| همچنین کسانی که نزد تو آمدند، تا به ایشان وسائل جنگ را بدهی، ولی تو به ایشان گفتی ساز و برگی را که بتوانم به شما بدهم نمیتوانم تهیه کنم و آنان با اندوه زیاد اشک میریختند و برمیگشتند و با خود میگفتند، چرا مخارج آمدن جنگ خود را نیافته اند، بر اینگونه اشخاص نیز سزاوار نمی باشد که به جنگ بروند (۹۲) |
| وَلا عَلَى الَّذينَ إِذا ما أَتَوكَ لِتَحمِلَهُم قُلتَ لا أَجِدُ ما أَحمِلُكُم عَلَيهِ تَوَلَّوا وَأَعيُنُهُم تَفيضُ مِنَ الدَّمعِ حَزَنًا أَلّا يَجِدوا ما يُنفِقونَ و نیز بر کسانی که هرگاه نزد تو آمدند تا آنان را سوار کنی، گفتی: «چیزی نمییابم که شما را بر آن سوار کنم»، گناهی نیست؛ آنان بازگشتند، در حالی که چشمانشان از اشک لبریز بود، از اندوهِ اینکه چیزی نمییابند که هزینه کنند. وَلا عَلَى الَّذينَ إِذا ما أَتَوكَ لِتَحمِلَهُمو نیز بر کسانی که هرگاه نزد تو آمدند تا آنان را سوار کنی، وَ: ریشه ندارد؛ حرف عطف یا استئناف؛ به معنای «و»، «نیز»، برای پیوند دادن این حکم با پیش از خود. قُلتَ لا أَجِدُ ما أَحمِلُكُم عَلَيهِگفتی: چیزی نمییابم که شما را بر آن سوار کنم. قُلتَ: ریشه: «ق و ل»؛ فعل ماضی، صیغهٔ مفرد مذکر مخاطب؛ «تَ» فاعل؛ به معنای «گفتی». تَوَلَّوا وَأَعيُنُهُم تَفيضُ مِنَ الدَّمعِ حَزَنًاآنان بازگشتند، در حالی که چشمانشان از اشک لبریز بود، از روی اندوه. تَوَلَّوا: ریشه: «و ل ي»؛ فعل ماضی، صیغهٔ جمع مذکر غایب؛ «واو» فاعل؛ به معنای «روی گرداندند»، «بازگشتند»، «برگشتند». أَلّا يَجِدوا ما يُنفِقونَاز اینکه چیزی نمییافتند که هزینه کنند. أَلّا: ترکیب «أَنْ» و «لا»؛ «أَنْ» حرف مصدری و ناصب، «لا» حرف نفی؛ به معنای «اینکه نه»، «از اینکه نمیـ». |
009-092-113-توبة
« Back to Glossary Index
