| من میخواهم تو دچار گناهی نسبت به من و خودت شوی و از یاران آتش دوزخ گردی و این مجازات هر ستمکاریست (۲۹) | ||
| إِنّي أُريدُ أَن تَبوءَ بِإِثمي وَإِثمِكَ فَتَكونَ مِن أَصحابِ النّارِ ۚ وَذٰلِكَ جَزاءُ الظّالِمينَ من میخواهم که تو بار گناه من و گناه خودت را بر دوش بگیری، پس از اهل آتش شوی؛ و این، کیفر ستمکاران است. إِنّي أُريدُ أَن تَبوءَ بِإِثمي وَإِثمِكَمن میخواهم که تو بار گناه من و گناه خودت را بر دوش بگیری. إِنّي: از «إِنَّ» + «ي»؛ «إِنَّ» حرف تأکید و نصب است؛ «ي» ضمیر متصل متکلم وحده، اسم «إِنَّ»؛ معنا: همانا من، بهراستی من.
فَتَكونَ مِن أَصحابِ النّارِپس از اهل آتش شوی. فَتَكونَ: «فَـ» حرف عطف یا نتیجه؛ «تَكونَ» از ریشهٔ «ك و ن»؛ فعل مضارع منصوب، صیغهٔ دومشخص مفرد مذکر؛ معنا: پس باشی، پس شوی، در نتیجه قرار گیری. وَذٰلِكَ جَزاءُ الظّالِمينَو این، کیفر ستمکاران است. وَذٰلِكَ: «وَ» حرف عطف؛ «ذٰلِكَ» اسم اشاره برای مفرد مذکر دور، در محل مبتدا؛ معنا: و آن، و این، و چنین چیزی. |
005-029-114-مائدة
« Back to Glossary Index
