005-111-114-مائدة

« Back to Glossary Index
همچنین به یاد آور وقتی را که من بسوی آن کمک کنندگان وحی کردم (حواريان عیسی که کمک کنندگان اولیه عیسی بودند) به اینکه به من و به پیغمبرم عیسی بگروید و آنان گفتند ایمان آوردیم و تو ای پروردگار شاهد باش که ما از هر جهت تسلیم دستورات تو هستیم (حواريان عیسی کسانی بودند که هر یک شخصا حق جو بودند و لذا الله به آنان الهام کرد یا در دل آنان انداخت یا قانون الله باعث شد که به عیسی بگروند و پیغمبری او را بپذیرند و اینان چه در زمان عیسی و چه بعد از او سخت تبلیغ دین عیسی را میکردند ولی سیاست روم کاری کرد، پولس نامی که یهودی بود و دشمن تبلیغات عیسی، دین عیسی را با روشی عوام فریبانه عوض کند و به روش صوفيانه فعلی که اکثر مسیحیان دچار آن شده اند در آورد و انجیل عیسی را به طرزی که فعلا هست، تغییر دهد و کتاب پطرس و يعقوب حواری و همچنین کتاب اعمال رسولان که هر سه جزو کتاب مقدس مسیحیان است این تغییرات را شاهد است) (۱۱۱)
وَإِذْ أَوْحَيْتُ إِلَى الْحَوَارِيِّينَ أَنْ آمِنُوا بِي وَبِرَسُولِي قَالُوا آمَنَّا وَاشْهَدْ بِأَنَّنَا مُسْلِمُونَ

و [به یاد آور] هنگامی را که به حواریون الهام کردم که به من و فرستاده‌ام ایمان آورید. گفتند: ایمان آوردیم؛ و گواه باش که ما مسلمان و فرمان‌برداریم.

وَإِذْ أَوْحَيْتُ إِلَى الْحَوَارِيِّينَ أَنْ آمِنُوا بِي وَبِرَسُولِي

و هنگامی را که به حواریون الهام کردم که به من و فرستاده‌ام ایمان آورید.

وَ
حرف عطف است؛ از ریشهٔ مستقل نیست و برای پیوند دادن این بخش با مطالب پیشین به کار رفته است؛ معنای آن: «و».

إِذْ
ظرف زمانِ مبنی است؛ از ریشهٔ مستقل نیست؛ به معنای «هنگامی که» و متعلق به فعلی محذوف، مانند «به یاد آور»، است.

أَوْحَيْتُ
از ریشهٔ «و-ح-ی» و فعل ماضی، باب إفعال، متکلمِ وحده است؛ «من وحی کردم، الهام کردم، پیام رساندم».

إِلَى
حرف جر است؛ از ریشهٔ مستقل نیست؛ معنای آن: «به، سویِ».

الْحَوَارِيِّينَ
از ریشهٔ «ح-و-ر» و اسم جمعِ مذکر سالم، مجرور به «إلى» است؛ مفرد آن «حَواريّ» است؛ به معنای «یاران خالص و ویژهٔ عیسی»، «حواریون».

أَنْ
حرف تفسیر است؛ پس از «أوحيت» آمده تا محتوای الهام را بیان کند؛ در اینجا معنای «که» دارد.

آمِنُوا
از ریشهٔ «أ-م-ن» و فعل امر، باب إفعال، برای جمع مذکر است؛ «ایمان بیاورید، باور کنید و ایمنی‌پذیر شوید».

بِي
«بِـ» حرف جر و «ي» ضمیر متصلِ مجرور است؛ «بِـ» در اینجا برای متعلق ایمان است و مجموع آن به معنای «به من» است.

وَبِرَسُولِي
«وَ» حرف عطف، «بِـ» حرف جر، و «رَسول» اسم مجرور و مضاف است؛ «ي» ضمیر متصلِ مضاف‌الیه است؛ از ریشهٔ «ر-س-ل» و به معنای «و به فرستادهٔ من».

قَالُوا آمَنَّا

گفتند: ایمان آوردیم.

قَالُوا
از ریشهٔ «ق-و-ل» و فعل ماضی، برای جمع مذکر است؛ «گفتند».

آمَنَّا
از ریشهٔ «أ-م-ن» و فعل ماضی، باب إفعال، متکلمِ مع‌الغیر است؛ «ما ایمان آوردیم، ما باور کردیم».

وَاشْهَدْ بِأَنَّنَا مُسْلِمُونَ

و گواه باش که ما مسلمان و فرمان‌برداریم.

وَ
حرف عطف است؛ از ریشهٔ مستقل نیست؛ معنای آن: «و».

اشْهَدْ
از ریشهٔ «ش-ه-د» و فعل امر، مخاطبِ مفرد مذکر است؛ خطاب به عیسی علیه‌السلام؛ به معنای «گواه باش، شهادت بده».

بِأَنَّنَا
«بِـ» حرف جر است؛ «أَنَّ» حرف تأکید و نصب، و «نا» ضمیر متصل در محل نصب، اسم «أنّ» است؛ مجموع آن به معنای «بر اینکه ما» یا «که ما» است.

مُسْلِمُونَ
از ریشهٔ «س-ل-م» و اسم فاعلِ جمع مذکر سالم از «مُسلِم» است؛ خبر «أنّ» و مرفوع است؛ به معنای «تسلیم‌شدگان در برابر الله، فرمان‌برداران، مسلمانان».

Nach oben scrollen