009-103-113-توبة

« Back to Glossary Index
تو از اموالِ اینگونه اشخاص مقداری بعنوان کمک به امور اجتماعی مسلمانان بگیر، تا بوسيله آن روح ایشان را پاکیزه سازی و از بدیهای گذشته پاکشان کنی و تو نسبت به ایشان توجه دوستانه داشته باش و بدان که توجه دوستانه تو، برای ایشان آرامشی است و الله شنوائیست بس دانا (۱۰۳)
خُذْ مِنْ أَمْوَالِهِمْ صَدَقَةً تُطَهِّرُهُمْ وَتُزَكِّيهِمْ بِهَا وَصَلِّ عَلَيْهِمْ ۖ إِنَّ صَلَاتَكَ سَكَنٌ لَهُمْ ۗ وَاللَّهُ سَمِيعٌ عَلِيمٌ

از اموالشان صدقه‌ای بگیر که آنان را با آن پاک می‌کنی و پرورش و پاکیزگی می‌بخشی، و برایشان دعا کن؛ بی‌گمان دعای تو مایهٔ آرامش آنان است، و الله شنوا و داناست.

خُذْ مِنْ أَمْوَالِهِمْ صَدَقَةً تُطَهِّرُهُمْ وَتُزَكِّيهِمْ بِهَا

از اموالشان صدقه‌ای بگیر که آنان را با آن پاک می‌کنی و رشد و پاکیزگی می‌بخشی.

خُذْ: ریشه: «أ خ ذ»؛ فعل امر، صیغهٔ مفرد مذکر مخاطب؛ معنای اصلی: بگیر، اخذ کن، دریافت کن.

مِنْ: حرف جر؛ برای تبعیض و جدا کردن بخشی از کل؛ معنا: از، از میان.

أَمْوَالِهِمْ: «أَمْوَالِ» جمع «مال» از ریشهٔ «م و ل»؛ اسم مجرور به «مِنْ» و علامت جر آن کسره است؛ «هِمْ» ضمیر متصل جمع مذکر غایب در جایگاه مضاف‌الیه؛ معنا: اموالِ آنان، دارایی‌هایشان.

صَدَقَةً: ریشه: «ص د ق»؛ اسم مفرد مؤنث، منصوب؛ مفعولٌ‌به برای «خُذْ»؛ معنا: صدقه، مالی که برای پاکی، راستی ایمان و یاری نیازمندان داده می‌شود.

تُطَهِّرُهُمْ: ریشه: «ط ه ر»؛ فعل مضارع باب تفعیل، صیغهٔ مفرد مذکر مخاطب یا به اعتبار ساخت، قابل فهم به صورت فعلی که به عمل پیامبر نسبت داده می‌شود؛ «هُمْ» ضمیر متصل جمع مذکر غایب، مفعولٌ‌به؛ معنا: آنان را پاک می‌کنی، از آلودگی گناه و بخل پاک می‌سازی.

وَتُزَكِّيهِمْ: «وَ» حرف عطف؛ «تُزَكِّي» از ریشهٔ «ز ك و / ز ك ي»، فعل مضارع باب تفعیل، صیغهٔ مفرد مذکر مخاطب؛ «هِمْ» ضمیر متصل جمع مذکر غایب، مفعولٌ‌به؛ معنا: آنان را رشد می‌دهی، پاکیزه می‌سازی، به برکت و صلاح می‌رسانی.

بِهَا: «بِـ» حرف جر، برای وسیله و سبب؛ «هَا» ضمیر متصل مؤنث مفرد، برگشت آن به «صَدَقَة» است؛ معنا: به وسیلهٔ آن، با آن صدقه.


وَصَلِّ عَلَيْهِمْ

و برایشان دعا کن.

وَصَلِّ: «وَ» حرف عطف؛ «صَلِّ» از ریشهٔ «ص ل و / ص ل ي»، فعل امر، صیغهٔ مفرد مذکر مخاطب؛ معنا: دعا کن، درود و طلب رحمت کن.

عَلَيْهِمْ: «عَلَى» حرف جر به صورت «عَلَيْـ» پیش از ضمیر؛ «هِمْ» ضمیر متصل جمع مذکر غایب؛ معنا: بر آنان، برای آنان.


إِنَّ صَلَاتَكَ سَكَنٌ لَهُمْ

بی‌گمان دعای تو مایهٔ آرامش آنان است.

إِنَّ: حرف تأکید و نصب؛ برای تأکید جملهٔ اسمیه؛ معنا: بی‌گمان، همانا، قطعاً.

صَلَاتَكَ: «صَلَاة» از ریشهٔ «ص ل و / ص ل ي»؛ اسم مفرد مؤنث، منصوب به عنوان اسم «إِنَّ»؛ «كَ» ضمیر متصل مفرد مذکر مخاطب در جایگاه مضاف‌الیه؛ معنا: دعای تو، نیایش تو، طلب رحمت تو.

سَكَنٌ: ریشه: «س ك ن»؛ اسم مفرد، مرفوع به عنوان خبر «إِنَّ»؛ معنا: آرامش، مایهٔ اطمینان، سکون و دلگرمی.

لَهُمْ: «لِـ» حرف جر برای اختصاص و سودمندی؛ «هُمْ» ضمیر متصل جمع مذکر غایب؛ معنا: برای آنان، به سود آنان، مایهٔ آرامش برایشان.


وَاللَّهُ سَمِيعٌ عَلِيمٌ

و الله شنوا و داناست.

وَاللَّهُ: «وَ» حرف عطف یا استیناف؛ «الله» اسم خاص ذات پروردگار، مرفوع و مبتدا؛ معنا: و الله.

سَمِيعٌ: ریشه: «س م ع»؛ صفت مشبهه بر وزن «فعيل»، مرفوع، خبر برای «الله» یا خبر اول؛ معنا: بسیار شنوا، شنوندهٔ همهٔ سخنان و دعاها.

عَلِيمٌ: ریشه: «ع ل م»؛ صفت مشبهه بر وزن «فعيل»، مرفوع، خبر دوم برای «الله»؛ معنا: بسیار دانا، آگاه به همه چیز.

Nach oben scrollen