096-002-002-علق

« Back to Glossary Index
و انسان را از چسبیده‌هایی آفریده است. (۲)

خَلَقَ الْإِنسَانَ مِنْ عَلَقٍ

انسان را از خونِ بسته آفرید.

خَلَقَ
ریشه: «خ ل ق». فعل ماضی، مفرد، مذکر، غایب؛ به معنای آفرید، ایجاد کرد و پدید آورد.

الْإِنسَانَ
ریشه: «أ ن س»؛ اسم، مفرد، معرفه با «ال»، منصوب و مفعول‌بهِ «خَلَقَ»؛ به معنای انسان، آدمی و نوع بشر.

مِنْ
حرف جر؛ به معنای از، از میانِ و برخاسته از.

عَلَقٍ
ریشه: «ع ل ق». اسم، جمعِ «عَلَقَة»، مجرور به سببِ «مِنْ»؛ به معنای خونِ بسته، چیزی چسبنده، و مرحله‌ای از آفرینش جنین که به دیوارهٔ رحم می‌چسبد.

Nach oben scrollen