009-100-113-توبة

« Back to Glossary Index
و آن سبقت گرفتگانِ اولیه ایکه از مهاجر و از انصارند و همچنین آن مؤمنانی که در نیکوکاری از مهاجر و انصارِ اولیه پیروی کردند، الله از تمام ایشان خوشنود شده و آنان نیز از او خوشنود شده اند و الله برای ایشان باغهایی آماده کرده که از پای آنها جویبارها روان باشد و آنان جاویدانه و بطوری دائمی در آنها خواهند ماند و این همان کامیابی بس عظیم است (در این آیات همه جا مهاجر و انصاری که مؤمنان سبقت گیرنده اولیه اسلام میباشند در ایمان و نیکوکاری نمونه و رهبر و پیشروی مؤمنان دیگر معرفی شده اند و نسبت به آنان اعلام گردیده که آنان سخت ترین امتحانات فداکاری و عبودیت و اطاعت کامل خود را نشان داده اند و با اینحال دشمنان اسلام و نفاق افکنان و فرقه سازان برای تضعیف اسلام بهترین و فعالترین آنان را بد کارترین مردم معرفی میکنند) (۱۰۰)
وَالسّابِقونَ الأَوَّلونَ مِنَ المُهاجِرينَ وَالأَنصارِ وَالَّذينَ اتَّبَعوهُم بِإِحسانٍ رَضِيَ اللَّهُ عَنهُم وَرَضوا عَنهُ وَأَعَدَّ لَهُم جَنّاتٍ تَجري تَحتَهَا الأَنهارُ خالِدينَ فيها أَبَدًا ۚ ذٰلِكَ الفَوزُ العَظيمُ

و پیشگامان نخستین از مهاجران و انصار، و کسانی که با نیکوکاری از آنان پیروی کردند، الله از آنان خشنود شد و آنان نیز از او خشنود شدند؛ و برای آنان باغ‌هایی آماده کرده است که نهرها از زیر آن‌ها جاری است، در آن جاودانه خواهند بود؛ این همان کامیابی بزرگ است.

وَالسّابِقونَ الأَوَّلونَ مِنَ المُهاجِرينَ وَالأَنصارِ وَالَّذينَ اتَّبَعوهُم بِإِحسانٍ

و پیشگامان نخستین از مهاجران و انصار، و کسانی که با نیکوکاری از آنان پیروی کردند،

وَالسّابِقونَ: «وَ» حرف عطف؛ «السّابِقونَ» از ریشهٔ «س ب ق»، اسم فاعل، جمع مذکر سالم، معرفه با «ال»، مرفوع با واو؛ به معنای پیشی‌گیرندگان، پیشگامان، کسانی که در ایمان و عمل صالح جلوتر بوده‌اند.
الأَوَّلونَ: از ریشهٔ «أ و ل»، صفت برای «السّابِقونَ»، جمع مذکر سالم، معرفه، مرفوع با واو؛ به معنای نخستینان، اولین‌ها، پیشینیان.
مِنَ: حرف جر؛ در اینجا برای بیان گروه یا بخشی از یک مجموعه آمده است؛ به معنای از، از میانِ.
المُهاجِرينَ: از ریشهٔ «ه ج ر»، اسم فاعل از باب «مفاعله»؛ جمع مذکر سالم، مجرور به «مِن»، علامت جر آن یاء؛ به معنای هجرت‌کنندگان، کسانی که برای دین از سرزمین خود کوچ کردند.
وَالأَنصارِ: «وَ» حرف عطف؛ «الأَنصارِ» از ریشهٔ «ن ص ر»، جمعِ «ناصر» یا اسم جمع، معرفه، معطوف بر «المهاجرين»، مجرور؛ به معنای یاری‌کنندگان، عنوان مسلمانان مدینه که پیامبر و مهاجران را یاری کردند.
وَالَّذينَ: «وَ» حرف عطف؛ «الَّذينَ» اسم موصول، جمع مذکر، مبنی، در محل رفع و معطوف بر «السّابقون»؛ به معنای و کسانی که.
اتَّبَعوهُم: از ریشهٔ «ت ب ع»، فعل ماضی، باب افتعال، صیغهٔ سوم شخص جمع مذکر؛ «واو» فاعل و «هُم» ضمیر متصل مفعول‌به؛ به معنای از آنان پیروی کردند، دنبال راه آنان رفتند.
بِإِحسانٍ: «بِـ» حرف جر؛ «إِحسانٍ» از ریشهٔ «ح س ن»، مصدر باب إفعال، نکره، مجرور به باء؛ به معنای با نیکوکاری، با نیک‌رفتاری، با درستی، با انجام کار نیک.


