«لا» در عربی فقط یک معنا ندارد و بر اساس جایگاهش کارکردهای گوناگون دارد، از جمله: | ||
|---|---|---|
| نوع «لا» | نمونه | معنا |
| نافیه | لا يذهبُ زيدٌ | زید نمیرود |
| ناهیه | لا تذهبْ | نرو |
| نافیهٔ جنس | لا رجلَ في الدار | هیچ مردی در خانه نیست |
| عاطفه | جاء زيدٌ لا عمروٌ | زید آمد، نه عمرو |
| ردع / ردّ | لا، بل… | نه، بلکه… |
| در آغاز سوگند | لا أُقسمُ… | نه/هرگز چنین نیست؛ سوگند میخورم… |
/////////
«لا»ی زائده برای تأکیدمقصود از «زائده» چیست؟ «زائده» در اصطلاح نحو یعنی واژهای که برای تأکید، تقویت معنا یا زیبایی و آهنگ کلام آمده است، نه اینکه معنای اصلی جمله را منفی کند. پس: لا أُقسِمُ = أُقسِمُ یعنی: «سوگند میخورم». البته «زائده» بودن، به معنی بیفایده یا بیمعنا بودن آن نیست؛ نقش تأکیدی و بلاغی دارد. چرا «نمیخورم» ترجمه نمیشود؟ اگر «لا» را نفی بگیریم، ظاهر جمله میشود: «به روز قیامت سوگند نمیخورم». اما ادامهٔ آیات و شیوهٔ بیان قرآن نشان میدهد که مقصود، تأکید بر سوگند است: لَا أُقْسِمُ بِيَوْمِ الْقِيَامَةِ وَلَا أُقْسِمُ بِالنَّفْسِ اللَّوَّامَةِ یعنی: «به روز قیامت سوگند میخورم، و به نفسِ سرزنشگر سوگند میخورم.» دیدگاه دیگر برخی نیز گفتهاند «لا» برای ردّ سخن یا پندار منکران قیامت است؛ یعنی معنای تقریبی چنین میشود: «نه، چنین نیست که شما میپندارید؛ به روز قیامت سوگند میخورم…» در این تحلیل، «لا» به خودِ فعل «أقسم» نفی وارد نمیکند، بلکه پیش از سوگند، گفتار نادرست مخالفان را رد میکند. پس خلاصه:
|
این شیوه فقط در قرآن نیست؛در عربیِ فصیح، بهویژه عربی کلاسیک و شعر جاهلی، برای «لا» پیش از فعلِ سوگند نمونه و تحلیلهای مشابه وجود دارد. ۱) «لا» در آغاز سوگند در عربی ترکیبهایی مانند اینها در عربی دیده میشود:
در چنین کاربردهایی، «لا» غالباً نفیِ سادهٔ فعل سوگند نیست؛ بلکه در بیانِ نحویان و مفسران ممکن است:
برای نمونه، در شعر مشهورِ امرؤالقیس آمده است: فلا وأبيكِ ابنةَ العامريِّ معنای روان آن: «نه، به پدرت سوگند، مردم نمیتوانند ادعا کنند که من میگریزم.» در اینجا «لا» را نمیتوان به صورت «به پدرت سوگند نمیخورم» ترجمه کرد؛ بلکه پیش از سوگند، حالتی از ردّ یا تأکید دارد. ۲) آیا «زائده» یعنی قابل حذف است؟ در اصطلاح نحوی، گاهی میگویند اگر «لا» حذف شود، اسکلت دستوری و معنای اصلی جمله باقی میماند: لاأُقسمُ=أُقسمُ اما این به معنای بیاثر بودن آن نیست. حذفش معمولاً از شدت، لحن، تأکید یا فضای جدلیِ عبارت کم میکند. به همین دلیل، برخی پژوهشگران ترجیح میدهند به جای «زائده» بگویند: «حرفی با کارکرد بلاغی». پس کاربرد مورد بحث در آیه، پدیدهای شناختهشده در زبان عربی فصیح است؛ قرآن آن را پدید نیاورده، بلکه از ظرفیتهای بیانیِ عربی بهره گرفته است. |
