005-104-114-مائدة

« Back to Glossary Index
وقتی برای آنان گفته میشود، بسوی چیزهائی که الله نازل کرده و بسوی این پیغمبر بیائید پاسخ میدهند، آنچه پدران خود را بر آن یافته ایم برای ما کافیست! آیا اگر پدران ایشان چیزی نمیدانستند و یا مهتدی به عقاید و اعمالی صحیح نبودند، باز هم سزاوار است اینان از پدرانشان تبعیت کنند؟  (104)

وَإِذا قيلَ لَهُم تَعالَوا إِلىٰ ما أَنزَلَ اللهُ وَإِلَى الرَّسولِ

و هنگامی که به آنان گفته شود: «به سوی آنچه الله نازل کرده و به سوی پیامبر بیایید»،

وَ
حرف عطف یا استیناف؛ معنای آن: «و».

إِذا
ظرف زمان برای آینده، متضمّن معنای شرط؛ معنای آن: «هنگامی که، هرگاه».

قيلَ
ریشه: «ق و ل»؛ فعل ماضی مجهول، از «قالَ»؛ معنای آن: «گفته شد».

لَهُم
«لِـ» حرف جر به معنای «به، برای» و «هُم» ضمیر پیوسته در محل جر؛ معنای مجموع: «به آنان».

تَعالَوا
ریشه: «ع ل و»؛ فعل امر، جمع مذکر، از «تَعالَى»؛ معنای آن: «بیایید، روی آورید».

إِلىٰ
حرف جر؛ معنای آن: «به سوی».

ما
اسم موصول؛ در محل جر با «إلىٰ»؛ معنای آن: «آنچه».

أَنزَلَ
ریشه: «ن ز ل»؛ فعل ماضی، باب إفعال؛ معنای آن: «نازل کرد، فروفرستاد».

اللهُ
اسم جلاله؛ فاعلِ «أَنزَلَ» و مرفوع؛ معنای آن: «الله».

وَ
حرف عطف؛ معنای آن: «و».

إِلَى
حرف جر؛ معنای آن: «به سوی».

الرَّسولِ
ریشه: «ر س ل»؛ اسم، مفرد، معرفه با «الـ»، مجرور به «إلىٰ»؛ معنای آن: «پیامبر، فرستاده».


قالوا حَسبُنا ما وَجَدنا عَلَيهِ آباءَنا

می‌گویند: «آنچه پدرانمان را بر آن یافته‌ایم، ما را بس است.»

قالوا
ریشه: «ق و ل»؛ فعل ماضی، جمع مذکر؛ «واو» ضمیر فاعل است؛ معنای آن: «گفتند، می‌گویند».

حَسبُنا
ریشه: «ح س ب»؛ «حَسب» اسم به معنای کفایت‌کننده و «نا» ضمیر مضاف‌الیه؛ معنای آن: «ما را بس است، برای ما کافی است».

ما
اسم موصول؛ معنای آن: «آنچه، چیزی که».

وَجَدنا
ریشه: «و ج د»؛ فعل ماضی؛ «نا» ضمیر فاعل است؛ معنای آن: «یافتیم».

عَلَيهِ
«عَلىٰ» حرف جر به معنای «بر» و «هِ» ضمیر پیوسته؛ معنای مجموع: «بر آن».

آباءَنا
ریشه: «أ ب و»؛ «آباء» جمع «أب» به معنای پدران، منصوب و مفعول‌بهِ «وَجَدنا»؛ «نا» ضمیر مضاف‌الیه؛ معنای آن: «پدرانمان».


أَوَلَو كانَ آباؤُهُم لا يَعلَمونَ شَيئًا وَلا يَهتَدونَ

آیا حتی اگر پدرانشان چیزی نمی‌دانستند و هدایت نمی‌یافتند [باز هم از آنان پیروی می‌کنند]؟

أَوَلَو
از هم‌نشینی همزهٔ استفهام، «وَ» و «لَو» تشکیل شده است؛ استفهام برای سرزنش و انکار است و «لو» معنای «حتی اگر» می‌دهد؛ معنای مجموع: «آیا حتی اگر».

كانَ
ریشه: «ك و ن»؛ فعل ماضی ناقص؛ معنای آن: «بود».

آباؤُهُم
ریشه: «أ ب و»؛ «آباء» جمع «أب»، اسمِ «كان» و مرفوع؛ «هُم» ضمیر مضاف‌الیه؛ معنای آن: «پدرانشان».

لا
حرف نفی؛ معنای آن: «نمی‌».

يَعلَمونَ
ریشه: «ع ل م»؛ فعل مضارع، جمع مذکر، مرفوع؛ «واو» ضمیر فاعل است؛ معنای آن: «می‌دانند».

شَيئًا
ریشه: «ش ي أ»؛ اسم نکره، منصوب و مفعول‌بهِ «يَعلَمونَ»؛ معنای آن: «چیزی».

وَلا
«وَ» حرف عطف و «لا» حرف نفی؛ معنای آن: «و نمی‌».

يَهتَدونَ
ریشه: «ه د ي»؛ فعل مضارع، جمع مذکر، مرفوع، از «اِهتَدى»؛ «واو» ضمیر فاعل است؛ معنای آن: «هدایت می‌یابند، راه درست را می‌یابند».

Nach oben scrollen