005-102-114-مائدة

« Back to Glossary Index
آنگونه سئوالها را پیش از شما قوم دیگری کردند و در نتیجه به جوابی که شنیدند، کافر شدند (اشاره به سئوال بنی اسرائیل در مورد رنگ و سن و سال گاویست که مامور بودند، بکشند که اگر گاوی را بدون داشتن خصوصیاتی میکشتند مجبور نمی شدند، قیمت گزافی بپردازند ولی آنان شرح خصوصیات گاو را خواستند و خالق عالم هم خصوصیاتی را فرمود که منحصرا با یک گاو پر قیمت تطبيق نمود و این موضوع در آیه 67 تا ۷۲ از سوره بقره به تفصیل آمده و درباره مطالب باب ۲۱ از سفر تثنیه تورات است که میرساند، متن اصلی تورات تحریف شده است و بدبختانه تمام فرقه های اسلام به اینگونه سئوالهای بنی اسرائیل دچار شده اند و بعضی پیشوایان ایشان نیز برای آنکه آنان را فریب دهند جوابهائی داده اند و در رساله های خود نوشته اند که باعث اختلاف و نفاق و زحمت و ضررهائی برای شنوندگان شده است) (۱۰۲)
قَدْ سَأَلَهَا قَوْمٌ مِنْ قَبْلِكُمْ ثُمَّ أَصْبَحُوا بِهَا كَافِرِينَ

بی‌گمان گروهی پیش از شما آن را پرسیدند، سپس به سبب آن کافر شدند.

قَدْ سَأَلَهَا قَوْمٌ مِنْ قَبْلِكُمْ ثُمَّ أَصْبَحُوا بِهَا كَافِرِينَ

بی‌تردید، قومی پیش از شما دربارهٔ آن پرسش کردند؛ سپس به سبب آن، کافر شدند.

قَدْ
حرف تحقیق است؛ بر سر فعل ماضی می‌آید و معنای تأکید و تحقق می‌دهد: «به‌راستی»، «بی‌گمان»، «قطعاً».

سَأَلَهَا
فعل ماضی، از ریشهٔ «س ـ أ ـ ل» به معنای پرسیدن و درخواست‌کردن است؛ «سَأَلَ» یعنی «پرسید». «هَا» ضمیر پیوستهٔ مؤنث مفرد و مفعول‌به است و به «چیزها / پرسش‌ها» بازمی‌گردد؛ یعنی: «آن را پرسیدند».

قَوْمٌ
اسم مفرد در لفظ و دارای معنای جمع، از ریشهٔ «ق ـ و ـ م»؛ به معنای گروهی از مردم، قوم و جماعت است. در اینجا فاعلِ «سَأَلَ» و مرفوع است.

مِنْ
حرف جر است و معنای «از» دارد؛ در اینجا برای بیان آغازِ زمان به کار رفته است: «از پیشِ شما».

قَبْلِكُمْ
«قَبْلِ» اسم ظرف زمان، از ریشهٔ «ق ـ ب ـ ل» و به معنای پیش و قبل است. به سبب آمدن پس از «مِنْ» مجرور است. «كُمْ» ضمیر پیوستهٔ جمع مخاطب و مضاف‌الیه است؛ یعنی: «پیش از شما».

ثُمَّ
حرف عطف است و بر ترتیب همراه با فاصله دلالت می‌کند؛ یعنی: «سپس»، «آنگاه».

أَصْبَحُوا
فعل ماضی جمع مذکر، از ریشهٔ «ص ـ ب ـ ح» است. «أَصْبَحَ» از افعال ناقصه به شمار می‌آید و معنای «شدند» می‌دهد. «واو» ضمیر پیوسته و اسمِ «أَصْبَحَ» است؛ یعنی: «آنان شدند».

بِهَا
«بِـ» حرف جر است و در اینجا معنای سببیت دارد: «به سببِ»، «در اثرِ». «هَا» ضمیر پیوستهٔ مؤنث مفرد و مجرور است و به همان چیزِ مورد پرسش بازمی‌گردد؛ یعنی: «به سبب آن».

كَافِرِينَ
اسم فاعل و جمع مذکر سالم، از ریشهٔ «ك ـ ف ـ ر» است. «کافر» در اصل به معنای پوشاننده است و در کاربرد دینی، به کسی گفته می‌شود که حق را می‌پوشاند یا انکار می‌کند. «كَافِرِينَ» خبرِ «أَصْبَحُوا» و منصوب است؛ یعنی: «کافر شدند».

Nach oben scrollen