074-020-005-مدثر

« Back to Glossary Index
آری، این سنجشش، باعثِ راندَنَش بوسیله ی الله شد (۲۰)

ثُمَّ قُتِلَ كَيْفَ قَدَّرَ

سپس مرگ بر او! چگونه سنجید و نقشه کشید!

ثُمَّ
ریشه: حرف است و ریشهٔ ثلاثی ندارد.
گرامر: حرف عطف؛ برای ترتیب همراه با فاصله و تأخیر به‌کار می‌رود.
معانی: سپس، آنگاه، بعد از آن.

قُتِلَ
ریشه: ق ت ل.
گرامر: فعل ماضی مجهول، مفرد مذکر غایب؛ در این‌جا برای نفرین و نکوهش آمده است، نه گزارشِ صرفِ کشته‌شدن.
معانی: کشته شد؛ مرگ بر او؛ نابود باد.

كَيْفَ
ریشه: اسم جامد است و ریشهٔ فعلی ندارد.
گرامر: اسم استفهام، مبنی بر فتح، در محل نصب بر حال؛ استفهام در این‌جا برای شگفتی و نکوهش است.
معانی: چگونه، به چه صورت، چطور.

قَدَّرَ
ریشه: ق د ر.
گرامر: فعل ماضی، مفرد مذکر غایب، از باب تفعیل؛ فاعل آن ضمیر پنهان «هو» است که به شخص مورد نکوهش بازمی‌گردد.
معانی: اندازه گرفت، سنجید، حساب کرد، اندیشید، نقشه کشید.

Nach oben scrollen