005-005-114-مائدة

« Back to Glossary Index
امروزه برای شما هر چیز مفید و خوبی حلال شده است و خوراک کسانی که به آنان کتاب آسمانی داده شده نیز بر شما حلال شده و خوراک شما هم بر آنان حلال است و زنان پاکدامن مؤمن به اسلام و زنان پاکدامنی که جزو کسانی هستند که قبل از شما کتاب آسمانی بدست آورده اند، ازدواجشان بر شما حلال است، به شرطی که مهر ایشان را به ایشان داده باشید و تصمیم داشته باشید، آنان را نگهدارید، نه آنکه برای ریختن آب شهوت خود آنان را بطور موقت بگیرید و همچنین نباید به منظور رفيق گرفتن از آنان استفاده کنید و هر کس کفران راه ایمان صحیح را بکند، اعمال خوب او نیز پوچ میگردد و او در آخرت از ضرر دیدگان خواهد بود (ملاحظه میکنید که در آیات گذشته سه بار گفته شده در این زمان و امروز و هر سه بهم مربوطند و هیچ ارتباطی به حادثه غدیر خم ندارند) (۵)
اليَومَ أُحِلَّ لَكُمُ الطَّيِّباتُ ۖ وَطَعامُ الَّذينَ أوتُوا الكِتابَ حِلٌّ لَكُم وَطَعامُكُم حِلٌّ لَهُم ۖ وَالمُحصَناتُ مِنَ المُؤمِناتِ وَالمُحصَناتُ مِنَ الَّذينَ أوتُوا الكِتابَ مِن قَبلِكُم إِذا آتَيتُموهُنَّ أُجورَهُنَّ مُحصِنينَ غَيرَ مُسافِحينَ وَلا مُتَّخِذي أَخدانٍ ۗ وَمَن يَكفُر بِالإيمانِ فَقَد حَبِطَ عَمَلُهُ وَهُوَ فِي الآخِرَةِ مِنَ الخاسِرينَ

امروز چیزهای پاکیزه برای شما حلال شد، و طعام اهل کتاب برای شما حلال است و طعام شما نیز برای آنان حلال است، و زنان پاکدامن از مؤمنان و زنان پاکدامن از کسانی که پیش از شما کتاب به آنان داده شده، بر شما حلال‌اند، هرگاه مهرهایشان را به آنان بدهید، در حالی که پاکدامن باشید نه زناکار و نه دوست‌گیرانِ پنهانی. و هر کس به ایمان کفر ورزد، پس قطعاً عملش تباه شده است، و او در آخرت از زیانکاران است.

اليَومَ أُحِلَّ لَكُمُ الطَّيِّباتُ

امروز چیزهای پاکیزه برای شما حلال شد.

  • اليَومَ: ظرف زمان، منصوب؛ از ریشه ي و م؛ معنی: امروز.
  • أُحِلَّ: فعل ماضی مجهول، باب إفعال؛ از ریشه ح ل ل؛ معنی: حلال شد، مباح گردانیده شد.
  • لَكُمُ: جار و مجرور؛ لِـ حرف جر + كم ضمیر متصل؛ معنی: برای شما.
  • الطَّيِّباتُ: اسم جمع، مرفوع؛ از ریشه ط ي ب؛ معنی: چیزهای پاک، پاکیزه‌ها، چیزهای خوش و نیک.

وَطَعامُ الَّذينَ أوتُوا الكِتابَ حِلٌّ لَكُم وَطَعامُكُم حِلٌّ لَهُم

و طعام اهل کتاب برای شما حلال است و طعام شما نیز برای آنان حلال است.

  • وَ: حرف عطف؛ معنی: و.
  • طَعامُ: اسم، مرفوع؛ از ریشه ط ع م؛ معنی: خوراک، غذا.
  • الَّذينَ: اسم موصول، جمع مذکر عاقل؛ معنی: کسانی که.
  • أوتُوا: فعل ماضی مجهول، جمع؛ از ریشه أ ت ي؛ معنی: داده شدند، عطا شدند.
  • الكِتابَ: اسم، منصوب؛ از ریشه ك ت ب؛ معنی: کتاب؛ در اینجا مراد: کتاب آسمانی.
  • حِلٌّ: اسم، مرفوع؛ از ریشه ح ل ل؛ معنی: حلال، مباح.
  • لَكُم: جار و مجرور؛ معنی: برای شما.
  • وَ: حرف عطف؛ معنی: و.
  • طَعامُكُم: اسم + ضمیر متصل، مرفوع؛ از ریشه ط ع م؛ معنی: غذای شما.
  • حِلٌّ: اسم، مرفوع؛ از ریشه ح ل ل؛ معنی: حلال.
  • لَهُم: جار و مجرور؛ معنی: برای آنان.