رَضِيَ اللَّهُ عَنهُم وَرَضوا عَنهُ

الله از آنان خشنود شد و آنان نیز از او خشنود شدند.

رَضِيَ: از ریشهٔ «ر ض ي»، فعل ماضی، سوم شخص مفرد مذکر؛ به معنای خشنود شد، راضی شد، پسندید.
اللَّهُ: اسم جلاله، فاعلِ «رَضِيَ»، مرفوع با ضمه؛ به معنای الله.
عَنهُم: «عَن» حرف جر؛ «هُم» ضمیر متصل جمع مذکر در محل جر؛ به معنای از آنان، دربارهٔ آنان؛ در ترکیب با «رَضِيَ» یعنی از آنان خشنود شد.
وَرَضوا: «وَ» حرف عطف؛ «رَضوا» از ریشهٔ «ر ض ي»، فعل ماضی، سوم شخص جمع مذکر؛ «واو» فاعل؛ به معنای خشنود شدند، راضی شدند.
عَنهُ: «عَن» حرف جر؛ «هُ» ضمیر متصل مفرد مذکر در محل جر، اشاره به الله؛ به معنای از او؛ در ترکیب با «رَضوا» یعنی از او خشنود شدند.


وَأَعَدَّ لَهُم جَنّاتٍ تَجري تَحتَهَا الأَنهارُ خالِدينَ فيها أَبَدًا

و برای آنان باغ‌هایی آماده کرده است که نهرها از زیر آن‌ها جاری است، در آن جاودانه خواهند بود.

وَأَعَدَّ: «وَ» حرف عطف؛ «أَعَدَّ» از ریشهٔ «ع د د»، فعل ماضی، باب إفعال، سوم شخص مفرد مذکر؛ فاعل آن ضمیر پنهان است که به الله برمی‌گردد؛ به معنای آماده کرد، فراهم ساخت، مهیا کرد.
لَهُم: «لِـ» حرف جر؛ «هُم» ضمیر متصل جمع مذکر در محل جر؛ جار و مجرور متعلق به «أَعَدَّ»؛ به معنای برای آنان.
جَنّاتٍ: از ریشهٔ «ج ن ن»، اسم جمع مؤنث سالم، نکره، مفعول‌به برای «أَعَدَّ»، منصوب و علامت نصب آن کسره به‌جای فتحه؛ به معنای باغ‌ها، بوستان‌ها، بهشت‌ها.
تَجري: از ریشهٔ «ج ر ي»، فعل مضارع، سوم شخص مفرد مؤنث، مرفوع؛ به معنای جاری است، روان است، جریان دارد.
تَحتَهَا: «تَحتَ» ظرف مکان، منصوب، مضاف؛ «ها» ضمیر متصل مفرد مؤنث در محل جرِ مضاف‌الیه، اشاره به «جنّات»؛ به معنای زیر آن‌ها، پایین آن‌ها.
الأَنهارُ: از ریشهٔ «ن ه ر»، جمع مکسرِ «نَهْر»، معرفه، فاعلِ «تَجري»، مرفوع با ضمه؛ به معنای نهرها، رودها، جوی‌های روان.
خالِدينَ: از ریشهٔ «خ ل د»، اسم فاعل، جمع مذکر سالم، منصوب با یاء، حال برای ضمیر مربوط به اهل بهشت؛ به معنای جاودان، ماندگار، همیشگی‌مان.
فيها: «في» حرف جر؛ «ها» ضمیر متصل مفرد مؤنث در محل جر، اشاره به «جنّات»؛ به معنای در آن‌ها.
أَبَدًا: اسم زمان، منصوب به عنوان ظرف زمان؛ به معنای برای همیشه، جاودانه، بی‌پایان.


ذٰلِكَ الفَوزُ العَظيمُ

این همان کامیابی بزرگ است.

ذٰلِكَ: اسم اشاره برای مفرد مذکر دور، مبنی، در محل رفع مبتدا؛ به معنای آن، این، آن امر یادشده.
الفَوزُ: از ریشهٔ «ف و ز»، اسم، معرفه، خبر برای «ذٰلِكَ»، مرفوع با ضمه؛ به معنای کامیابی، رستگاری، پیروزی، نجات همراه با رسیدن به مطلوب.
العَظيمُ: از ریشهٔ «ع ظ م»، صفت برای «الفَوزُ»، معرفه، مرفوع با ضمه؛ به معنای بزرگ، سترگ، بسیار مهم و باارزش.

Nach oben scrollen