005-008-114-مائدة

« Back to Glossary Index
ای کسانی که ایمان آورده اید، باشید، کار کنندگان برای رضای الله و گواه دهندگان به عدالت و اگر با قومی دشمنی داشتید، این دشمنی باعث نشود که شما نسبت به آنان به عدالت رفتار نکنید، حتما به عدالت رفتار کنید که نزدیکترین راه برای پرهیزکاری عدالت است و از عدم توجه به دستورات الله بترسید به يقين الله به آنچه می کنید آگاه میباشد (منظور از عدالت تساوی نیست، بلکه کار صحیح کردن است و ظلم نکردن) (۸)
يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنوا كونوا قَوّامينَ لِلَّهِ شُهَداءَ بِالقِسطِ ۖ وَلا يَجرِمَنَّكُم شَنَآنُ قَومٍ عَلىٰ أَلّا تَعدِلُوا ۚ اعدِلوا هُوَ أَقرَبُ لِلتَّقوىٰ ۖ وَاتَّقُوا اللهَ ۚ إِنَّ اللهَ خَبيرٌ بِما تَعمَلونَ

ای کسانی که ایمان آورده‌اید، برای الله قیام‌کنندگانِ [به حق] باشید و به عدالت گواهی‌دهندگان؛ و دشمنیِ گروهی شما را واندارد که عدالت نورزید. دادگری کنید که آن به پرهیزگاری نزدیک‌تر است؛ و از الله پروا کنید، که الله به آنچه انجام می‌دهید آگاه است.


يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنوا كونوا قَوّامينَ لِلَّهِ شُهَداءَ بِالقِسطِ

ای کسانی که ایمان آورده‌اید، برای الله قیام‌کنندگان [به حق] باشید و به عدالت گواهی‌دهندگان.

شرح واژه‌ها:

  • يا: حرف ندا؛ برای خطاب.
  • أَيُّها: «أَيّ» اسم ندا/منادا، و «ها» حرف تنبیه؛ در ترکیب خطاب به کار می‌رود.
  • الَّذينَ: اسم موصول، جمع مذکر عاقل؛ در محل نصب/ندا به اعتبار خطاب.
  • آمَنوا: فعل ماضی، جمع مذکر غایب؛ از ریشه أ م ن؛ به معنای ایمان آوردند، باور آوردند.
  • كونوا: فعل امر، جمع مذکر مخاطب؛ از ریشه ك و ن؛ به معنای باشید.
  • قَوّامينَ: اسم مبالغه/صفت؛ جمع مذکر سالم، منصوب؛ از ریشه ق و م؛ به معنای بسیار پایبند، برپا دارنده، استوار بر چیزی.
  • لِلَّهِ: جار و مجرور؛ «لِـ» حرف جر + «الله» اسم جلاله؛ به معنای برای الله، در راه الله، به خاطر الله.
  • شُهَداءَ: جمع «شَهيد»/اسم؛ منصوب؛ از ریشه ش ه د؛ به معنای گواهان، شاهدان.
  • بِالقِسطِ: جار و مجرور؛ «بِـ» حرف جر + «القِسط» اسم؛ از ریشه ق س ط؛ به معنای عدالت، داد، انصاف.

وَلا يَجرِمَنَّكُم شَنَآنُ قَومٍ عَلىٰ أَلّا تَعدِلُوا

و دشمنیِ گروهی شما را واندارد که عدالت نورزید.

شرح واژه‌ها:

  • وَ: حرف عطف؛ و.
  • لا: حرف نهی/جزم در این ترکیب؛ همراه با فعل مضارع.
  • يَجرِمَنَّكُم: فعل مضارع مؤکد با نون تأکید؛ از ریشه ج ر م؛ به معنای واندارد، سبب نشود، شما را به گناه/خطا نکشاند.
  • شَنَآنُ: اسم؛ فاعل/مبتدا در معنا؛ از ریشه ش ن أ؛ به معنای دشمنی، کینه، بغض.
  • قَومٍ: اسم جمع؛ مجرور به اضافه؛ از ریشه ق و م؛ به معنای گروه، قوم، جماعت.
  • عَلىٰ: حرف جر؛ بر، به سببِ، در نتیجهٔ.
  • أَلّا: «أن» + «لا»؛ مصدر مؤول با معنای «اینکه نه».
  • تَعدِلُوا: فعل مضارع، جمع مذکر مخاطب، منصوب/مجزوم در ساخت مصدر مؤول؛ از ریشه ع د ل؛ به معنای عدالت ورزید، دادگری کنید، از عدالت منحرف نشوید.

اعدِلوا هُوَ أَقرَبُ لِلتَّقوىٰ

دادگری کنید که آن به پرهیزگاری نزدیک‌تر است.

شرح واژه‌ها:

  • اعدِلوا: فعل امر، جمع مذکر مخاطب؛ از ریشه ع د ل؛ به معنای عدالت کنید، دادگری کنید.
  • هُوَ: ضمیر منفصل، مفرد مذکر؛ در اینجا برای تأکید و اشاره به عدالت/دادگری.
  • أَقرَبُ: اسم تفضیل؛ از ریشه ق ر ب؛ به معنای نزدیک‌تر.
  • لِلتَّقوىٰ: جار و مجرور؛ «لِـ» حرف جر + «التقوى» اسم؛ از ریشه و ق ي؛ به معنای پرهیزگاری، خویشتن‌داری، تقوای الهی.

وَاتَّقُوا اللهَ

و از الله پروا کنید.

شرح واژه‌ها:

  • وَ: حرف عطف؛ و.
  • اتَّقُوا: فعل امر، جمع مذکر مخاطب؛ از ریشه و ق ي؛ به معنای پروا کنید، خود را نگاه دارید، تقوا پیشه کنید.
  • اللهَ: اسم جلاله، منصوب؛ مفعول‌به در معنا؛ همان صورت الله.

إِنَّ اللهَ خَبيرٌ بِما تَعمَلونَ

بی‌گمان الله به آنچه انجام می‌دهید آگاه است.

شرح واژه‌ها:

  • إِنَّ: حرف تأکید و نصب؛ به معنای همانا، بی‌گمان.
  • اللهَ: اسم جلاله، منصوب؛ اسم «إنَّ»؛ همان صورت الله.
  • خَبيرٌ: صفت مشبهه؛ از ریشه خ ب ر؛ به معنای آگاه، کاملاً دانا، باخبر.
  • بِما: «بِـ» حرف جر + «ما» اسم موصول/مصدرية؛ به معنای به آنچه، نسبت به آنچه.
  • تَعمَلونَ: فعل مضارع، جمع مذکر مخاطب؛ از ریشه ع م ل؛ به معنای انجام می‌دهید، عمل می‌کنید.
Nach oben scrollen