068-023-003-قلم

« Back to Glossary Index
در راه، آهسته بهم می گفتند، زود برویم (۲۳)

فَانطَلَقُوا وَهُمْ يَتَخَافَتُونَ

پس آنان در حالی که پنهانی و آهسته با هم گفت‌وگو می‌کردند، حرکت کردند.

فَ
حرف عطف و تفریع است؛ ریشه ندارد و برای پیوند دادن این جمله با جملهٔ پیشین به‌کار رفته است. معنا: «پس»، «آنگاه».

انطَلَقُوا
فعل ماضی، جمع مذکر غایب، از باب «اِنْفِعال»؛ ریشه: «ط ل ق». «انطلق» یعنی حرکت کرد، راه افتاد و روانه شد. «واو» در پایان، ضمیر پیوسته و فاعل است؛ معنا: «آنان روانه شدند».

وَ
حرف عطف یا حرف حال است؛ ریشه ندارد. در اینجا برای بیان حالت آنان هنگام حرکت آمده است؛ معنا: «در حالی که»، «و».

هُمْ
ضمیر منفصل، جمع مذکر غایب، در محل رفع مبتدا است؛ ریشه ندارد. معنا: «آنان»، «ایشان».

يَتَخَافَتُونَ
فعل مضارع، جمع مذکر غایب، از باب «تَفاعُل»؛ ریشه: «خ ف ت». «تخافت» یعنی آهسته و پنهانی با یکدیگر سخن گفتن. فعل مضارع مرفوع است و «واو» فاعل آن است؛ معنا: «آهسته با هم سخن می‌گفتند»، «پچ‌پچ می‌کردند».

Nach oben scrollen