه: ندارد. حرف مصدری و نصب است و در اینجا برای بیان محتوای تصمیم و سفارش آنان آمده است؛ در برخی تحلیل‌ها حرف تفسیری دانسته می‌شود. معنای آن: «که».

لَا
ریشه: ندارد. حرف نفی است و در اینجا نفیِ وقوع فعل در آینده را می‌رساند، نه نهی مستقیم. معنا: «نه»، «نباید».

يَدْخُلَنَّهَا
ریشه: «د خ ل». فعل مضارع از «دَخَلَ»، به معنای وارد شدن است؛ به سبب پیوستن نون تأکید سنگین، بر فتح بنا شده و در محل رفع است. «نَّ» نون تأکید سنگین، برای تأکید بسیار است. «هَا» ضمیر متصل مؤنث، در محل نصب مفعول‌به است و به «باغ» بازمی‌گردد. معنا: «هرگز وارد آن نشود» یا «وارد آن نخواهد شد».

الْيَوْمَ
ریشه: «ي و م». اسم زمان و منصوب بر ظرف زمان است. «الـ» برای معرفه‌کردن آن است. معنا: «امروز».

عَلَيْكُمْ
ریشه: «ع ل و». «عَلَى» حرف جر است و «كُمْ» ضمیر متصل جمع مخاطب، در محل جر با حرف جر است. این ترکیب به معنای «بر شما» است و در بافت آیه مفهوم «با آگاهی شما»، «در برابر شما» یا «به زیان شما» را نیز می‌رساند.

مِسْكِينٌ
ریشه: «س ك ن». اسم مفرد، نکره، مذکر و مرفوع است؛ فاعلِ مؤخرِ «يَدْخُلَنَّهَا» به شمار می‌آید. «مسکین» در اصل کسی است که نیاز و ناتوانی او را از حرکت و توان مالی بازداشته است. معنا: «نیازمند»، «فقیر».

Nach oben scrollen