| و اگر کتاب آسمانی دارانِ حقیقتا به کتاب خود ایمان آورند و پرهیز کاری پیشه گیرند، از ایشان گناهانشان را پاک میکنیم و به آن باغهای پر نعمت در آخرت داخلشان می نماییم (65) |
| وَلَوْ أَنَّ أَهْلَ الْكِتَابِ آمَنُوا وَاتَّقَوْا لَكَفَّرْنَا عَنْهُمْ سَيِّئَاتِهِمْ وَلَأَدْخَلْنَاهُمْ جَنَّاتِ النَّعِيمِ و اگر اهل کتاب ایمان میآوردند و پرهیزگاری میکردند، قطعاً گناهانشان را از آنان میزدودیم و حتماً آنان را به باغهای پرنعمت وارد میکردیم. وَلَوْ أَنَّ أَهْلَ الْكِتَابِ آمَنُوا وَاتَّقَوْاو اگر اهل کتاب ایمان میآوردند و تقوا پیشه میکردند. وَ حرف عطف یا استیناف است؛ ریشه ندارد؛ در اینجا برای پیوند دادن این آیه با مطالب پیشین آمده و معنای «و» دارد. لَوْ حرف شرط است؛ ریشه ندارد؛ بر شرطِ خلاف واقع یا فرضی دلالت میکند و معنای «اگر» دارد. أَنَّ حرف تأکید و نصب است؛ ریشه ندارد؛ بر جملهٔ اسمیه وارد میشود، اسم خود را منصوب و خبر خود را مرفوع میکند؛ معنای آن «همانا» یا «اینکه» است. أَهْلَ از ریشهٔ «أ ه ل»؛ اسمِ «أَنَّ» و منصوب است؛ «اهل» به معنای خاندان، پیروان، وابستگان و صاحبانِ چیزی است. الْكِتَابِ از ریشهٔ «ك ت ب»؛ مضافالیه و مجرور است؛ «کتاب» یعنی نوشته، کتاب، و در اینجا مراد کتاب آسمانی است؛ ترکیب «أهل الكتاب» یعنی یهودیان و مسیحیانی که دارای کتاب آسمانیاند. آمَنُوا از ریشهٔ «أ م ن»؛ فعل ماضی، جمع مذکر غایب، باب إفعال است؛ واو، ضمیر متصل و فاعل است؛ معنای آن «ایمان آوردند» و «باور کردند» است. وَ حرف عطف است؛ ریشه ندارد؛ فعل «اتَّقَوْا» را به «آمَنُوا» پیوند میدهد و معنای «و» دارد. اتَّقَوْا از ریشهٔ «و ق ي»؛ فعل ماضی، جمع مذکر غایب، باب افتعال است؛ واو، ضمیر متصل و فاعل است؛ معنای آن «پرهیزگاری کردند»، «خود را حفظ کردند» و «تقوا پیشه کردند» است. لَكَفَّرْنَا عَنْهُمْ سَيِّئَاتِهِمْقطعاً بدیها و گناهانشان را از آنان میزدودیم. لَ لامِ جوابِ «لَوْ» است؛ ریشه ندارد؛ بر سر فعل جواب شرط میآید و بر تأکید دلالت میکند؛ در فارسی «قطعاً» یا «هرآینه» معنا میدهد. كَفَّرْنَا از ریشهٔ «ك ف ر»؛ فعل ماضی، متکلم معالغیر، باب تفعیل است؛ «نا» ضمیر متصل و فاعل است؛ معنای آن «میزدودیم»، «میبخشودیم» و «میپوشاندیم» است؛ در اینجا یعنی آثار گناهان را برطرف میکردیم. عَنْهُمْ «عَنْ» حرف جر و ریشه ندارد؛ معنای آن «از» و «دور از» است. «هُمْ» ضمیر متصل در محل جر با «عَنْ» است و به اهل کتاب بازمیگردد؛ مجموع آن یعنی «از آنان». سَيِّئَاتِهِمْ از ریشهٔ «س و أ»؛ «سَيِّئَاتِ» مفعولبه منصوب و جمع مؤنث سالم است؛ به معنای بدیها، گناهان و کارهای زشت است. «هِمْ» ضمیر متصل در محل جر مضافالیه است؛ مجموع آن یعنی «گناهانشان» یا «بدیهایشان». وَلَأَدْخَلْنَاهُمْ جَنَّاتِ النَّعِيمِو حتماً آنان را به باغهای پرنعمت وارد میکردیم. وَ حرف عطف است؛ ریشه ندارد؛ این بخش را به جملهٔ پیشین پیوند میدهد و معنای «و» دارد. لَ لامِ جوابِ «لَوْ» و برای تأکید است؛ ریشه ندارد؛ معنای آن «قطعاً» و «حتماً» است. أَدْخَلْنَاهُمْ از ریشهٔ «د خ ل»؛ فعل ماضی، متکلم معالغیر، باب إفعال است؛ «نا» ضمیر متصل و فاعل است و «هُمْ» ضمیر متصل در محل نصب مفعولبه است؛ معنای آن «آنان را وارد میکردیم» است. جَنَّاتِ از ریشهٔ «ج ن ن»؛ مفعولبه دوم منصوب و جمع مؤنث سالم است؛ «جَنَّات» یعنی باغها و بوستانهای سرسبز و پوشیده از درخت. النَّعِيمِ از ریشهٔ «ن ع م»؛ مضافالیه و مجرور است؛ «نعیم» به معنای نعمت فراوان، آسایش، خوشی پایدار و برخورداری کامل است؛ «جَنَّاتِ النَّعِيمِ» یعنی «باغهای سرشار از نعمت». |
005-065-114-مائدة
« Back to Glossary Index
