005-061-114-مائدة

« Back to Glossary Index
و این یهودیان متجاوزکار مدینه وقتی نزد تو آیند، به دروغ گویند که ایمان آورده ایم و حال آنکه دخول و خروجشان به اینجا و از اینجا روی کفران حقیقت است و الله به آنچه در دل مخفی می دارند، داناتر می باشد (61)
وَإِذَا جَاءُوكُمْ قَالُوا آمَنَّا وَقَدْ دَخَلُوا بِالْكُفْرِ وَهُمْ قَدْ خَرَجُوا بِهِ ۚ وَاللَّهُ أَعْلَمُ بِمَا كَانُوا يَكْتُمُونَ

و هنگامی که نزد شما می‌آیند، می‌گویند: «ایمان آورده‌ایم»؛ در حالی که قطعاً با کفر وارد شده‌اند و با همان کفر بیرون رفته‌اند؛ و الله به آنچه پنهان می‌کردند داناتر است.

وَإِذَا جَاءُوكُمْ قَالُوا آمَنَّا

و هنگامی که نزد شما می‌آیند، می‌گویند: «ایمان آورده‌ایم.»

وَ
حرف عطف است، ریشه ندارد و معنای آن «و» است؛ اینجا جمله را به سخن پیشین پیوند می‌دهد.

إِذَا
ظرف زمان برای آینده است، ریشه ندارد و مبنی است؛ معنای آن «هنگامی که» یا «زمانی که» است و شرطی‌بودنِ جمله را می‌رساند.

جَاءُوكُمْ
از ریشهٔ «ج ي ء» به معنای آمدن است. «جاءُوا» فعل ماضی، سوم‌شخص جمع مذکر و به معنای «آمدند» است؛ «واو» ضمیر فاعل و به معنای «آنان» است؛ «کُمْ» ضمیر متصل در جایگاه مفعول‌به و به معنای «شما» است. مجموع آن: «نزد شما آمدند».

قَالُوا
از ریشهٔ «ق و ل» به معنای گفتن است. فعل ماضی، سوم‌شخص جمع مذکر و به معنای «گفتند» است؛ «واو» در پایان، ضمیر فاعل و به معنای «آنان» است.

آمَنَّا
از ریشهٔ «أ م ن» و از باب «إفعال» است؛ معنای اصلی آن ایمان‌آوردن، تصدیق‌کردن و ایمن‌دانستن است. فعل ماضی، اول‌شخص جمع و به معنای «ایمان آوردیم» است؛ «نا» ضمیر فاعل و به معنای «ما» است.

وَقَدْ دَخَلُوا بِالْكُفْرِ

در حالی که قطعاً با کفر وارد شده‌اند.

وَ
حرف عطف یا حال است، ریشه ندارد و معنای آن در اینجا «در حالی که» است.

قَدْ
حرف تحقیق است، ریشه ندارد و هنگامی که بر فعل ماضی وارد شود، وقوع قطعیِ آن را می‌رساند؛ معنای آن «به‌راستی»، «قطعاً» یا «همانا» است.

دَخَلُوا
از ریشهٔ «د خ ل» به معنای داخل‌شدن و واردشدن است. فعل ماضی، سوم‌شخص جمع مذکر و به معنای «وارد شدند» است؛ «واو» ضمیر فاعل و به معنای «آنان» است.

بِالْكُفْرِ
«بِـ» حرف جر است، ریشه ندارد و در اینجا معنای همراهی و همراه‌بودن دارد: «با». «الْكُفْرِ» از ریشهٔ «ك ف ر» است و اسم مجرور به حرف «بِـ» است؛ کفر در اصل به معنای پوشاندن است و در کاربرد دینی، انکار حق، ناسپاسی در برابر الله یا نپذیرفتن ایمان را می‌رساند. مجموع آن: «با کفر».

وَهُمْ قَدْ خَرَجُوا بِهِ

و آنان با همان کفر بیرون رفته‌اند.

وَ
حرف عطف و حال است، ریشه ندارد و در اینجا معنای «و در حالی که» دارد.

هُمْ
ضمیر منفصل، سوم‌شخص جمع مذکر و در جایگاه مبتدا است؛ معنای آن «آنان» یا «ایشان» است.

قَدْ
حرف تحقیق است، ریشه ندارد و بر قطعی‌بودنِ انجام فعل ماضی دلالت دارد؛ معنای آن «قطعاً» است.

خَرَجُوا
از ریشهٔ «خ ر ج» به معنای بیرون‌رفتن و خارج‌شدن است. فعل ماضی، سوم‌شخص جمع مذکر و به معنای «بیرون رفتند» است؛ «واو» ضمیر فاعل و به معنای «آنان» است.

بِهِ
«بِـ» حرف جر است، ریشه ندارد و معنای آن «با» است. «هِ» ضمیر متصل، سوم‌شخص مفرد مذکر و در جایگاه اسم مجرور است؛ به «کفر» بازمی‌گردد و معنای آن «آن» یا «همان کفر» است. مجموع آن: «با آن» یا «با همان کفر».

وَاللَّهُ أَعْلَمُ بِمَا كَانُوا يَكْتُمُونَ

و الله به آنچه پنهان می‌کردند داناتر است.

وَ
حرف استیناف یا عطف است، ریشه ندارد و معنای آن «و» است؛ جمله‌ای تازه را بیان می‌کند.

اللَّهُ
اسم خاصِ الله است و در اینجا مبتدا و مرفوع است. معنای آن ذات یگانه‌ای است که شایستهٔ پرستش است.

أَعْلَمُ
از ریشهٔ «ع ل م» به معنای دانستن است. اسم تفضیل و خبرِ مبتدا است؛ معنای آن «داناتر» است، و در اینجا مقصود این است که الله به‌طور کامل و بی‌نهایت داناست.

بِمَا
«بِـ» حرف جر است و معنای آن «به» است. «ما» اسم موصول و مبنی است و معنای آن «آنچه» یا «چیزی که» است. مجموع آن: «به آنچه».

كَانُوا
از ریشهٔ «ك و ن» به معنای بودن و رخ‌دادن است. «کان» فعل ماضی ناقص، سوم‌شخص جمع مذکر است و «واو» ضمیر متصل در جایگاه اسمِ «کان» است؛ معنای آن «آنان بودند» و در اینجا بر استمرار کار آنان در گذشته دلالت دارد.

يَكْتُمُونَ
از ریشهٔ «ك ت م» به معنای پنهان‌کردن، پوشیده‌داشتن و آشکارنکردن است. فعل مضارع، سوم‌شخص جمع مذکر و مرفوع است؛ «واو» ضمیر فاعل و به معنای «آنان» است. این فعل، خبرِ «کانوا» است و معنای آن «پنهان می‌کردند» است.

Nach oben scrollen