005-007-114-مائدة

« Back to Glossary Index
و نعمت الله را بر شما و عهد و پیمان او را که شما با او عهد بستید، بیاد آورید این نعمت و این عهد زمانی بود که گفتید شنیدیم و اطاعت کردیم و از الله بترسید و بدانید که الله به آنچه در سینه دارید، داناست (هر کس که به الله میگوید به دینش ایمان آورده و حاضر است پیغام او را دقيقا بشنود و اطاعت نماید با الله عهد و پیمان اطاعت دستورات الله را بسته است و باید حتی المقدور دستورات دین الله را روی متن كتاب الله، نه روی حرف بی دلیل این و آن عمل کند و الا عهد شکنی کرده و بر این اساس، غير از آنانکه مسلمان نیستند و روی تبلیغِ مبلغان اسلام مسلمان میشوند، حتی فرزندان مسلمانان باید وقتی به رشد میرسند از روی فکر و تحقیق بفهمند اسلام چیست و اصول آن کدامست و چه بهتر که نزد بزرگ دینی محله خود و بزرگان فامیل خود اقرار کنند که دین اسلام را شناخته اند و حاضرند دستورات آنرا اطاعت نمایند، بهترین چیزی که اصول اسلام در آن میباشد، نماز است که باید در جلسه اظهار اطاعت معنای مطالب و اعمال نماز را خوب دانسته باشند و در نزد بزرگان خود، آنرا بازگو کنند و مسلمانان دنیا بجای جشن تولد خوبست که چنین جشنی را بعنوان جشن تعهد برای فرزندان خود در هنگام رشد بگیرند) (۷)
وَاذكُروا نِعمَةَ اللهِ عَلَيكُم وَميثاقَهُ الَّذي واثَقَكُم بِهِ إِذ قُلتُم سَمِعنا وَأَطَعنا ۖ وَاتَّقُوا اللهَ ۚ إِنَّ اللهَ عَليمٌ بِذاتِ الصُّدورِ

و نعمتِ الله را بر خودتان و پیمانی را که با شما بست، به یاد آورید؛ آن‌گاه که گفتید: «شنیدیم و فرمان بردیم.» و از الله پروا کنید؛ بی‌گمان الله به آنچه در سینه‌هاست داناست.


وَاذكُروا نِعمَةَ اللهِ عَلَيكُم وَميثاقَهُ الَّذي واثَقَكُم بِهِ إِذ قُلتُم سَمِعنا وَأَطَعنا

و نعمتِ الله را بر شما و پیمان او را که با آن با شما عهد بست، به یاد آورید؛ هنگامی که گفتید: «شنیدیم و فرمان بردیم.»

  • وَ: حرف عطف؛ برای پیوند دادن جمله‌ها؛ معنی: «و»
  • اذكُروا: فعل امر، مخاطب جمع؛ از ریشهٔ ذ-ك-ر؛ معنی: «به یاد آورید، یاد کنید»
  • نِعمَةَ: اسم؛ مفعول‌به؛ از ریشهٔ ن-ع-م؛ معنی: «نعمت، بخشش»
  • اللهِ: اسم علم؛ مضافٌ‌إلیه؛ معنی: «الله»
  • عَلَيكُم: جار و مجرور؛ على حرف جر + كم ضمیر مخاطب جمع؛ معنی: «بر شما، نسبت به شما»
  • وَ: حرف عطف؛ معنی: «و»
  • ميثاقَهُ: اسم؛ مفعول‌به؛ از ریشهٔ و-ث-ق؛ معنی: «پیمانِ او، عهدِ او»
  • الَّذي: اسم موصول؛ صفت برای «ميثاقَهُ»؛ معنی: «که، آن‌که»
  • واثَقَكُم: فعل ماضی؛ از باب مفاعله، ریشهٔ و-ث-ق؛ فاعل: مستتر؛ كم مفعول‌به؛ معنی: «با شما پیمان بست، از شما پیمان گرفت»
  • بِهِ: جار و مجرور؛ بـ حرف جر + ه ضمیر؛ معنی: «به آن، با آن»
  • إِذ: ظرف زمان؛ معنی: «هنگامی که»
  • قُلتُم: فعل ماضی؛ ریشهٔ ق-و-ل؛ تم ضمیر فاعلی جمع؛ معنی: «گفتید»
  • سَمِعنا: فعل ماضی؛ ریشهٔ س-م-ع؛ نا ضمیر فاعلی؛ معنی: «شنیدیم»
  • وَ: حرف عطف؛ معنی: «و»
  • أَطَعنا: فعل ماضی؛ ریشهٔ ط-و-ع؛ نا ضمیر فاعلی؛ معنی: «اطاعت کردیم، فرمان بردیم»

وَاتَّقُوا اللهَ

و از الله پروا کنید.

  • وَ: حرف عطف؛ معنی: «و»
  • اتَّقُوا: فعل امر، مخاطب جمع؛ از ریشهٔ و-ق-ي؛ در باب افتعال؛ معنی: «پروا کنید، خود را حفظ کنید، تقوا پیشه کنید»
  • اللهَ: اسم علم؛ مفعول‌به؛ معنی: «الله»

إِنَّ اللهَ عَليمٌ بِذاتِ الصُّدورِ

بی‌گمان الله به آنچه در سینه‌هاست داناست.

  • إِنَّ: حرف تأکید و نصب؛ معنی: «بی‌گمان، همانا»
  • اللهَ: اسم علم؛ اسمِ «إنَّ» منصوب؛ معنی: «الله»
  • عَليمٌ: اسم مبالغه/صفت؛ خبر «إنَّ»؛ از ریشهٔ ع-ل-م؛ معنی: «دانا، بسیار آگاه»
  • بِذاتِ: جار و مجرور؛ بـ حرف جر + ذاتِ اسم؛ معنی: «به آنچه دارایِ… است، به حقیقتِ…»
  • الصُّدورِ: اسم جمع؛ مضافٌ‌إلیه؛ از ریشهٔ ص-د-ر؛ معنی: «سینه‌ها»
Nach oben scrollen