وَالمُحصَناتُ مِنَ المُؤمِناتِ وَالمُحصَناتُ مِنَ الَّذينَ أوتُوا الكِتابَ مِن قَبلِكُم إِذا آتَيتُموهُنَّ أُجورَهُنَّ مُحصِنينَ غَيرَ مُسافِحينَ وَلا مُتَّخِذي أَخدانٍ

و زنان پاکدامن از مؤمنان و زنان پاکدامن از کسانی که پیش از شما کتاب به آنان داده شده، هنگامی که مهرشان را به آنان بدهید، بر شما حلال‌اند، در حالی که پاکدامن باشید، نه زناکار و نه دوست‌گیرانِ پنهانی.

  • وَ: حرف عطف؛ معنی: و.
  • المُحصَناتُ: اسم جمع مؤنث، مرفوع؛ از ریشه ح ص ن؛ معنی: زنان پاکدامن، عفیف.
  • مِنَ: حرف جر؛ معنی: از.
  • المُؤمِناتِ: اسم جمع مؤنث، مجرور؛ از ریشه أ م ن؛ معنی: مؤمنانِ زن، زنان مؤمن.
  • وَ: حرف عطف؛ معنی: و.
  • المُحصَناتُ: اسم جمع مؤنث، مرفوع؛ از ریشه ح ص ن؛ معنی: زنان پاکدامن.
  • مِنَ: حرف جر؛ معنی: از.
  • الَّذينَ: اسم موصول؛ معنی: کسانی که.
  • أوتُوا: فعل ماضی مجهول، جمع؛ از ریشه أ ت ي؛ معنی: داده شدند.
  • الكِتابَ: اسم منصوب؛ از ریشه ك ت ب؛ معنی: کتاب آسمانی.
  • مِن: حرف جر؛ معنی: از.
  • قَبلِكُم: اسم + ضمیر متصل، مجرور؛ از ریشه ق ب ل؛ معنی: پیش از شما.
  • إِذا: ظرف زمان؛ معنی: هنگامی که، اگر.
  • آتَيتُموهُنَّ: فعل ماضی، باب إفعال، با ضمیر متصل؛ از ریشه أ ت ي؛ معنی: به آنان دادید، پرداختید.
  • أُجورَهُنَّ: اسم جمع + ضمیر متصل، منصوب؛ از ریشه أ ج ر؛ معنی: مزدهایشان، مهرشان، حق‌الزحمه‌شان؛ در اینجا: مهریه‌هایشان.
  • مُحصِنينَ: اسم فاعل، حال، جمع مذکر؛ از ریشه ح ص ن؛ معنی: عفیفانه، پاکدامن، در حال حصار دادن به نفس از گناه.
  • غَيرَ: اسم استثنا/حالت، منصوب؛ معنی: غیر، نه.
  • مُسافِحينَ: اسم فاعل، جمع مذکر؛ از ریشه س ف ح؛ معنی: زناکاران، آشکارا به فحشا پردازان.
  • وَلا: واو عطف + لا ناهیّه؛ معنی: و نه.
  • مُتَّخِذي: اسم فاعل، جمع مذکر، منصوب/مجرور در اضافه؛ از ریشه أ خ ذ؛ معنی: گیرندگان، برگزینندگان.
  • أَخدانٍ: اسم جمع، مضاف‌الیه مجرور؛ از ریشه خ د ن؛ معنی: دوست پنهانی، معشوق پنهان.

وَمَن يَكفُر بِالإيمانِ فَقَد حَبِطَ عَمَلُهُ وَهُوَ فِي الآخِرَةِ مِنَ الخاسِرينَ

و هر کس به ایمان کفر ورزد، پس قطعاً عملش تباه شده است، و او در آخرت از زیانکاران است.

  • وَ: حرف عطف؛ معنی: و.
  • مَن: اسم شرط/موصول؛ معنی: هر کس.
  • يَكفُر: فعل مضارع، مجزوم/مرفوع بسته به سیاق شرط؛ از ریشه ك ف ر؛ معنی: کفر می‌ورزد، انکار می‌کند.
  • بِالإيمانِ: جار و مجرور؛ بِـ حرف جر + الإيمان اسم مجرور؛ از ریشه أ م ن؛ معنی: به ایمان، نسبت به ایمان.
  • فَقَد: فاء جواب + قد؛ معنی: پس قطعاً، همانا.
  • حَبِطَ: فعل ماضی؛ از ریشه ح ب ط؛ معنی: تباه شد، بی‌اثر گشت.
  • عَمَلُهُ: اسم + ضمیر متصل، مرفوع؛ از ریشه ع م ل؛ معنی: عمل او، کردار او.
  • وَ: حرف عطف؛ معنی: و.
  • هُوَ: ضمیر منفصل؛ معنی: او.
  • فِي: حرف جر؛ معنی: در.
  • الآخِرَةِ: اسم مجرور؛ از ریشه أ خ ر؛ معنی: آخرت، جهان دیگر.
  • مِنَ: حرف جر؛ معنی: از.
  • الخاسِرينَ: اسم فاعل جمع مذکر، مجرور؛ از ریشه خ س ر؛ معنی: زیانکاران، خسارت‌دیدگان.
Nach oben scrollen